انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 987 100 1

degenerate

تلفظ degenerate
تلفظ degenerate به آمریکایی/dɪˈdʒenərət/ تلفظ degenerate به انگلیسی/dɪˈdʒenəreɪt/

معنی: منحط، رو به انحطاط گذاردن، فاسد شدن
معانی دیگر: (از حالت پیشین بدتر شدن) تنزل کردن، منحط شدن، روبه تباهی نهادن، تبهگن شدن، انحطاط، تبهگنی، تنزل، فرودروی، آدم فاسد، (زیست شناسی) انحطاط یافتن، دژسان شدن، (اخلاقی) روبه فساد، گمراه، ناباب، دژخو

بررسی کلمه degenerate

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: degenerates, degenerating, degenerated
(1) تعریف: to decline from an original or former condition; change for the worse in nature or quality; deteriorate.
متضاد: ameliorate, improve
مشابه: decay, decline, rot, ruin

- The downtown shopping area had degenerated to such a state that only a few stores remained open.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مرکز خرید و فروش مرکز شهر به این ایالت تبدیل شده‌بود که تنها چند فروشگاه باز بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] منطقه خرید در مرکز شهر به حالت دولتی تبدیل شده بود که تنها چند فروشگاه باز می شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to decline markedly in mental or moral character.
متضاد: regenerate
مشابه: rot
صفت ( adjective )
(1) تعریف: having become worse in nature, character, or quality.
مشابه: rotten

(2) تعریف: having declined markedly in mental or moral character.
مشابه: rotten

(3) تعریف: characterized by or related to low moral standards or immoral behavior.
متضاد: upright, upstanding
مشابه: base, corrupt, immoral, impure
اسم ( noun )
مشتقات: degenerately (adv.), degenerateness (n.)
• : تعریف: a degenerate person, esp. one who exhibits amoral or sexually deviant behavior.

واژه degenerate در جمله های نمونه

1. degenerate art
ترجمه هنر منحط

2. a degenerate society
ترجمه جامعه‌ی روبه انحطاط

3. this degenerate seduced my sister!
ترجمه این نابکار خواهر مرا از راه بدر کرد!

4. tissues that degenerate quickly
ترجمه بافت‌هایی که به سرعت فاسد می‌شوند

5. Will too much freedom make them degenerate?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آزادی زیادی باعث میشه فاسد بشن؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا آزادی بیش از حد باعث انحطاط آنها خواهد شد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. There was widespread dissatisfaction too for the degenerate lifestyle into which many of the clergy had fallen.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نارضایتی گسترده‌ای هم برای سبک زندگی منحط موجود بود که بسیاری از روحانیان سقوط کرده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین نارضایتی گسترده ای برای شیوه زندگی منحرف که بسیاری از روحانیت از بین رفت، ناراحت بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A degenerate culture of the gun is seen to embrace all the lost young men in the bush, whatever their allegiances.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک فرهنگ فاسد از اسلحه دیده می‌شود که تمام افراد گم‌شده را در بوته، هر اتفاقی که افتاده باشد، در آغوش بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرهنگ انحطاط تفنگ را می بیند تا تمام مردان جوان از دست رفته در بوش را بپذیرد، هرچند که آنها معتقدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He was labelled a degenerate youth by his teachers, and left the town before he was
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک جوان منحط را به وسیله استادان خود برچسب زده بود و شهر را پیش از آن ترک کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او توسط معلمانش جوان جوان منحط شده بود و قبل از اینکه او را ترک کند، شهر را ترک کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Nationalism also produced degenerate offshoots and analogies in various forms of racialism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ناسیونالیسم همچنین offshoots و قیاس‌های degenerate به شکل‌های مختلف of تولید می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ناسیونالیسم همچنین خلع سوزان و انحرافات در انواع مختلف نژادپرستی را تولید کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Caligula was degenerate but, by all accounts, did not deign to hide the fact.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کالیگولا به کلی فاسد شده بود، اما با تمام حساب خود حاضر نبود این حقیقت را پنهان کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کالیگولا دچار انحطاط بود، اما، به هر حال، این واقعیت را پنهان نکرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. It seemed the forum might degenerate into an exchange of accusations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چنین به نظر می‌رسید که این گردهمایی ممکن است به مبادله اتهاماتی تبدیل شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسید که انجمن ممکن است به تبادل اتهامات منجر شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. This degenerate seduced my daughter!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]! این فاسد دختر منو فریب داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این منحرف دختر من را گول زده است!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. To leave a habitat to degenerate and perhaps be destroyed is to injure all its animals, including of course the species concerned.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای ترک سکونت‌گاه خود یک سکونت‌گاه را ترک کنید و شاید نابود شوید، این است که تمام حیوانات خود را، از جمله حیوانات مورد نظر، آسیب برسانید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای ترک یک زیستگاه برای تخریب و شاید نابود کردن آن، تمام حیوانات آن، از جمله البته گونه های مورد علاقه، زخمی می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Don't allow your comments to degenerate into a personal attack on the employee.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظرات خود اجازه ندهید که به یک حمله شخصی به کارمندان تبدیل شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اجازه ندهید نظرات شما به یک حمله شخصی به کارمند تبدیل شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The distant fading signals a run-down age of degenerate belief.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این در حالی است که نشانه‌های کم‌رنگ شدن تدریجی یک باور فاسد را نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محو شدن دوردست به یک سن و سالی که دچار انحطاط شده است می گوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف degenerate

منحط (صفت)
degenerate , effete , decadent
رو به انحطاط گذاردن (فعل)
degenerate
فاسد شدن (فعل)
decay , rot , spoil , canker , deteriorate , be depraved , degenerate , putrefy , disintegrate , gangrene

معنی degenerate در دیکشنری تخصصی

degenerate
[شیمی] هم ارزی ، چند حالتی ، هم تراز ، منحط
[عمران و معماری] تبهگن
[برق و الکترونیک] فاسد کردن ، تجزیه کردن ، تبهگن
[صنعت] تبهگن، درجازن، منحط، دژنره
[ریاضیات] تباهیده
[پلیمر] هم تراز
[ریاضیات] جواب پایه ای تباهیده
[ریاضیات] صورت دو خطی تبهگون
[ریاضیات] متغیر های کراندار تباهیده
[ریاضیات] استحاله فاصله ی بسته ی زوال یافته، بازه ی بسته ی تبه شده
[ریاضیات] مقطع مخروطی تباهیده، تبهگون، مقطع مخروطی منحط، مخروط تبهگون، مخروطی تبهگون، مخروط ناسره، مخروطی ناسره
[ریاضیات] مقطع مخروطی تباه شده
[آمار] توزیع تباهیده
[ریاضیات] ویژه مقدار تباهیده
[آمار] ویژه مقدار تباهیده
[ریاضیات] معادله ی تبهگون
[ریاضیات] نقطه ی فرین تباهیده
[برق و الکترونیک] خراب نشدنی
[ریاضیات] زوال ناپذیر

معنی کلمه degenerate به انگلیسی

degenerate
• mental retard; sexual pervert, one who has does not follow the accepted moral standards
• become worse, deteriorate; lose quality; deteriorate into a state of low moral values; cause deterioration
• pertaining to degeneration or deterioration; depraved, wicked
• to degenerate means to become worse in quality, behaviour, appearance, or intelligence.
• if someone is degenerate, they show very low standards of morality.
• a degenerate is someone who shows very low standards of morality.

degenerate را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی degenerate

تسلیمی ٢٢:٣٤ - ١٣٩٦/١٢/٢٠
تحلیل رفتن
|

نگار ١٤:٢٩ - ١٣٩٧/١١/١٣
تبهگن (تخصصی فیریک)
|

ebitaheri@gmail.com ٢١:٠٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٣
واگِن(شدن) ، واگنی
|

علی اصغر سلحشور ١٧:١٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٠
گمراه و کافر
|

پیشنهاد شما درباره معنی degenerate



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی degenerate
کلمه : degenerate
املای فارسی : دگنرت
اشتباه تایپی : یثلثدثقشفث
عکس degenerate : در گوگل


آیا معنی degenerate مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )