برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1327 100 1

discernible

/ˌdɪˈsɜːrnəbl̩/ /dɪˈsɜːnəbl̩/

معنی: ظاهر
معانی دیگر: تشخیص دادنی، قابل تشخیص، مشاهده کردنی

واژه discernible در جمله های نمونه

1. The difference between the two is readily discernible.
[ترجمه ترگمان]تفاوت بین این دو به آسانی قابل‌تشخیص است
[ترجمه گوگل]تفاوت بین این دو قابل تشخیص است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Her face was barely discernible in the gloom.
[ترجمه ترگمان]چهره‌اش در تاریکی به سختی قابل‌تشخیص بود
[ترجمه گوگل]چهره اش به سختی قابل تشخیص بود در تاریکی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His face was barely discernible in the gloom.
[ترجمه تومن] چهره او در تاریکی به سختی قابل تشخیص بود
|
[ترجمه ترگمان]چهره‌اش در تاریکی به سختی قابل‌تشخیص بود
[ترجمه گوگل]چهره او به سختی قابل تشخیص بود در تاریکی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Irrespective of charges, there is a discernible trend toward higher parental contributions to state ...

مترادف discernible

ظاهر (صفت)
outside , clear , apparent , external , outward , exterior , manifest , obvious , evident , patent , confessed , conspicuous , discernible , evidential , flat-out , noticeable , observable , ostensive

معنی کلمه discernible به انگلیسی

discernible
• distinguishable, recognizable, perceivable
• if something is discernible, you can see it when you look very carefully.
• if a quality, characteristic, or effect is discernible, you can notice it or understand it especially by thinking about it or by studying it carefully.

discernible را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ستاره
مشاهده كردتي ، قابل تشخيص
فواد بهشتی
پیدا، مشخص
دکتر سبحان اسماعیلی
قابل مشاهده -قابل تشخیص
دکتر سبحان اسماعیلی
قابل تشخیص - قابل مشاهده
محدثه فرومدی
محسوس، معلوم، نمایان، واضح، هویدا، آشکار، بارز، پدیدار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی discernible
کلمه : discernible
املای فارسی : دیسکرنیبل
اشتباه تایپی : یهسزثقدهذمث
عکس discernible : در گوگل

آیا معنی discernible مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )