برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

Deep down

واژه Deep down در جمله های نمونه

1. Deep down I resented his existence.
[ترجمه ترگمان]در اعماق وجودم از وجود او نفرت داشتم
[ترجمه گوگل]عمیق تر من از وجودش بیزار بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Deep down, we had always detested each other.
[ترجمه T@h@] در باطن خودمون، همیشه از هم تنفر داشتیم.
|
[ترجمه ترگمان]در اعماق، همیشه از یکدیگر متنفر بودیم
[ترجمه گوگل]عمیق تر، ما همیشه همدیگر را ناراحت کرده بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We knew deep down that we could do it.
[ترجمه ترگمان]ما می دون ستیم که می تونیم این کار و بکنیم
[ترجمه گوگل]ما عمیق می دانستیم که می توانیم آن را انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He knew, deep down, that he would have to apologise.
...

معنی کلمه Deep down به انگلیسی

deep down
• deep inside, in the depths of his heart

Deep down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسام دهقانی
Adverb - احساسی که در مورد چیزی داریم و آن را لو نمی دهیم.
عسل ولی پور
حساس درونی و معمولا" مخفی از دیگران/ عمیقا" / از ته قلب/ در اصل ماجرا و ...
عاطفه موسوی
عمق وجود
محمد محمودی
علی رغم ظاهر
محمد فرهنگی
اصطلاحا در فارسی میگیم : بین خودمان باشد ...و یا اگر راستشو بخواهی .. /ذاتا/احساسی درونی و قلبی
محمد رومزی
در باطن
عمیقا
میلاد علی پور
از صمیمِ قلب، از تهِ دل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Deep down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )