برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1282 100 1

debriefing


پسش اطلاعات کسب شده بوسیله کشتى یا هواپیما علوم نظامى : توجیه و بازپرسى از خلبانان بعد از شناسایى

واژه debriefing در جمله های نمونه

1. a debriefing session
جلسه‌ی گزارش‌گیری

2. A debriefing would follow this operation, to determine where it went wrong.
[ترجمه ترگمان]debriefing از این عملیات پیروی خواهد کرد تا مشخص شود که این عمل در کجا رخ داده‌است
[ترجمه گوگل]یک برگزاری جشنواره این عملیات را دنبال می کند تا تعیین کند که کدام اشتباه انجام شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In our inspection debriefing, the two-star general team chief bestowed praise on everyone involved.
[ترجمه ترگمان]در debriefing بازرسی ما، رئیس این تیم دو ستاره در مورد همه افراد مورد تحسین قرار گرفت
[ترجمه گوگل]در گزارش بازرسی ما، رئیس ستاد دو ستاره، ستایش همه افراد را به خود جلب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Employers who have attended students' debriefing sessions have found them most illuminating. 2
[ترجمه ترگمان]کارفرمایان که در جلسات آموزشی دانشجویان شرکت کرده‌اند، آن‌ها را بسیار روشن یافته‌اند ۲
[ترجمه گوگل]کارفرمایانی که در جلسات گفت و شنود دانشجویان شرکت کرده اند، بیشتر روشن شده اند 2
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی debriefing در دیکشنری تخصصی

Debriefing
[روانپزشکی] افشاء اطلاعات برای آزمودنی در جریان یک تجربه.

معنی کلمه debriefing به انگلیسی

debriefing
• interrogation, questioning

debriefing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی بزرگیان
نشست توضیحی
میلاد علی پور
توجیه کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی debriefing
کلمه : Debriefing
املای فارسی : دبریفینگ
اشتباه تایپی : یثذقهثبهدل
عکس Debriefing : در گوگل

آیا معنی debriefing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )