انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 951 100 1

continuum

تلفظ continuum
تلفظ continuum به آمریکایی/kənˈtɪnjuːəm/ تلفظ continuum به انگلیسی/kənˈtɪnjuəm/

معنی: تسلسل، زنجیره، پیوستگان، رشته مسلسل
معانی دیگر: (ریاضی) متصله، پیوستار، زنجیره (یک سلسله از چیزهایی که شباهت آنها با فاصله ی آنها از یکدیگر رابطه ی معکوس دارد)، استمرار، پی درپی، مستمر

بررسی کلمه continuum

اسم ( noun )
حالات: continua, continuums
(1) تعریف: a continuous extent or whole the parts of which cannot be separately perceived.
مشابه: range

- the continuum of human intelligence
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] زنجیره هوش انسانی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پیوستگی هوش انسانی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: in mathematics, a set with two end points and an infinite number of points between.

واژه continuum در جمله های نمونه

1. continuum problem
ترجمه مسئله‌ی مجموعه‌ی متصله،مسئله‌ی پیوستار

2. These various complaints are part of a continuum of ill-health.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شکایات مختلف بخشی از یک زنجیره سلامت هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شکایت های مختلف بخشی از یک سری بیماری های سالم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. This subject is broadly termed continuum mechanics and is an academic discipline in its own right.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این موضوع به طور گسترده مکانیک پیوسته نامیده می‌شود و یک رشته دانشگاهی در سمت راست خود است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این موضوع به طور گسترده به نام مکانیک پیوسته و یک رشته دانشگاهی به خودی خود است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. This continuum stretches from full repetition at one end of the scale to pronominal reference at the other.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پیوستار از تکرار کامل در یک انتهای مقیاس تا مرجع pronominal در طرف دیگر امتداد دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پیوستار از تکرار کامل در یک انتهای مقیاس به مرجع مستعمره به سوی دیگر گسترش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The structure now reflects the continuum rather than the discrete units we perceive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حالا ساختار به جای واحدهای گسسته که ما درک می‌کنیم، زنجیره را منعکس می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساختار در حال حاضر تکاملی را به جای واحدهای گسسته ما درک می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. On a continuum of possible policy outcomes, locate the preferred policy decision of each group.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در یک زنجیره از نتایج سیاست احتمالی، تعیین موقعیت سیاست ارجح برای هر گروه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یک سرعتی از نتایج سیاست ممکن، تصمیم گیری سیاست مطلوب هر گروه را تعیین کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Of course, in reality there is a continuum between these and more informal types of conflict.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]البته، در واقع یک زنجیره بین این و انواع غیر رسمی درگیری وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]البته، در حقیقت پیوندی میان این و انواع غیر رسمی درگیری وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. An unforgiving managerial continuum reaching from the father to the oldest remembered paternal relative sits in stony judgment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سلسله پیوسته مدیریتی که از پدر به قدیمی‌ترین خویشاوندان پدرانه خود می‌رسد در حکم سنگی نشسته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک پیوستار مدیریتی بی رحم که از پدر به پدر و مادر قدیمی منتقل می شود، در قضاوت سنگی نشسته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Many mini-theories involve the r - K continuum.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از نظریه‌های کوچک شامل زنجیره r - K هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از مینی تئوری ها شامل پیوستگی r-K می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The continuum between main secondary and post-16 education is more doubtful.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پیوستار میان تحصیلات متوسطه و متوسطه و متوسطه، نسبت به آن بیشتر مشکوک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محرک اصلی بین تحصیلات متوسطه و پس از 16 سال بیشتر مشکوک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Inter-agency activity ranged across a continuum from the perfunctory to the innovative.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فعالیت بین نمایندگی از طریق یک زنجیره از سرسری گرفته تا مبتکرانه، در دامنه یک زنجیره قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فعالیت بین آژانس در سراسر یک پیوستار از سرچشمه به نوآوری بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Life will be redefined as a continuum of different qualities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زندگی به عنوان یک زنجیره از کیفیت‌های مختلف تعریف خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زندگی به عنوان یک سری از کیفیت های متفاوت تعریف شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The relation of the one continuum to the other is not possible using Newtonian mechanics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رابطه یک زنجیره به دیگری با استفاده از مکانیک نیوتونی امکان پذیر نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رابطه ی یک پیوستگی به دیگری با استفاده از مکانیک نیوتنی امکان پذیر نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. One importance of the continuum is that it is a more precise form of categorisation than the simple dichotomy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یکی از اهمیت این پیوستار، این است که این یک شکل دقیق‌تر از دوگانگی ساده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی از اهمیت پیوستار این است که این یک فرم دقیق تر طبقه بندی از دوگانگی ساده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف continuum

تسلسل (اسم)
progression , suit , concatenation , continuity , sequence , serialization , track , continuum
زنجیره (اسم)
continuum
پیوستگان (اسم)
continuum
رشته مسلسل (اسم)
suite , continuum

معنی عبارات مرتبط با continuum به فارسی

دستگاه جهار بعدی که سه بعد مربوط بفضا ویک بعدمربوط به زمان است، بعد چهارم زمان، جاگاه timespace

معنی continuum در دیکشنری تخصصی

continuum
[شیمی] پیوستار، زنجیره (یک سلسله از چیزهایی که شباهت آنها با فاصله ى آنها از یکدیگر رابطه ى معکوس دارد)، استمرار
[عمران و معماری] محیط پیوسته - پیوسته
[ریاضیات] متصله، پیوستار، پیوستگی، پیوسته
[شیمی] تقریب پیوستاری
[ریاضیات] فرض پیوستار
[عمران و معماری] مکانیک محیطهای پیوسته
[عمران و معماری] مکانیک محیطهای پیوسته
[شیمی] پیوستار انرژی
[ریاضیات] محیط متصل اعداد
[ریاضیات] پیوستگی خطی
[ریاضیات] مسأله ی مجموعه ی پیوسته
[شیمی] حالت پیوستار
[شیمی] پیوستار بالمر - پیوستار بالمر
[ریاضیات] پیوستار پئانو
[ریاضیات] توان پیوستار
[ریاضیات] قوت متصله، توان پیوستار

معنی کلمه continuum به انگلیسی

continuum
• continuous sequence, connected series
• a continuum is a series of events that are considered as a single process; a formal word.
space time continuum
• coordinate system having four dimensions and used in the theory of relativity

continuum را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی continuum

وحیده ١٥:٣٠ - ١٣٩٥/٠٩/١٣
پیوستار (در توپولوژی)
|

فریماه رفیعی ١١:١٣ - ١٣٩٦/٠٨/١١
محدوده، محور
|

فیض ١٩:١٠ - ١٣٩٧/٠٧/٠٨
بی نهایت - طیف - ادامه
|

پیشنهاد شما درباره معنی continuum



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی continuum
کلمه : continuum
املای فارسی : کنتینووم
اشتباه تایپی : زخدفهدععئ
عکس continuum : در گوگل


آیا معنی continuum مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )