انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 988 100 1

degraded

تلفظ degraded
تلفظ degraded به آمریکایی/dɪˈɡreɪdəd/ تلفظ degraded به انگلیسی/dɪˈɡreɪdɪd/

معنی: خوار، پست یاخفیف شده
معانی دیگر: تحقیر شده، خوار شده، فروزینه شده، نزول یافته، گمراه شده، فاسد شده

بررسی کلمه degraded

صفت ( adjective )
مشتقات: degradedly (adv.), degradedness (n.)
(1) تعریف: below normal standards; uncivilized or depraved.
مشابه: rotten, vile

- He had sunk to a degraded life of vice.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او به یک زندگی ناقص فساد تن داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او به زندگی دچار انحراف معصوم شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: lowered in rank, position, importance, or the like.
متضاد: exalted

واژه degraded در جمله های نمونه

1. feel degraded
ترجمه احساس هتک آبرو کردن،احساس خفت کردن

2. statesmen whom greed has degraded into nepotists
ترجمه دولتمردانی که به خاطر حرص و آز به کارچاق کنی می‌پردازند

3. He was degraded for being drunk.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بخاطر اینکه مست کرده بود، فاسد شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای مست بودن تنزل کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I felt degraded by having to ask for money.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از اینکه مجبور بودم از شما پول بخواهم، خوار و خفیف شدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من احساس کردم که نیاز به پول دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The Party is being degraded by its acceptance of secret donations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این حزب با پذیرش کمک‌های پنهانی از خود تنزل خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با پذیرفتن کمک های مخفی، حزب تضعیف می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The major was degraded for disobeying orders.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سرگرد از دستورها سرپیچی کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بزرگترین دلیل عدم اجرای سفارشات بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He was degraded from director to assistant director.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از رئیس بیمارستان به عنوان معاون رئیس خلع شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از کارگردان به دستیار کارگردان تخریب شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Every day the environment is further degraded by toxic wastes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر روز محیط‌زیست به وسیله مواد سمی تخریب می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر روز محیط زیست بیشتر توسط ضایعات سمی تخریب می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The dolphin's habitat is being rapidly degraded.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سکونت‌گاه دلفین‌ها به سرعت تنزل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زیستگاه دلفین به سرعت در حال کاهش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She degraded herself by cheating and telling lies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او خود را از فریب دادن و دروغ گفتن محروم کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با تقلب و دروغ گفتن خود را از بین برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The sergeant was degraded to buck private.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروهبان به شدت از هم جدا شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سربازان به طور خصوصی تخریب شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Some members said it degraded the chamber to allow outlaws wearing masks to address it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از اعضا گفتند که این اتاق، این اتاق را ویران کرده‌است تا به سازمان‌های غیرقانونی اجازه پرداختن به آن را بدهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعضی از اعضای گفتند که محوطه را تضعیف کرده است تا مجرمین با پوشیدن ماسک ها بتوانند به آن پاسخ دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Can't you see how I'd feel so degraded?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمی‌بینی چه قدر احساس خوار شدن می‌کنم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا نمی توانید ببینید که چگونه احساس خستگی می کنم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. It argued that work is continually de-skilled and degraded through the interaction of technical change and international patterns of capital accumulation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این گزارش استدلال می‌کند که کار به طور مستمر از طریق برهم کنش تغییرات فنی و الگوهای بین‌المللی انباشت سرمایه به طور مداوم انجام می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این استدلال می کند که کار به طور مداوم غیر متخصص و از طریق تعامل بین تغییرات فنی و الگوهای بین المللی انباشت سرمایه کاهش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Some degraded sections of higher level limestone on present reef flats may represent interglacial or Post-glacial higher sea levels.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی بخش‌های تخریب‌شده از سنگ آهک سطح بالاتر در حال حاضر ممکن است نشانگر interglacial یا Post سطح بالاتر از یخچال باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از بخش های تخریب شده از سنگ آهک سطح بالا در آپارتمان های آکواریوم آبی ممکن است سطح دریائی بالاتر از سطح دریا و یا پس از یخبندان باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف degraded

خوار (صفت)
abject , contemptible , debased , degraded , despicable , abused , wretched , hangdog
پست یاخفیف شده (صفت)
degraded

معنی عبارات مرتبط با degraded به فارسی

احساس هتک آبرو کردن، احساس خفت کردن

معنی degraded در دیکشنری تخصصی

[نساجی] تغییر یافته
[خاک شناسی] چرنوزم فرسوده
[زمین شناسی] خاک قرمز پس رفته، خاک قرمز متلاشی شده ، خاک قرمز تخریب شده

معنی کلمه degraded به انگلیسی

degraded
• lowered in value; morally unrestrained; lowered in rank or position
degraded himself
• humiliated himself, abased himself

degraded را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی degraded

فرهاد سليمان‌نژاد ٢١:١٩ - ١٣٩٨/٠٢/١٨
نازل
|

هیرو شاهی ٢٣:٤٦ - ١٣٩٨/٠٢/٢١
تخریب
|

پیشنهاد شما درباره معنی degraded



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سجاد > درسته
ابراهیم > سخن چین
میثم علیزاده > Bear
میلاد علی پور > heavily
حمید رمضی > Scrunchie
محدثه فرومدی > traditional
میلاد رحیمی > خوا قزات
Marina > اکیپ

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی degraded
کلمه : degraded
املای فارسی : دگردد
اشتباه تایپی : یثلقشیثی
عکس degraded : در گوگل


آیا معنی degraded مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )