برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1284 100 1

crawl

/ˈkrɒl/ /krɔːl/

معنی: عمل خزیدن، شنال کرال، خزیدن، سینه مال رفتن، چهار دست و پا رفتن
معانی دیگر: خزیدن (مانند کرم و مار)، سینه خیز رفتن، کشاله رفتن، مخیدن، غژیدن، با آهستگی یا ناتوانی حرکت کردن، نوکروار عمل کردن، خایه مالی کردن، خود را پست و خفیف کردن، (با: with) پر بودن از (مثلا حشرات یا چیزهای ناخوشایند)، حرکت آهسته، کشاله روی، چاردست و پا، خزش، (شنا) کرال، (تلویزیون) عنوان گردان، (انگلیس - خودمانی) رجوع شود به: pub crawl، حوضچه یا گودی یا چار دیواری در جاهای کم ژرفای دریاچه و غیره برای نگهداری و پرورش ماهی و لاک پشت و غیره

بررسی کلمه crawl

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: crawls, crawling, crawled
(1) تعریف: to move slowly with the body close to, or dragged along on, the ground; creep.

(2) تعریف: to move very slowly or with frequent stops, as a vehicle in heavy traffic.
مشابه: drag, edge

(3) تعریف: to act with servility or stealth.
مشابه: grovel

- I hated to see my brother crawl in front of his angry boss.
[ترجمه وحید] متنفر بودم که می دیدم برادرم جلوی رئیسش دولا و راست می شود.
|
[ترجمه t] متنفر بودم از اینکه می دیدم برادرم در مقابل رییس عصبانی اش دولا و راست میشود.
|
[ترجمه ترگمان] از دیدن برادرم که جلوی رئیس عصبانی او می‌خزید، متنفر بودم
[ترجمه گوگل] من متنفر بودم که برادرم را در مقابل رئیس عصبانی خود خزیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

واژه crawl در جمله های نمونه

1. to feel one's flesh crawl
(پوست) تنم مورمور می‌شود.

2. the baby has started to crawl
کودک شروع به سینه خیز رفتن کرده است.

3. makes one's skin (or flesh) crawl
آدم را مشمئز می‌کند،چندش‌آور است

4. Don't try to walk before you can crawl.
[ترجمه وحید] پیش از آنکه بتوانی چهار دست و پا راه بروی ، سعی نکن که گام برداری.
|
[ترجمه ترگمان]سعی نکن قدم بزنی قبل از اینکه بتونی سینه‌خیز بری
[ترجمه گوگل]سعی نکنید قدم بزنید قبل از اینکه بتوانید خزید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The traffic was moving at a slow crawl.
[ترجمه ترگمان]ترافیک آهسته حرکت می‌کرد
[ترجمه گوگل]ترافیک در یک خزنده آهسته حرکت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Our baby is just starting to crawl.
[ترجمه وحید ...

مترادف crawl

عمل خزیدن (اسم)
crawl
شنال کرال (اسم)
crawl
خزیدن (فعل)
shrink , ramp , couch , grovel , worm , snail , slither , crawl , creep , lie up , slime , snake
سینه مال رفتن (فعل)
crawl , creep
چهار دست و پا رفتن (فعل)
crawl

معنی عبارات مرتبط با crawl به فارسی

گربه رو (فضای تنگ زیر طاق یا زیر کف اتاق برای جلوگیری از رطوبت و غیره)
(شنا) نوعی شنای سینه (کرال)، کرال استرالیایی
(انگلیس - عامیانه)، از یک میخانه به میخانه ی دیگر رفتن، میخانه گردی کردن

معنی crawl در دیکشنری تخصصی

[سینما] عنوان / گردان
[سینما] عنوان گردان
[سینما] حرکت نامنظم فیلم [در دوربین ]

معنی کلمه crawl به انگلیسی

crawl
• act of crawling (moving along the ground on all fours, creeping); swimming stroke
• creep, move along the ground on all fours; grovel, be servile
• when you crawl, you move forward on your hands and knees.
• when an insect or vehicle crawls somewhere, it moves there slowly.
• if you say that a place is crawling with people or things, you mean that it is full of them; an informal use.
• if you crawl to someone, you try to please them in order to gain some advantage; used in informal english, showing disapproval.
• if traffic moves at a crawl, it moves very slowly.
• the crawl is a swimming stroke in which you lie on your front, swinging first one arm over your head, and then the other arm.
crawl along
• creep, move slowly
crawl on all fours
• move on hands and knees, creep, move along the ground on hands and knees
crawl stroke
• basic swimming stroke
face down crawl
• crawling low on the ground
front crawl
• front crawl is a type of swimming stroke that you do lying on your front.
leopard crawl
• method of moving at night in order to remain quiet and guard weapons
pub crawl
• a pub crawl is an activity in which someone goes from one pub to another having drinks in each one; an informal expression.
side crawl
• crawl on one's side behind a hiding place

crawl را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نازنین عابدی
دست و پا راه رفتن بچه
j
همان حرکت کرال فارسی خودمونه
مثل کرال سینه و پشت
با این تفاوت که به جا این حرکت توی اب روی زمین حرکت کردنه
درواقع همون چهار دست وپارفتن یا حرکت روی زانو ها ودست ها به صورت همزمان
Majjid poshesh
سر خوردن
Nik
چهار دست و پا رفتن (بچه ها)
پارسا
خزیدن
P.A
حرکت روی دست و پا
مثل چهار دستو پا رفتن بچه ها
alireza
چهار دست و پا راه رفتن بچه
رها خواجوی
چهار دست و پا رفتن
شاهرخ یوسف نژاد
خیلی آهسته رفتن(اتومبیل)
elisa
چهار دست وپا رفتن بچه
سعید
crawl به معنی خزیدن هستش، در زبان تخصصی کامپیوتر در حوزه SEO ، به عمل جستجوی ربات های موتور های جستجو مثل گوگل در سایت هم Crawling گفته میشه!
tinabailari
i couldn't walk well so i began to crawl on my hands and knees toward the door
من نمیتونستم خوب راه برم برای همین تا در شروع به خزیدن روی دست و زانوم کردم ↖️
محمد حسین کریمی
چهار دست و پا راه رفتن بچه
رسول مجدمی
تبلیغاتی که در پایین تلویزیون در حرکت است
متخصص امور کرال
کورمال کورمال رفتن
مرتضی رادمهر
بیشتر به معنای شنا کرال میاد،ولی خزنده و یا حرکت شبیه کرم رفتن هم میشه.
البته در فیلم ۲۰۱۹ به معنای خزندست.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی crawl
کلمه : crawl
املای فارسی : کرال
اشتباه تایپی : زقشصم
عکس crawl : در گوگل

آیا معنی crawl مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )