برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1321 100 1

derive

/dəˈraɪv/ /dɪˈraɪv/

معنی: مشتق شدن، نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، مشتق کردن، منتج کردن، ناشی شدن از
معانی دیگر: ناشی شدن، اشتقاق یافتن، فرآمد شدن، فراگرد کردن یا شدن، (از راه استدلال به نتیجه رسیدن) استنباط کردن، پی بردن، نتیجه گیری کردن، وجه اشتقاق چیزی را نشان دادن، (واژه) ریشه یابی کردن، واجریشه یابی کردن

واژه derive در جمله های نمونه

1. to derive pleasure from . . . .
لذت بردن از . . .

2. eclectics who derive most of their theory from freud but add a little of young or adler
التقاط گرایانی که بیشتر نظریات خود را از فروید گرفته‌اند و کمی هم از یونگ یا ادلر به آن می افزایند

3. Most patients derive enjoyment from leafing through old picture albums.
[ترجمه A.A] اکثر بیماران لذت میبرن از ورق زدن آلبوم عکس های قدیمی
|
[ترجمه ترگمان]اغلب بیماران از ورق زدن آلبوم‌های عکس قدیمی لذت می‌برند
[ترجمه گوگل]اکثر بیماران از آلبوم عکس های قدیمی دیدن می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Medically, we will derive great benefit from this technique.
[ترجمه ترگمان]Medically، ما سود زیادی از این تکنیک بدست می‌آوریم
[ترجمه گوگل]از لحاظ پزشکی، ما از این تکنیک بهره مند خواهیم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Females and cubs clearly derive some benefit from living in groups.
...

مترادف derive

مشتق شدن (فعل)
branch , derive
نتیجه گرفتن (فعل)
gather , derive , conclude , deduce
استنتاج کردن (فعل)
derive , subsume , conclude , induce , infer , evolve
مشتق کردن (فعل)
derive
منتج کردن (فعل)
derive
ناشی شدن از (فعل)
proceed , rise , derive

معنی derive در دیکشنری تخصصی

[ریاضیات] مشتق گرفتن، نتیجه گرفتن، پیدا کردن، استخراج کردن، به دست آوردن
[ریاضیات] به دست آمدن از، مشتق شدن از

معنی کلمه derive به انگلیسی

derive
• extract, take from a source; obtain through reasoning
• if you derive a particular feeling from someone or something, you get it from them; a formal use.
• if something derives or is derived from another thing, it comes from that thing.
derive from
• come from, take or obtain from a source (e.g., "his name derives from an older form of the name"); deduct; establish by reasoning

derive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجید
بوجود آوردن
زندی
استخراج کردن
Zh.B
منشعب شدن
saRINA
منشا گرفتن
میلاد علی پور
بدست آمدن/آوردن
Mahdi
منشا گرفتن از چیزی
Matin
ریشه یابی کردن (واژه )، تجزیه کردن واژه
محدثه فرومدی
برگرفتن، برخاستن، برخیزیدن، برآمدن
میثم علیزاده
برگرفتن، بدست اوردن چیزی از چیزی دیگر
مهری نبویان
ناشی شدن
Pouria
کسب کردن
Z
سرچشمه گرفتن
غ ع مسجدی
derive / or / get benefit from
بهره مند شدن / سود بردن /بدست آوردن
we will derive great benefit from this techniqe
ما سود زیادی از این تکنیک بدست می‌آوریم

.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی derive
کلمه : Derive
املای فارسی : درایو
اشتباه تایپی : یثقهرث
عکس Derive : در گوگل

آیا معنی derive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )