برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1285 100 1

cutout

/ˈkəˌtɑːwt/ /ˈkəˌtɑːwt/

معنی: قطع جریان
معانی دیگر: (برق) مداربند، سویچ قطع جریان، فیوز خودکار، (موتور درون سوز) دریچه ی رها (که دود را به جای بردن به اتاقک اگزوز مستقیما به خارج می برد)، برش (ماکت یا نمونه ی هرچیز)

بررسی کلمه cutout

اسم ( noun )
(1) تعریف: something that has been or is made to be cut out, such as a paper doll.

(2) تعریف: a device for breaking or bypassing an electric circuit.

واژه cutout در جمله های نمونه

1. We got to install an Indwelling Curiosity Cutout in some nosy booger.
[ترجمه ترگمان]ما باید یک کنجکاوی indwelling را در برخی از booger nosy نصب کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید یک Cutout کنجکاوی Indwelling را در برخی از booger nose نصب کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Scrapbooks and bottles of paste and cutout articles of the young Dove braving gales in canoes, performing heroic acts.
[ترجمه ترگمان]scrapbooks و شیشه‌های مربا و تکه‌های بریده این قمری جوان با canoes در canoes با حرکات قهرمانانه دست و پنجه نرم می‌کنند
[ترجمه گوگل]ضرب و شتم و بطری های مقیاس و مقیاس های گل سرخ جوان در قایقرانی، انجام اعمال قهرمانانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Poole brought his fist down on the alarm cutout, and the wailing ceased.
[ترجمه ترگمان]پول مشتش را روی یکی دیگر بند زنگ خطر انداخت و شیون و زاری متوقف شد
[ترجمه گوگل]پاول مچ دست خود را بر روی زنگ هشدار برانگیخت و ریشخند زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Turn on the text cutout layer again.
[ترجمه ترگمان]دوباره متن ...

مترادف cutout

قطع جریان (اسم)
cutoff , cutout

معنی cutout در دیکشنری تخصصی

cutout
[عمران و معماری] فیوزخودکار - کلید قطع جریان
[برق و الکترونیک] قطع کن وسیله ای الکتریکی که به صورت دستی یا خودکار جریان را قطع می کند ، مانند مدار شکن ، فیوز یا کلید .
[نساجی] جای فیوز
[برق و الکترونیک] قطع حرارتی سوییچ حساس به گرمایی که به طور خوکار مدار موتور الکتریکی یا تحریک کننده های الکترومکانیکی دیگر را به هنگام تجاوز دما از مقدار ایمن باز می کند.
[زمین شناسی] فقدان - منطقه ای که در آن زغال یک رگه زغال سنگ مفقود می شود و این حالت به خاطر یک گسل عادی کم زاویه یا یک آب بردگی(شویش)، فشردگی یا پیچش است. - مقایسه شود با: nip,pinch. - مترادف: cutout.

معنی کلمه cutout به انگلیسی

cutout
• cutoff switch (electricity); clipping, something that has been cut from something else

cutout را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم امامی
حکاکی
نامدار
سایه نما
عباس نعمتی فر
شکلک کاغذی یا چوبی (بچه گانه)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cutout
کلمه : cutout
املای فارسی : کوتوت
اشتباه تایپی : زعفخعف
عکس cutout : در گوگل

آیا معنی cutout مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )