برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1226 100 1

countable

/ˈkaʊntəbl̩/ /ˈkaʊntəbl̩/

معنی: شمردنی، شمارش پذیر

واژه countable در جمله های نمونه

1. countable noun
(دستور زبان) اسم شمارش پذیر

2. usually, "less" is used for uncountable nouns and "fewer" for countable nouns
معمولا "less" برای اسم‌های غیر قابل شمارش و "fewer" برای اسم‌های قابل شمارش به کار می‌رود.

3. An example of a countable noun is 'table', and an example of an uncountable noun is 'money'.
[ترجمه ترگمان]یک نمونه از یک اسم countable یک جدول است، و یک مثال از یک اسم غیرقابل شمارش پول است
[ترجمه گوگل]یک مثال از اسم شمارا 'جدول' است، و یک مثال از اسم غیرقابل حساب 'پول' است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The word " person " is a countable noun.
[ترجمه ترگمان]کلمه \"فرد\" اسم countable است
[ترجمه گوگل]کلمه 'شخص' اسم شمارشی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The Church is made up of countable people and there is nothing particularly spiritual in not counting them.
[ترجمه ترگمان]کلیسا از countable نفر تشکیل شده‌است و هیچ چیز به خصوص روحانی در شمردن آن‌ها وجود ندارد
[ترجمه گوگل]کلیسای از مردم قابل شمارش ساخته شده است و هیچ چیز به ویژه روحی نیست که آنها را حساب نکنند
[ترجمه شما] ...

مترادف countable

شمردنی (صفت)
computable , countable , denumerable
شمارش پذیر (صفت)
countable

معنی عبارات مرتبط با countable به فارسی

(دستور زبان) اسم شمارش پذیر

معنی countable در دیکشنری تخصصی

countable
[برق و الکترونیک] قابل شمارش
[ریاضیات] مجموعه ی شمارا، شمارش پذیر، شمارایی، شمارا، منتها شمارا، قابل شمارش
[آمار] شمارا
[ریاضیات] جمعپذیری شمارشپذیر
[آمار] شماراجمعی بودن
[ریاضیات] الفبای شمارش پذیر
[ریاضیات] پایه ی شمارشپذیر
[ریاضیات] گردایه ی شمارا، دسته ی شمارش پذیر
[ریاضیات] خانواده ی شمارا
[ریاضیات] پایه ی شمارش پذیر موضعی، پایه ی شمارش پذیر همسایگی ها
[ریاضیات] مجموعه ی شمارش پذیر، مجموعه ی شمارش پذیر، مجموعه ی شمارا
[آمار] مجموعه شمارا
[ریاضیات] مجتمع سادکی شمارا
[ریاضیات] اجتماع شمارش پذیر
[ریاضیات] متنها شمارا
[ریاضیات] حداکثر شمارشپذیر

معنی کلمه countable به انگلیسی

countable
• capable of being counted, calculable, numerable
countable noun
• a countable noun is the same as a count noun.

countable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehrdad Sayehban
قابل حساب کردن
مثال:
He's not countable
نمی شود روی او حساب کرد.
شکیلا
قابل شمارش
محمد
مشخص
مثلا در مورد countable set بجای مجموعه شمارا میتوان گفت تعداد مشخصی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی countable
کلمه : countable
املای فارسی : کونتبل
اشتباه تایپی : زخعدفشذمث
عکس countable : در گوگل

آیا معنی countable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )