برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1283 100 1

deepen

/ˈdiːpən/ /ˈdiːpən/

معنی: گود شدن، گود کردن، عمقی شدن
معانی دیگر: ژرف کردن، عمیق کردن، بر ژرفا افزودن، ژرفتر کردن

بررسی کلمه deepen

فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: deepens, deepening, deepened
• : تعریف: to make or become deep or deeper.
مشابه: enlarge

واژه deepen در جمله های نمونه

1. Students explore new ideas as they deepen their understanding of the subject.
[ترجمه ترگمان]دانش آموزان ایده‌های جدید را بررسی می‌کنند و درک خود از موضوع را عمیق‌تر می‌کنند
[ترجمه گوگل]دانش آموزان ایده های جدید را کشف می کنند، زیرا آنها درک خود را از این موضوع عمیق تر می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Surviving tough times can really deepen your relationship.
[ترجمه ترگمان]زمان سخت باقی مانده می‌تواند واقعا رابطه شما را عمیق‌تر کند
[ترجمه گوگل]از دست رفتن سختی ها واقعا می تواند رابطه شما را تقویت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The recession continues to deepen.
[ترجمه ترگمان]رکود اقتصادی همچنان به تعمیق ادامه می‌دهد
[ترجمه گوگل]رکود اقتصادی همچنان ادامه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We'll have to deepen the well if we want more water.
[ترجمه ترگمان]اگر آب بیشتری می‌خواهیم، باید چاه را عمیق‌تر کنیم
[ترجمه گوگل]اگر بخواهیم آب بیشتری بخوریم، باید خوب باشیم
[ترجمه شما] ...

مترادف deepen

گود شدن (فعل)
hollow , deepen
گود کردن (فعل)
gull , deepen , rake up , scoop
عمقی شدن (فعل)
deepen

معنی کلمه deepen به انگلیسی

deepen
• make deeper; become deeper
• to deepen something means to make it deeper.
• where a river or a sea deepens, the water gets deeper.
• if a situation or emotion deepens or if something deepens it, it becomes more intense.
• if something deepens your knowledge of a subject, you learn more about it.
• when a sound deepens or when you deepen it, it becomes lower in tone.

deepen را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

amirsalar
بدتر شدن
مرجان میری لواسانی
افزایش یافتن
عمیق شدن
بیشتر شدن
افزایش یافتن
عبدالخلیل قوطوری
diːpən-Deepen-En- دیپِن، دیبِن= گود شدن، گود کردن، عمقی شدن
معانی دیگر: ژرف کردن، عمیق کردن، بر ژرفا افزودن، ژرفتر کردن
Deepen-Turk- دیپِن، دُیپین(دُیبین)= گود شده، عمیق شده، عمیق تر کردن ، داخل زمین با کندن فرورفتن و...
1- Deep =دُیپ(دُیب)= عمیق، عمق، گود، تا انتها،کامل و...- = en این=فرود آمدن، فرو رفتن، مسلط شدن، بدن، جسم ، اندام و...- دُیبین= در انتها، درعمق- به صورت دُیپ این (تأکید روی این ومکث اندک مابین آن دو )=عمق فرو برو، عمیق تر کن (بکن)
2- دِپ= کندن(زمین کندن)، لگد زدن(بیل لگد زدن برای کندن یا شخم زدن زمین ، لگد زدن با پا برای دور کردن یا زدن دیگران)،کوبیدن )- دِپمک= کندن، لگد زدن،و...- دِپ این= بِکَن فروبرو(کندن و فرو رفتن ، عمیق تر کردن)، شخم زدن – یر دِپیندی= زمین شخم زده شده دپینه(دفینه)=چیز(جسم) در عمق زمین دفن شدن (شده)– دِپن= دفن ، دفن کرده ، لگد زده( معمولاً بعد از دفن کردن روی آنرا با پا لگد می کنند. یا با ته بیل روی خاک را ضربه زده می کوبند برای سفت شدن وهماهنگی با محیط اطراف)،
diːp-Deep-En- دیپ= عمیق، ژرف، گود، عمقی، سیر
معانی دیگر: بی پایاب، به ژرفای، به عمق، به گودی، به پهنای، درته، در عقب، در پشت، توی، تا ته، کامل، دور، دوردست، پیچیده، بغرنج، مشکل، شدید، وخیم، بسیار، مکرآمیز، حیله آمیز، ترفندآمیز، (رنگ) سیر، تند، (با: in) عمیقا در، (صدا) بم، جای ژرف، گودگاه، ژرفنا، در میان، در ژرفنای، ژرفا، عمیقا، به طور ژرف، تودار، جادار، (کشتیرانی - هریک از خط های مدرج بر روی طناب ژرفا سنج) ژرفا شمار
Deep-Turk-دیپ،دُیپ، دؤیپ=عمیق، عمق، گود، تا انتها،کامل، دور ، اطراف، کنار و...
دیپ،دُیپ(دؤیپ، دویب)=کامل، تمام وکمال، کاملاً (دویپ دوغری=کاملاً صحیح)، انتها ، ته،(أونگ دؤیپنه چنلی وُزا= تا انتها و تهش را نگاه کن (در یافتن وپیدا کردن چیزی از جایی) عمق، منتهی- - -دؤیپِنه چنلی گیت(گید)= تا انتهایش برو(مثل :دؤیپلمه آل=تا انتهاوتهش را بگیر، تا پایان تحصیلات و گرفتن مدرک پیش رفتن)، -دیپلُمال= دیپلم بگیر- (Diploma=دیپلم- در مورد دیپلُما قبلاً توضیح داده شد) - :أوینگ دؤیپی(دؤیبی) = انتهای اطاق،گوشه وکناراطاق، یرینگ دؤیپی(دویبی)=عمق زمین (Depth =عمق،ژرفا)– با(با: in)-دُیپین=تا (در)عمق، عمیقاًدر - آقاجی یرینگ دؤیپیندا(دویبیندا) اِگ=درخت را در عمق زمین بکار-باغینگ دویبنه سو قوی=به کنار(گودی دور درخت)درخت آب بریز (اِگ=کاشتن، بذر وتخم کاشتن(Egg=تخم)-به صورت فعل: دُیپلِمک=چیزی را احتکار کرده گرانتر فروختن(وخامت اوضاع ونابسامانی ومشکلات اقتصادی)، چیزی را به چند برابرفروختن(شدید یا تشدید یا وخیم شدن اقتصاد)، چیز فرعی به قیمت اصل یا گرانتر فروختن، ( ترفند، مکر وحیله آمیز، غالب کردن)، تا ته فروکردن،- دُیپینا سال=تا ته فرو کن-اُنی شونقا دُیپلِدیم=آنرا به او(مشتری)غالب کردم(احتمالاً اصلی یا جنس خوب نبوده یا گرانتر فروخته و به دو برابر یا چند برابرفروختن –(دِپه=بالاتر، بیشتر،برآمده، انباشته، تپه ، کُپه و...)-در زبان انگلیسی Duplex ،Duple=دولایی،دوتایی و...- در فارسی: دولا پهنا حساب کردن =گران حساب کردن یا دپه (دبه)کردن= پس از قرارداد کتبی یا قولی از قرار و قول زیاده خواستن –در زبان ترکی افعال: دُئورمک = لوله کردن، رول کردن،غلت دادن، پیچیدن،توپ کردن(پارچه وامثالهم)،دور دادن- دولاماق= لا کردن ، -دولانماق=دور زدن وبرگشتن)و...-در انگلیسی:= Rollلوله، توپ پارچه، و...
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی وبلاک poladabady@blogfa.com
احمد
در رنگ آميزي: پر رنگ شدن
فرهاد سليمان‌نژاد
به غور دربارۀ چيزی پرداختن، تعمق كردن، غوررسی كردن، به عمق موضوعی پرداختن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی deepen
کلمه : deepen
املای فارسی : دیپن
اشتباه تایپی : یثثحثد
عکس deepen : در گوگل

آیا معنی deepen مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )