انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1065 100 1

Decolonization

تلفظ decolonization
تلفظ decolonization به آمریکایی/ˌdi:ˌkɒlənaɪˈzeɪʃən/ تلفظ decolonization به انگلیسی/ˌdi:ˌkɒlənaɪˈzeɪʃən/

مستعمره زدایی (decolonialization هم می گویند)، پرگنه زدایی

بررسی کلمه Decolonization

اسم ( noun )
• : تعریف: the process or act of freeing a colony or eliminating colonialism.

واژه Decolonization در جمله های نمونه

1. Decolonization was associated with the spread of ideologies of national self-determination and ultimately the near-universality of the sovereign nation-state.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Decolonization با گسترش ایدئولوژی‌ها از خودمختاری ملی و در نهایت عمومیت نزدیک به عمومیت این کشور مستقل مرتبط بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Decolonization با گسترش ایدئولوژی های خودمختاری ملی و در نهایت تقریبا جهانی بودن ملت-دولت مستقل همراه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Unlike any of these zones, however, formal decolonization has been accompanied by a virtually uninterrupted sequence of imperial wars and interventions in the post-colonial period.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، برخلاف هیچ کدام از این مناطق، decolonization رسمی با یک توالی تقریبا بی وقفه از جنگ‌های امپراتوری و مداخلات در دوران پس از استعمار همراه بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، بر خلاف هر یک از این مناطق، تقسیم بندی رسمی با یک دنباله عملا بی وقفه از جنگ های امپریالیستی و مداخلات در دوره پسا استعماری همراه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. In the process of promoting decolonization, UN has formed an autonomous system and that of trusteeship to place the decolonization issue under an international supervision system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سازمان ملل در فرآیند ترویج decolonization یک سیستم خودمختار و یک نظام قیمومت تشکیل داده‌است تا مساله decolonization را تحت سیستم نظارت بین‌المللی قرار دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سازمان ملل متحد در فرایند تضعیف تقسیم بندی، یک سیستم مستقل و یک ممنوعیت را برای قرار دادن مسئله تقسیم بندی در سیستم نظارتی بین المللی تشکیل داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Patients who are carriers can be screened and decolonization can be carried out preoperatively, potentially lowering the risk of periprosthetic joint infection.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیمارانی که حامل carriers هستند را می توان غربال کرد و decolonization را می توان به صورت بالقوه در معرض خطر آلودگی مشترک قرار داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیمارانی که حامل هستند می توانند غربالگری شوند و دکولونیزاسیون می تواند قبل از عمل انجام شود، به طور بالقوه خطر عفونت مشترک پری پروستات را کاهش می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The decolonization of the British Empire experienced four stages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The امپراتوری بریتانیا چهار مرحله را تجربه کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تقسیم بندی امپراتوری بریتانیا چهار مرحله را تجربه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The great waves of decolonization were just stirring; the few developing countries were seen as objects, not subjects, of history.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امواج بزرگ of در حال حرکت بودند؛ چند کشور در حال توسعه به عنوان اشیا، نه موضوعات، و تاریخ دیده می‌شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امواج بزرگ تقسیم بندی فقط تکان خوردن بود؛ چند کشور در حال توسعه به عنوان اشیاء، نه موضوع ها، تاریخ شناخته شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. In the midcentury era of decolonization, which saw India become the world’s largest democracy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در دوران midcentury of، که شاهد تبدیل هند به بزرگ‌ترین دموکراسی جهان بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اواسط دهه ی هجری شمسی، که هند را تبدیل به بزرگترین دموکراسی جهان کرد،
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The political changes of decolonization and national reintegration with China pose new challenges to the development of political education.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تغییرات سیاسی of و انسجام مجدد ملی با چین چالش‌های جدیدی برای توسعه آموزش سیاسی به وجود آورده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تغییرات سیاسی تقسیم بندی و ادغام مجدد ملی با چین چالش های جدیدی را برای توسعه آموزش سیاسی به وجود می آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The aftermath of the Vietnam War and decolonization of former colonies held by the European great powers contributed to U. S. perceptions of the United Nations, he said.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از جنگ ویتنام و decolonization مستعمرات سابق که قدرت‌های بزرگ اروپا در دست داشتند، به U کمک کردند اس او گفت که درک سازمان ملل متحد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گفت که پس از جنگ ویتنام و پاکسازی مستعمرات سابق که توسط قدرت های بزرگ اروپایی برگزار شد، به درک ایالات متحده از سوی سازمان ملل متحد کمک کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. S. tried to design a gradual way of decolonization for Dutch East Indies (Indonesia), but when the war ended Indonesian nationalist immediately established a strong republican regime.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او جنوبی تلاش کرد راهی تدریجی برای احیای جزایر هند شرقی (اندونزی)طراحی کند، اما وقتی جنگ به پایان رسید، ملی‌گرایی اندونزیایی فورا یک رژیم جمهوری‌خواه قدرتمند ایجاد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]س سعی کرد تا یک روش تدریجی از دکولونیزاسیون برای هند شرقی هند (اندونزی) طراحی کند، اما زمانی که جنگ به پایان رسید، ناسیونالیست اندونزی بلافاصله یک رژیم قوی جمهوری خواه را ایجاد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. We fought for decolonization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما برای \"decolonization\" مبارزه کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما برای پاکسازی جنگیدیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. This submerged everything, until in recent times it was in turn submerged in the bitter and prolonged conflicts of decolonization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این آب همه چیز را زیر و رو می‌کرد، تا این که در روزه‌ای اخیر در درگیری‌های تلخ و طولانی of غوطه‌ور بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این همه چیز غوطه ور است، تا زمانی که در زمان های اخیر آن را به نوبه خود غرق در درگیری های تلخ و طولانی از decolonization
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. In some countries ideology is behind the move, in others, the consequences of decolonization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در برخی کشورها ایدئولوژی پشت این حرکت وجود دارد، در برخی دیگر، پیامدهای of
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در بعضی کشورها ایدئولوژی در حرکت است، در برخی دیگر، عواقب تقلید شدن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The second distinguishing feature of the Arab world has been the longevity and intensity of the assorted tyrannies that have preyed on it since formal decolonization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دومین ویژگی متمایز جهان عرب، طول عمر و شدت of است که از زمان decolonization رسمی به آن پرداخته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دومین ویژگی متمایز جهان عرب، طول عمر و شدت طغرل های مختلف است که پس از تقسیم رسمی رسمی به آن اهداء شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It is my further hope that this study will serve to enlighten the dominated cultures on their decolonization activities in the field of literary translation in the postcolonial context.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امید بیشتر من است که این مطالعه به منظور روشن کردن فرهنگ‌های حاکم بر فعالیت‌های decolonization در زمینه ترجمه ادبی در زمینه متنی مورد استفاده قرار خواهد گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بیشتر امید من است که این مطالعه به روشن کردن فرهنگ های تحت سلطه بر فعالیت های خود را در زمینه ترجمه های ادبی در زمینه های پسااستعماری تبدیل کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه Decolonization به انگلیسی

decolonization
• act of making a colony independent (also decolonisation)
decolonization process
• cancellation of colonization, withdrawal of colonial powers from an area

Decolonization را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Toomaz ٠٩:٢٥ - ١٣٩٧/١٢/٢٠
استعمارزدایی
|

محدثه فرومدی ٠٠:١٩ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦
decolonized = استعمارزدایی شده
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی decolonization
کلمه : decolonization
املای فارسی : دکلنیزتین
اشتباه تایپی : یثزخمخدهظشفهخد
عکس decolonization : در گوگل


آیا معنی Decolonization مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )