انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1046 100 1

crook

تلفظ crook
تلفظ crook به آمریکایی/ˈkrʊk/ تلفظ crook به انگلیسی/krʊk/

معنی: کجی، کلاه بردار، عصای سرکج، ادم قلابی، خزپوش، خم کردن، کج کردن
معانی دیگر: (هر چیز خم یا منحنی یا قلاب شکل) قلاب، خمیدگی، انحنا، کژی، (راه و غیره) پیچ، (شبانان و مطران ها) چوبدستی (که یک سرش انحنا دارد)، عصا، (عامیانه) کلاهبردار، کژرفتار، شیاد، متقلب، دزد، نادرست، خم کردن یا شدن، قلابدیس کردن یا شدن، کج کردن یا شدن، چفتیدن، چفریدن، (خودمانی) دزدیدن، بالا کشیدن، کش رفتن

بررسی کلمه crook

اسم ( noun )
(1) تعریف: a curved or hooked part of something.

- The baby lay with his head in the crook of his mother's arm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کودک سرش را میان خم بازوی مادرش دراز کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کودک با سر خود در انگشت مادرش قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Be careful going around the crook in the road.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مراقب باش که تو راه توی جاده سرک بکشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مراقب باشید در اطراف کلاه گیس در جاده باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: something bent, curved, or hooked.
مشابه: bend

(3) تعریف: a hooked implement, such as a shepherd's staff.

- The shepherd used his crook to guide the sheep.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] چوپان از crook استفاده کرد تا گوسفندانش را راهنمایی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چوپان برای هدایت گوسفندان خود را گول زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: a thief or swindler.
مشابه: bandit, gyp, thief

- The governor was accused of being a crook.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] فرماندار به یک کلاه برداری متهم شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] فرماندار متهم به کشتن شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: crooks, crooking, crooked
• : تعریف: to bend, curve, or hook.
مشابه: bend

- When it was time to leave, she crooked a finger at me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] وقتی زمان رفتن بود، او انگشتش را به سمتم دراز کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] وقت آن رسیده بود که انگشت خود را به من زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه crook در جمله های نمونه

1. the crook of an umbrella handle
ترجمه انحنای دسته‌ی چتر

2. the crook worked under various aliases
ترجمه کلاهبردار با اسامی مستعار مختلف خود را معرفی می‌کرد.

3. the crook of one's arm (or leg)
ترجمه بخش نرم و خمش‌پذیر بازو (یا ران)

4. a shepherd's crook
ترجمه چوبدستی چوپان

5. by hook or by crook
ترجمه هرجوری شده،به هر نحوی از انحا

6. the mother held the baby in the crook of her arm
ترجمه مادر کودک را در خم بازوی خود نگه داشت.

7. the president of the bank also turned out to be a crook
ترجمه رئیس بانک هم کلاهبردار از آب درآمد.

8. She lay curled up in the crook of his arm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در خم بازویش مچاله شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در انگشتان دستش پیچ خورده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The man is a crook and a liar.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون مرد کلاه بردار و دروغگو - ه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مرد گرگ و دروغگو است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. John took one child into the crook of each arm and let them nestle against him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جان یک کودک را به هر یک از بازوانش گرفت و به آن‌ها اجازه داد تا در مقابل او nestle
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جان یک کودک را به گدایی از هر بازوی برد و اجازه داد تا او را در آغوش بگیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. She hid her face in the crook of her arm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صورتش را در خم بازویش پنهان کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او چهره اش را در ناحیه بازوی او مخفی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. "Well done, Cassandra," Crook said. She blushed, but accepted the compliment with good grace.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]\"آفرین،\" کاساندرا \"،\" Crook \"گفت\" او سرخ شد، اما این تعریف را با شکوه و ظرافت قبول کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کروک گفت: "خوب انجام شده، کاساندرا "
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He was carrying a gun in the crook of his arm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون داشت یه اسلحه تو دستش حمل می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در حصار بازوی خود حمل اسلحه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. She was cradling a small parcel in the crook of her elbow.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسته کوچکی را در زیر آرنجش به دست گرفته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک جعبه کوچک را در حین آرنج خود گذاشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Don't hazard your reputation by supporting that crook.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با حمایت از اون کلاه، شهرت خودتو به خطر ننداز
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با حمایت از این کلاهبرداری اعتبار خود را به خطر نمی اندازید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. To put it plainly, he's a crook.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تا آن را آشکار کند، کلاه بردار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور خلاصه، او یک حقه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف crook

کجی (اسم)
obliquity , deformation , leaning , skew , curvature , slant , slope , list , crook , tilt , clubfoot , inflection , flection , hade
کلاه بردار (اسم)
crook , swindler , rook , hustler
عصای سرکج (اسم)
crook
ادم قلابی (اسم)
crook
خزپوش (اسم)
crook , vagabond , swindler
خم کردن (فعل)
bow , incline , bend , curve , crank , leant , crook , flex , wry , limber , inflect , hunch , twist
کج کردن (فعل)
top , tip , incline , deflect , bend , strain , slant , list , crook , tilt , contort , inflect , recurve , distort , hook , incurve

معنی عبارات مرتبط با crook به فارسی

دم قوزپشت یاگوژپشت
دم گوژپشت یاقوزپشت
از حفظ، از بر، هرجوری شده، به هر نحوی از انحا

معنی crook در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] عصایسرکج، کجی، ادمقلابی، کلاهبردار، خمکردن، کجکردن
[صنعت] آچار دو سر

معنی کلمه crook به انگلیسی

crook
• thief (slang); hook; rod with a curved end, shepherd's crook
• bend, curve; be bent, be curved
• a crook is a criminal or dishonest person; an informal use.
• the crook of your arm or leg is the soft inside part where you bend your elbow or knee.
• if you crook your arm or finger, you bend it.
by hook and by crook
• at any price, by any mean necessary, however it must be done
by hook or by crook
• at any price, by any mean necessary, however it must be done

crook را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حسن امامی ٢٣:٠٢ - ١٣٩٧/٠٨/٠٦
عصا
|

Kosar zohari ١٥:٤٨ - ١٣٩٨/٠١/١١
آدم شیاد،پیچ،خم،انحنا،کلاهبردار
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی crook
کلمه : crook
املای فارسی : کروک
اشتباه تایپی : زقخخن
عکس crook : در گوگل


آیا معنی crook مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )