برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1354 100 1

depressed

/dəˈprest/ /dɪˈprest/

معنی: دژم، منکوب، افسرده، غمگین، ملول، محزون ومغموم، پژمان، دلتنگ، فرو رفته
معانی دیگر: فروفشرده، فشرده (به سوی پایین)، (در اثر فشار) پهن شده، مسطح شده، تو رفته، گود افتاده، غمزده، محزون، ماتمگین، فقیر، دچار بیکاری (یا کسادی و غیره)، دچار رکود، (گیاه شناسی) تخت (در اثر فشار وزن چیزی روی آن)، پهنیده، (میزان و درجه و مکان و شدت) پایین رفته، کاسته، کم شده، پریشان

واژه depressed در جمله های نمونه

1. depressed industries
صنایع دستخوش ایستایی (رکود)

2. a depressed area of the city
بخش راکد شده‌ی شهر

3. a depressed cactus
کاکتوس پهنیده

4. a depressed gas pedal
تخته‌گاز پایین فشرده

5. a depressed herb
گیاه تخت (گسترده بر روی زمین)

6. it depressed me to visit her tomb
رفتن به آرامگاه او مرا افسرده کرد.

7. the depressed condition of the market
کسادی وضع بازار

8. some of the depressed areas of the moon are deeper than grand canyon
برخی از نواحی فرورفته‌ی ماه از گراندکانیون ژرف‌ترند.

9. rumors of war further depressed stock prices
شایعات جنگ بهای سهام را کاهش بیشتری داد.

10. He began to feel depressed and helpless.
[ترجمه s] او شروع به احساس ناراحتی و کمک میکرد|
[ترجمه ترگمان]احساس افسردگی و درماندگی می‌کرد
[ترجمه ...

مترادف depressed

دژم (صفت)
angry , depressed
منکوب (صفت)
depressed , broken-down , dejected , kaput
افسرده (صفت)
gloomy , depressed , glum , pensive , hypochondriac , cheerless , dejected , downhearted , broody , downbeat , heartless , low-spirited , withering , heavy-hearted , saturnine , woebegone
غمگین (صفت)
depressed , grave , down , cheerless , heartsick , sad , dyspeptic , care-worn , sorrowful , sorry , woeful , heartsore , heavy-hearted , melancholic , tristful
ملول (صفت)
depressed , glum , dejected , heartsick , chapfallen , lonesome
محزون ومغموم (صفت)
depressed , dejected , disappointed
پژمان (صفت)
depressed , dejected , despondent
دلتنگ (صفت)
lone , depressed , down , sad , low-spirited , nostalgic , homesick , heavy-hearted , saturnine
فرو رفته (صفت)
depressed , sunk

معنی depressed در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] فشرده شده از دو طرف
[ریاضیات] تنزل یافته
[ریاضیات] معادله ی تنزل یافته
[زمین شناسی] قالب قاشقی فرورفته یک قالب قاشقی مسطح یا با رشد کم .
[عمران و معماری] آزاد راه فرورفته
[عمران و معماری] شاهراه فرورفته
[زمین شناسی] یخرفت فرورفته یخرفت نامنظم بوجود آمده در امتداد جبهه یخ در یک خط با پشته عادی مورنی که در دشت بیرون شستی مجاور گسترش نیفته است و بیشتر به انباشته نشدن مواد حاشیه ای گرایش دارد تا به افزایش در دشت آبرفتی برون شستی . ( فولر 1914) . مثلاً مورن های بر روی لانگ آیلند در نیوویورک .
[عمران و معماری] خط آهن فرورفته
[عمران و معماری] جاده فرورفته - راه فرورفته
[عمران و معماری] فاضلابروی گودرفته

معنی کلمه depressed به انگلیسی

depressed
• sad, gloomy; economically depressed; flattened, pressed down
• if you are depressed, you feel sad and disappointed.
• a place that is depressed does not have as much business or employment as it used to.
• see also depress.
became depressed
• became sad, became unhappy
deeply depressed
• very despondent, melancholy, extremely depressed
got depressed
• became depressed, became extremely sad

depressed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Reza
غمیگین
Negin
upset...افسرده
سعید ترابی
کساد شده
سعید ترابی
کساد شده، رکود
متین خدایی
افسرده
سارا
کاسته شده
مجید
محروم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی depressed
کلمه : depressed
املای فارسی : دپرسد
اشتباه تایپی : یثحقثسسثی
عکس depressed : در گوگل

آیا معنی depressed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )