برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1185 100 1

Discursive

/ˌdɪˈskɜːrsɪv/ /dɪˈskɜːsɪv/

معنی: استدلالی، برهانی
معانی دیگر: (سخن یا اندیشه یا نگاشته) نامربوط، بی ترتیب، پراکنده، فرنودی، سرگردان

واژه Discursive در جمله های نمونه

1. What Brooke-Rose does with discursive and textual matter in much of her previous fiction she does here with personae.
[ترجمه ترگمان]چیزی که بروک - رز با discursive و متنی که در بسیاری از داستان‌های گذشته‌اش وجود دارد با personae در اینجا زندگی می‌کند
[ترجمه گوگل]آنچه که بروكو رز با موضوع گفتماني و متني در بسياري از داستان هاي پيشين او كه در اينجا با شخصيت انجام مي شود، دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The first is discursive or verbal consciousness.
[ترجمه ترگمان]اولی یک آگاهی گفتاری یا شفاهی است
[ترجمه گوگل]اول، آگاهی گفتاری یا کلامی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This discursive attack is paralleled by a scathing social critique.
[ترجمه ترگمان]این حمله استدلالی، به موازات یک انتقاد اجتماعی کوبنده، به موازات آن صورت می‌گیرد
[ترجمه گوگل]این حمله گفتمانی با یک نقد اجتماعی ناگهانی مواجه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There was no neat distinction between juridical and discursive forms of power.
[ترجمه ترگمان]هیچ تمایزی بین ...

مترادف Discursive

استدلالی (صفت)
adductive , discursive , argumentative , logical , logistic , ratiocinative , syllogistic
برهانی (صفت)
discursive , theorematic

معنی کلمه Discursive به انگلیسی

discursive
• moving from topic to topic; rambling
• discursive speech or writing expresses someone's ideas or opinions in a very long and detailed way; a formal word.

Discursive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Parisa
مرحله به مرحله
سمانه
گفتمانی
سینا
(فلسفه، زبان شناسی) غیر منسجم، پرگریز، بی هدف.
ayda
پراکنده . نامربوط. سازماندهی نشده . بی ترتیب
Shirin
از موضوعی به موضوعی پریدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی discursive
کلمه : discursive
املای فارسی : دیسکورسیو
اشتباه تایپی : یهسزعقسهرث
عکس discursive : در گوگل

آیا معنی Discursive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )