برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1326 100 1

crook

/ˈkrʊk/ /krʊk/

معنی: کجی، کلاه بردار، عصای سرکج، ادم قلابی، خزپوش، خم کردن، کج کردن
معانی دیگر: (هر چیز خم یا منحنی یا قلاب شکل) قلاب، خمیدگی، انحنا، کژی، (راه و غیره) پیچ، (شبانان و مطران ها) چوبدستی (که یک سرش انحنا دارد)، عصا، (عامیانه) کلاهبردار، کژرفتار، شیاد، متقلب، دزد، نادرست، خم کردن یا شدن، قلابدیس کردن یا شدن، کج کردن یا شدن، چفتیدن، چفریدن، (خودمانی) دزدیدن، بالا کشیدن، کش رفتن

بررسی کلمه crook

اسم ( noun )
(1) تعریف: a curved or hooked part of something.

- The baby lay with his head in the crook of his mother's arm.
[ترجمه ترگمان] کودک سرش را میان خم بازوی مادرش دراز کرده بود
[ترجمه گوگل] کودک با سر خود در انگشت مادرش قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Be careful going around the crook in the road.
[ترجمه ترگمان] مراقب باش که تو راه توی جاده سرک بکشی
[ترجمه گوگل] مراقب باشید در اطراف کلاه گیس در جاده باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: something bent, curved, or hooked.
مشابه: bend

(3) تعریف: a hooked implement, such as a shepherd's staff.

- The shepherd used his crook to guide the sheep.
[ترجمه ترگمان] چوپان از crook استفاده کرد تا گوسفندانش را راهنمایی کند
[ترجمه گوگل] چوپان برای هدایت گوسفندان خود را گول زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه crook در جمله های نمونه

1. the crook of an umbrella handle
انحنای دسته‌ی چتر

2. the crook worked under various aliases
کلاهبردار با اسامی مستعار مختلف خود را معرفی می‌کرد.

3. the crook of one's arm (or leg)
بخش نرم و خمش‌پذیر بازو (یا ران)

4. a shepherd's crook
چوبدستی چوپان

5. by hook or by crook
هرجوری شده،به هر نحوی از انحا

6. the mother held the baby in the crook of her arm
مادر کودک را در خم بازوی خود نگه داشت.

7. the president of the bank also turned out to be a crook
رئیس بانک هم کلاهبردار از آب درآمد.

8. She lay curled up in the crook of his arm.
[ترجمه ترگمان]در خم بازویش مچاله شده بود
[ترجمه گوگل]او در انگشتان دستش پیچ خورده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The man is a crook and a liar.
[ترجمه ترگمان] اون مرد کلاه بردار و دروغگو - ه
[ترجمه گوگل]این مرد گرگ و دروغگو است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف crook

کجی (اسم)
obliquity , deformation , leaning , skew , curvature , slant , slope , list , crook , tilt , clubfoot , inflection , flection , hade
کلاه بردار (اسم)
crook , swindler , rook , hustler
عصای سرکج (اسم)
crook
ادم قلابی (اسم)
crook
خزپوش (اسم)
crook , vagabond , swindler
خم کردن (فعل)
bow , incline , bend , curve , crank , leant , crook , flex , wry , limber , inflect , hunch , twist
کج کردن (فعل)
top , tip , incline , deflect , bend , strain , slant , list , crook , tilt , contort , inflect , recurve , distort , hook , incurve

معنی عبارات مرتبط با crook به فارسی

دم قوزپشت یاگوژپشت
دم گوژپشت یاقوزپشت
از حفظ، از بر، هرجوری شده، به هر نحوی از انحا

معنی crook در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] عصایسرکج، کجی، ادمقلابی، کلاهبردار، خمکردن، کجکردن
[صنعت] آچار دو سر

معنی کلمه crook به انگلیسی

crook
• thief (slang); hook; rod with a curved end, shepherd's crook
• bend, curve; be bent, be curved
• a crook is a criminal or dishonest person; an informal use.
• the crook of your arm or leg is the soft inside part where you bend your elbow or knee.
• if you crook your arm or finger, you bend it.
by hook and by crook
• at any price, by any mean necessary, however it must be done
by hook or by crook
• at any price, by any mean necessary, however it must be done

crook را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Kosar zohari
آدم شیاد،پیچ،خم،انحنا،کلاهبردار
س.ش
مریض . ناخوش.
فرید دشتی
در استرالیایی به معنای مریض

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی crook
کلمه : crook
املای فارسی : کروک
اشتباه تایپی : زقخخن
عکس crook : در گوگل

آیا معنی crook مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )