برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1285 100 1

Drive through

معنی کلمه Drive through به انگلیسی

drive through
• business that serves people while they remain in their car; window in a such a business through which a business exchange is made
• pertaining to business transactions made with customers who drive up to a window and stay in their cars; done quickly

Drive through را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Amir mohammadzade
محل خرید از داخل خودرو
amirreza shokrani
رانندگی از طریق
007
a place where you can get some type of service by driving through it, without needing to get out of your car
طیبه ناصری
خدمات سواره- مغازه هایی در کنار جاده که مشتری بدون پیاده شدن از ماشین محصولات مورد نیاز خود را خریداری میکنه، به عنوان مثال شعبه های استارباکس ها.
Amin Mohamadpor
If You Are In A Hurry, You Can Go to A Drive-through And Buy coffee From Your Car
یگانه
بیرون بر
(وقتی توی ماشینتون هستید سفارش میدید و همونجا هم تحویل میگیرید)
میثم علیزاده
رستوران یا بانک یا هر جایی که اونجا شما بدون پیاده شدن از ماشین میتونید خدمت رسانی بشید
محسن
اتو مارکت

او داخل یک اتو رستوران غذای آماده هست
He �is �in �a �drive-through �at �a �fast-food�
M.سلمانی
کیوسک
عبدالخلیل قوطوری
drive through-En-دُرایو سوری- دُرایو سورأو= مشاغلی که به مردم خدمت می کنند در حالی که در اتومبیل خود باقی می مانند در چنین مشاغل که از طریق پنجره یا با پایین آوردن(باز کردن) شیشۀ درب اتومبیل آن مبادله تجاری یا خرید انجام می شود
- مربوط به معاملات تجاری انجام شده با مشتریانی که تا رسیدن پنجره یا درب اتومبیل به محل خرید رانندگی می کنند و در اتومبیل خود باقی می مانندو به سرعت کارانجام می شود

drive through-Turk- دُرایو سوری- دُرأو سورأو- دِراو سورأو: دُرایو سوری =پابرجا حرکت کردن، ایستاده جنبیدن(مثل حرکت و جنبش شاخه برگهای درختان یا حالتی که در حال حرکت یا رانندگی احساس می کنیم درختان در حال حرکت هستند) بایست روبرو(جلو) راننده- دُرأو سورأو=در مقابل یا جلو بایست و حرکت کن به جلو- دِراو سورأو=سریع بایست بعد به جلو حرکت کن- اینها کارهایی و حرکاتی است که رانندگان بدون اینکه از اتومبیل پیاده شوند برای به انجام رساندن کاری درمحل های مخصوص خرید و یا سرویس های دیگر انجام می دهند معنی سور و سات=عیش و نوش دادن، ضیافت و مهمانی دادن، حرکت و فروش- سور(سُر) فعل امر سور مک(سُرمک)= حرکت کردن، سیر و سیاحت کردن، خوشگذرانی کردن، عیش و نوش کردن، و...- سات فعل امر ساتماق=فروختن، ارائه کردن، خدمات ارائه دادن، خدمت کردن، دادن، و...

draɪv- Drive-En- تُرایو- ˈdraɪv دُرایو= تحریک کردن، بردن، کوبیدن، راندن، اتومبیل راندن، عقب نشاندن

معانی دیگر: رانندگی کردن، (با وسیله ی نقلیه) بردن، کردن، (به شدت) وادار به کاری کردن، (به کاری) واداشتن، انگیزاندن، کوشیدن، سخت کار کردن، (با فشار) داخل چیزی کردن، (از درون چیزی) رد کردن، (سوراخ) کندن، به جنبش آوردن، به حرکت درآوردن، به جلو راندن، به کار انداختن، (با نیرومندی)پیش راندن، پس راندن، پیشروی، ماشین رانی، (دامداری) گردآوری دام ها برای ذبح یا داغ زدن، دام های گردآوری شده (یا رانده شده)، پیکار، مبارزه، تلاش، پشتکار، اهل کار و کوشش، سخت کوش، (مکانیک) محرک، رانش گر، چرخ دنده ی گردنده، گرداننده، گردانگر، (با ضربه ی چوگان یا راکت و غیره) زدن، (توپ را محکم) پراندن، مشت زدن، ضربه ی محکم، پرانش، موشک پراندن، (شکار را به سوی تله) راندن، (از پنهانگاه بیرون) تاراندن، راه اتومبیل رو، جاده ی اختصاصی، راه ورودی (به کاخ یا خانه ی مجلل)، (فوتبال امریکایی و بازی گلف) درایو، فشار، اضطرار، نیاز سخت، (کامپیوتر) درایو، (روان شناسی) سائقه، کشش، رانه، سائق، بیرون کردن باout، سواری کردن، کوبیدن می وغیره

Drive-Turk-تُرایو-درایو، دُرایو= تحریک کردن، بردن، کوبیدن، راندن، اتومبیل راندن، عقب نشاندن، به پیش بردن، در جلو نگهداشتن و...

Drive- تُرأوَ- دُرأوَ=بلند شو ایستادگی کن(تحریک کردن )- بلند شو برو(بردن، راندن)، مقاومت کن و در جلویشان بایست و به عقب بران(عقب نشاندن)، و...

Dr –tur- تُر = فعل امر تُرماق turmaq-turmoq- = بلند شدن، ایستادن ، برخاستن، پا شدن ، دراز شدن، قد کشیدن، رشد کردن، برپا شدن، متصاعد شدن، اوج گرفتن، صعود کردن، برافراختن، برافراشتن، بیدار شدن، طولانی شدن، قیام کردن، شورش کردن. انقلاب کردن. کودتا کردن، و...

Dur - Dr دُر فعل امر دُرماق- Durmaq=ایستادگی کردن، ایستادن، پابرجا ماندن، بیدار ماندن، به پا خاستن، و...

Ive- أوَ= در جلو، به جلو، به مقابل، (به، با، در) روبرو، پیشرو- به صورت اِو= خانه – دُر اِو=

Dr- Dur- دُرت فعل امر دُرتمک=با انگشت یا مشت یا چیز دیگر به طرف مقابل (به جلو) فشار دادن، فشار دادن، فشردن ، نشاندن ، هل دادن ، چیزی را زور دادن ، با زور جلو بردن ، یورش بردن، تحریک کردن، انگولک کردن، داخل سوراخ چیزی را فرو کردن- (مکانیک) محرک، رانش گر، چرخ دنده ی گردنده، گرداننده، گردانگر، (با ضربه ی چوگان یا راکت و غیره) زدن، (توپ را محکم) پراندن، مشت زدن، ضربه ی محکم، پرانش، موشک پراندن- اینگنه دُرتمک= سوزن زدن، با سوزن فشار دادن- اینگنَنگ دِشیگنه دُرت= از داخل سوراخ سوزن رد کن(نخ رد کردن)- (با فشار) داخل چیزی کردن، (از درون چیزی) رد کردن

Drive درایو(دِراو)= تند وسریع، سخت و به سرعت و با قدرت، برق آسا، سریع، شتابان ، باحرارت، داغ، جلد، چابک، چالاک، فرز، قاطع، پرادویه، تیز، حاد، خشن، قوی، آتش مزاج، آتشین مزاج، تندخو، خشمگین، خشمناک(دریده، درنده، درنده خو)، عصبی ، پررنگ، سیر، و... – درایو(دِراو) وُر= به سرعت بزن- درایو اِد= به شدت و به سرعت کار کن- (به شدت) وادار به کاری کردن، (به کاری) واداشتن، انگیزاندن، کوشیدن، سخت کار کردن،- احتمالاً با : دَر رو=تند و تیز فرار کن، به سرعت گذر کن، و... مرتبط است.

out Drive= اوته دُراو= بیرون بایست، بیرون کردن

θru- through-En- سُرو، دُرو= تمام، تمام شده، مستقیم، سرتاسر، از میان، از توی، از اغاز تا انتها، از میان، از وسط، بواسطه، بخاطر، در ظرف، از طریق

معانی دیگر: (همراه با فعل) از میان، (با: go) به پایان رسیدن یا رساندن، خاتمه یافتن یا دادن، (با: get) طی کردن، گذراندن، به انجام رساندن، از (میان یا سرتاسر و غیره)، از راه، به وسیله ی، به کمک، به خاطر، به واسطه ی، در اثر، سراسر، همه، طی، تو، داخل، سرتاسری، سراسری، بلا توقف، بی ایست، یکسر، خسته، زده، (تلفن) وصل، تا (ترکیب through با واژه های دیگر کاربردهای زیاد دارد که هر یک در جای خود آورده شده است مثلا: breakthrough)، کاملا

through-Turk-سُرو، دِرو، دُرو=بدون توقف حرکت کردن، حرکت مستقیم به جلو، تمام وکمال، سرتاسر، باgo through- دِروگوی (قوی)=به سرعت تمامش کن، خاتمه بده، - گوسُردمک= کاری را باشتاب و عجله انجام دادن و به پایان رساندن، - گوسُردی= شتاب زدگی، با عجله و پُر سر و صدا-اُل گوسُرداب یور(یوریا)=او همیشه(سراسر) عجول و پُر سر و صدا است، او بدون احساس خستگی و بلا توقف به حرکتش ادامه می دهد(یوریا= به حرکت و رفتن ادامه دادن- یوری فعل امر یوریمک= قدم زدن، حرکت کردن، کاری را ادامه دادن، و...) - گوسُر گوسُر گِلدیلِر=با عجله و پُر سر صدا همگی آمدند - get through get , through سُرو گیت= حرکت کن، طی کن، سواره برو، - دِرو گیت= به سرعت برو، سریع برو انجام بده-

through- سُرو(سُرا)=کُل، گروه، همه، سراسر، بی ایست – بیر سُرو(سُرا) آدام گلیا= یک گروه آدم می آید- سُراسُر گیتدی=همه باهم رفتند- سِراسِر گیتدی= آنچه که دیده بودی رفت- سُرا سُرا گیتدی=همگی سواره حرکت کردند- سِرتاسِر همه سی گیتدی =از عقب(انتها) تا سر(جلو) همگی رفتند- پشت سرهم رفتند- (سِرت= عقب، انتها، پشت، و...)

Through سُرو- سُرمک S�rmək- S�rmek=سواری کردن، رانندگی کردن- araba S�rmek-ارابه سُرمک=ماشین سواری کردن، رانندگی کردن
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی وبلاکpoladabady@blogfa.com
علی ماشا اله زاده
خدمات سواره(بدون پیاده شدن)،خرید پنجره ای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Drive through مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )