برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1329 100 1

deferred

/dəˈfɜːrd/ /dɪˈfɜːd/

معنی: دیرفرست
معانی دیگر: (سهام و اوراق قرضه و غیره) دارای دیرکرد در پرداخت بهره و سود، معوق، تاخیردار، دیر کرده، پس افکنده، قسطی

واژه deferred در جمله های نمونه

1. deferred payment
(خرید کالا) خرید قسطی،خرید به شرط پرداخت در آینده

2. deferred shares
(سهام) سهامی که سود آن را پس از پرداخت سود سهام دیگران می‌دهند

3. a deferred annuity
سهامی که سود آن با تاخیر معینی پرداخت می‌شود

4. he deferred his departure
او رفتن خود را به تاخیر انداخت.

5. she always deferred to the wishes of her husband
او همیشه تسلیم خواسته‌ی شوهرش بود.

6. the project was deferred not relinquished
طرح به تاخیر افتاد ولی از آن صرفنظر نشد.

7. she wanted me to jump first and i deferred
او می‌خواست که من اول بپرم و من قبول کردم.

8. The department deferred the decision for six months.
[ترجمه ترگمان]این اداره این تصمیم را به مدت شش ماه به تعویق انداخت
[ترجمه گوگل]اداره این تصمیم را به مدت شش ماه به تعویق انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The decision has been deferred indefinitely.
[ترجمه ترگمان]این تصمیم برای مدت نامعلومی موکول شده‌است
[ترجمه گوگل]تصمیم به طور نامحدود به تعویق افتاده ...

مترادف deferred

دیرفرست (صفت)
deferred

معنی عبارات مرتبط با deferred به فارسی

(خرید کالا) خرید قسطی، خرید به شرط پرداخت در آینده
(سهام) سهامی که سود آن را پس از پرداخت سود سهام دیگران می دهند

معنی deferred در دیکشنری تخصصی

deferred
[حقوق] معوق، موجل، به بعد موکول شده
[کامپیوتر] یک آدرس غیر مستقیم
[حسابداری] مخارج انتقالی به دوره های آتی
[ریاضیات] اعتبار انتقالی
[حسابداری] بدهیهای انتقالی به دوره های آتی
[کامپیوتر] انتقال کنترل به یک زیربرنامه در زمانی که قابل پیش بینی نبوده و حادثه ای غیر مترقبه آن را مشخص می کند.
[حسابداری] درآمدانتقالی به دوره های آتی
[ریاضیات] پیش دریافت درآمد، درآمد های انتقالی
[حسابداری] مالیات انتقالی به دوره های آتی _ بدهی مالیاتی انتقالی به دوره های مالی آتی
[حقوق] دیون بلند مدت (مانند دیون رهنی)
[حسابداری] اعتبار با پرداخت معوق
[ریاضیات] اعتبار با پرداخت معوق
[کامپیوتر] پردازش به تعویض افتاده

معنی کلمه deferred به انگلیسی

deferred
• postponed, delayed, put off to a later date
deferred annuity
• annuity that begins at the end of a designated period or after the recipient of the annuity reaches a certain age
deferred call
• telephone call not accepted by the receiving party
deferred charges
• postponing payments to a later date
deferred liability
• debt whose repayment has been postponed to a later date
deferred payment
• payment delayed for a certain period, payment by installment after the date of purchase

deferred را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدیه
نازل کردن
مسعود زهدی
نقل شده (مثل پرداخت های به تعویق افتاده)- معوق (مثل حساب های معوق)- به تاخیر افتاده
مرتضی بزرگیان
به بعد موکول شده
عاطفه موسوی
به تعویق افتاده . معوقه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی deferred
کلمه : deferred
املای فارسی : دفررد
اشتباه تایپی : یثبثققثی
عکس deferred : در گوگل

آیا معنی deferred مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )