برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1157 100 1

cowardly

/ˈkaʊərdli/ /ˈkaʊədli/

معنی: خردل، ضعیف النفس
معانی دیگر: بزدلانه، با ترس و لرز، ترسو، کم دل و جرات، جبون، نامرد,شخصجبان

بررسی کلمه cowardly

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of or like a coward.
مترادف: chicken, craven, yellow
متضاد: brave, daring
مشابه: chicken-hearted, chicken-livered, dastardly

- a cowardly retreat
[ترجمه ترگمان] یک عقب‌نشینی ترسو
[ترجمه گوگل] عقب نشینی بزدلانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: lacking courage, sometimes to a shameful degree.
مترادف: craven, fainthearted
متضاد: bold, brave, chivalrous, courageous, daredevil, gallant, lionhearted, strong, valiant
مشابه: afraid, dastardly, fearful, gutless, lily-livered, timid, timorous, yellow
قید ( adverb )
مشتقات: cowardliness (n.)
• : تعریف: like a coward.
مترادف: cravenly, fearfully

- In the face of danger he behaved cowardly.
[ترجمه ترگمان] در مقابل خطر، او خیلی ترسو رفتار می‌کرد
[ترجمه گوگل] در مواجهه با خطر، او به سختی رفتار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه cowardly در جمله های نمونه

1. cowardly officers were downgraded
افسران ترسو تنزل رتبه یافتند.

2. a cowardly act
یک عمل بزدلانه

3. a cowardly general
یک ژنرال بزدل

4. the brave die only once, the cowardly a thousand times!
آدم دلیر فقط یکبار می‌میرد - آدم ترسو هزار بار!

5. he will go down in history as a cowardly commander
تاریخ از او به عنوان یک فرمانده ترسو یاد خواهد کرد.

6. A courageous foe is better than a cowardly friend.
[ترجمه ترگمان]یک دشمن شجاع بهتر از یک دوست ترسو است
[ترجمه گوگل]دشمن شجاع بهتر از یک دوست بدبخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Tears apart from cowardly should not representative of anything outside.
[ترجمه ترگمان]اشک‌های ناشی از بزدلانه نباید نماینده چیزی خارج از آن باشند
[ترجمه گوگل]اشکها به غیر از بزدلانه نباید چیزی در خارج از منزل نمایند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Cowardly people will only come to a standstill, recklessly person can lead to Shaoshen, only the real ...

مترادف cowardly

خردل (صفت)
base-spirited , coward , chicken-hearted , cowardly , craven
ضعیف النفس (صفت)
base-spirited , coward , chicken-hearted , milk-livered , cowardly , craven , invalorous , lily-livered , faint-hearted , hen-hearted , pigeon-hearted , rabbit-hearted , weak-hearted

معنی کلمه cowardly به انگلیسی

cowardly
• fearful, lacking courage
• someone who is cowardly is easily frightened and so avoids doing dangerous or difficult things.

cowardly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Miss Avan
ترسو، کم دل و جرعت
بزرگ زاده
بُز دلانه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cowardly
کلمه : cowardly
املای فارسی : کوردلی
اشتباه تایپی : زخصشقیمغ
عکس cowardly : در گوگل

آیا معنی cowardly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )