برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1315 100 1

Digression

/daɪˈɡreʃn̩/ /daɪˈɡreʃn̩/

معنی: انحراف، گریز
معانی دیگر: پرت شدن (از موضوع)، پرت شدگی از موضوع

واژه Digression در جمله های نمونه

1. this long digression has led me away from my main story
این انحراف طولانی مرا از داستان اصلیم دور کرده است.

2. Talking about money now would be a digression from the main purpose of this meeting.
[ترجمه ترگمان]صحبت کردن درباره پول در حال حاضر انحراف از هدف اصلی این جلسه است
[ترجمه گوگل]صحبت کردن در مورد پول در حال حاضر از اهداف اصلی این جلسه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. All of this may seem a digression from what this article set out to be: an inquiry into the sublime.
[ترجمه ترگمان]همه اینها ممکن است موضوع انحراف از آنچه که این مقاله قرار است باشد به نظر برسد: تحقیق در مورد عالی
[ترجمه گوگل]همه اینها ممکن است از آنچه که این مقاله به آن پرداخته است، دلگرم کننده باشد: تحقیق در مورد صعود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Even the digression up to Cajamarca now seemed in retrospect more like an adventure than something to send shivers down the spine.
[ترجمه ترگمان]حتی انحراف از موضوع سر تا ماس اکنون در گذشته به نظر می‌رسید که از چیزی مهم‌تر از چیزی است که از ستون فقرات به لرزه بیفتد
[ترجمه گوگل]حتی حواس پرتی تا Cajamarca در حال حاضر به نظر می رسد به نظر می رسد بیشتر به عنوان یک ماجراجویی از چیزی است که برای ارسال shivers پ ...

مترادف Digression

انحراف (اسم)
aberrance , deviation , deflection , departure , aberration , perversion , deviance , inclination , leaning , trepan , perturbation , digression , skew , offset , slope , leeway , corruption , deflexion , refraction , fall-off , detour , deviancy , invert , perversity , yaw
گریز (اسم)
escape , scuttle , allusion , getaway , evasion , flight , digression , jink , elusion , subterfuge , gink , guy , scamper , escapement , desertion , loup , truancy , sidestep

معنی Digression در دیکشنری تخصصی

digression
[آمار] دیگرِسیون
[آمار] تحلیل دیگرِسیون

معنی کلمه Digression به انگلیسی

digression
• deviation from the main point (in writing or speaking)

Digression را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
پراکنده‌گویی (کردن)
یوسف صابری
دور شدن از موصوع اصلی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی digression
کلمه : digression
املای فارسی : دیگرسین
اشتباه تایپی : یهلقثسسهخد
عکس digression : در گوگل

آیا معنی Digression مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )