برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1227 100 1

Detour

/ˌdɪˈtʊr/ /ˈdiːtʊə/

معنی: انحراف، خط سیر را منحرف کردن
معانی دیگر: راه انحرافی (که هنگام تعمیر و بسته بودن راه اصلی به کار می رود)، از بیراهه رفتن، از راه فرعی یا انحرافی رفتن یا بردن، (برای احتراز از شلوغی و غیره) دور زدن، بیراهه، کژراهه، راه فرعی

واژه Detour در جمله های نمونه

1. Pop was uneasy about taking the detour in this strange town.
بابا نگران بود از اینکه در این شهر غریب، مسیر بیراهه را انتخاب کنیم

2. In order to evade city traffic, Anthony took a detour.
آنتونی به منظور فرار از ترافیک شهر، از جاده فرعی رفت

3. The detour took us ten miles off our course.
جاده فرعی، ده مایل مسیر ما را کوتاه تر کرد

4. we made a detour of ghom and went straight for kashan
ما قم را دور زدیم و مستقیما به سوی کاشان رفتیم.

5. the road was closed and we had to take a detour
راه بسته بود و مجبور شدیم از یک راه انحرافی برویم.

6. Take a detour and see the things you might not have seen.
[ترجمه ترگمان]یک مسیر انحرافی در پیش بگیرید و چیزهایی را که ممکن است ندیده باشید ببینید
[ترجمه گوگل]از یک مسیر بیرون بروید و چیزهایی را که ممکن است دیده نکنید ببینید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. We had to make a detour round the floods.
[ترجمه ترگمان]باید مسیر انحرافی رو تغییر می‌دادیم
[ترجمه گوگل]ما مجبور بودیم دور دور شدن از سیلابها را بگذرانیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Detour

انحراف (اسم)
aberrance , deviation , deflection , departure , aberration , perversion , deviance , inclination , leaning , trepan , perturbation , digression , skew , offset , slope , leeway , corruption , deflexion , refraction , fall-off , detour , deviancy , invert , perversity , yaw
خط سیر را منحرف کردن (فعل)
detour

معنی Detour در دیکشنری تخصصی

detour
[عمران و معماری] جاده انحرافی موقت - جاده انشعابی موقت - مسیر انحرافی موقت - مسیر انشعابی موقت - راه انحرافی
[عمران و معماری] تابلوی مسیر انحرافی - تابلوی میسر انشعابی

معنی کلمه Detour به انگلیسی

detour
• roundabout way, bypass, indirect way
• bypass, take a roundabout course, go by an indirect way
• if you make a detour on a journey, you go by a route which is not the shortest way, because you want to avoid difficulties or because there is something you want to do on the way.
make a detour
• by-pass, take a roundabout route

Detour را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehrdad Sayehban
تغییر جهت
Masi
راه انحرافی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی detour
کلمه : detour
املای فارسی : دتور
اشتباه تایپی : یثفخعق
عکس detour : در گوگل

آیا معنی Detour مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )