انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 891 100 1

واژه diversity در جمله های نمونه

1. the wide diversity of tastes and opinions
ترجمه چندسانی (تنوع) گسترده‌ی سلیقه‌ها و عقاید

2. There is need for greater diversity and choice in education.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نیاز به تنوع و تنوع بیشتر در آموزش وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نیاز به تنوع و انتخاب بیشتر در آموزش وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Does television adequately reflect the ethnic and cultural diversity of the country?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا تلویزیون به اندازه کافی منعکس‌کننده تنوع قومی و فرهنگی کشور است؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا تلویزیون به اندازه کافی تنوع قومی و فرهنگی کشور را منعکس می کند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Conservationists are mostly wedded to preserving diversity in nature.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Conservationists عمدتا به حفظ تنوع در طبیعت پیوند دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محافظه کاران عمدتا به حفظ تنوع در طبیعت پیوند دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Our party believes in encouraging cultural diversity, not diversion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حزب ما به تشویق تنوع فرهنگی و نه تفریح اعتقاد دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حزب ما به تشویق تنوع فرهنگی باور دارد، نه انحراف
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The organization promotes racial tolerance and unity in diversity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سازمان تحمل نژادی و اتحاد را در تنوع ترویج می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این سازمان، تساهل نژادی و اتحاد در تنوع را ترویج می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Many employers seek diversity in their staffs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از کارفرمایان به دنبال تنوع در پرسنل خود هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از کارفرمایان به دنبال تنوع در کارکنان خود هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We have nothing against diversity; indeed, we want more of it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما هیچ یک از تنوع تفاوت نداریم، در واقع، ما بیشتر از این می‌خواهیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در برابر تنوع چیزی نداریم؛ در واقع ما بیشتر از این می خواهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The producer was under pressure to maintain a diversity in his output.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تولید کننده برای حفظ تنوع در خروجی خود تحت فشار بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تولید کننده تحت فشار بود تا تنوع در خروجی خود را حفظ کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. There is no fundamental diversity between the two ideologies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ تنوع اساسی بین این دو ایدئولوژی وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنوع اساسی بین دو ایدئولوژی وجود ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. There is a wide diversity of views on this subject.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیدگاه‌های گوناگونی در مورد این موضوع وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنوع گسترده ای از دیدگاه ها در مورد این موضوع وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Diversity is of fundamental importance to all ecosystems and all economies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنوع، اهمیت اساسی برای همه اکوسیستم‌ها و همه اقتصادها است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنوع برای همه اکوسیستم ها و تمام اقتصادها اهمیت اساسی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. His object is to gather as great a diversity of material as possible.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف او این است که تا جای ممکن تنوع زیادی از مواد را جمع‌آوری کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف او جمع آوری به عنوان بزرگ یک تنوع از مواد که ممکن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The increasing racial diversity of the US is reflected in the latest census statistics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنوع نژادی فزاینده در ایالات‌متحده در آخرین آمار سرشماری منعکس شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنوع نژادی در حال افزایش ایالات متحده در آخرین آمار سرشماری منعکس شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Social anthropology is centrally concerned with the diversity of culture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انسان‌شناسی اجتماعی به طور متمرکز به تنوع فرهنگی مرتبط است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انسان شناسی اجتماعی به طور متناوب با فرهنگ تنوع درگیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف diversity

تفاوت (اسم)
margin , difference , discrepancy , diversity
تنوع (اسم)
potpourri , diversity , variety , versatility , divertimento , intermezzo
گوناگونی (اسم)
manifold , diversity , variety , variegation

معنی عبارات مرتبط با diversity به فارسی

معنی diversity در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] گوناگونی،تنوع تعداد انواع مختلف ارگانیسم ها در یک مجموعه را گویند . این عدد می تواند به روش های متنوعی اندازه گیری شود . که بعضی از این روش ها ، گوناگونی را به معنای مجزایی ( تعداد گونه ها در یک مجموعه ) از تشابه یا تساوی گونه ای جدا می سازد . ( روشی که در آن افراد در میان گونه حاضر توزیع می شوند .)
[ریاضیات] تمایز
[معدن] ضریب انحراف (خدمات فنی)
[آمار] شاخصهای چندگونگی
[آمار] معیار چندگونگی
[برق و الکترونیک] رادار چند گانه راداری با دو یا چند فرستنده و گیرنده ، به نحوی که هر زوج دارای بسامد نسبتاً متفاوتی است اما همگی دارای آنتن و نمایشگر ویدیویی مشترک هستند به این ترتیب برد مؤثر رادار بیشتر می شود و حسایت آن به اخلالهای الکترونیکی کاهش می یابد.
[برق و الکترونیک] گیرنده ی چندگانه گیرنده ای رادیویی برای دریافت چندگانه ی بسامدی و فاصله ای .
[برق و الکترونیک] دریافت چندگانه نوعی دریافت رادیویی که طی آن با ترکیب دو یا چند منبع سیگنال با مدوله سازی مشابه ، آثار محو شدگی به حداقل می رسد . دریافت فاصله ای از این نکته استفاده می کند که در انتهای با فاصله چند طول موج از هم ، محو شدگی به صورتهمزمان رخ نمی دهد . اساس کار ردیافت بسامدی نیز همزمان بودن محو شدگی در سیگنالهای با بسامد اندکی متفاوت است .
[برق و الکترونیک] اختلاف زاویه ای اختلاف دریافت که طی آن سیگنالهای پراکنده شده ی وردسپهری با زاویه ی اندکی متفاوت و معادل با مسیر احجام پراکنشی مختلف در وردسپهر ، دریافت می شود .
[برق و الکترونیک] تنوع بسامدی؛چند بسامدی دریافت بسامدهای حامل مختلف در فواصل 500 هرتز یا بیشتر وبا مدوله سازی یکسان. اساس آن بر این نکته است که محو شدگی در بسامدهای مختلف به صورت همزمان رخ نمی دهد و گیرنده می تواند در هر لحظه با انتخاب بسامد مربوط به سیگنال قوی تر اثر محو شدگی را به حداقل برساند.
[برق و الکترونیک] چندگانگی قطبی شدگی شیوه مخابراتی که تعداد کانالهای قابل دسترس را با استفاده از دو سیگنال در هر کانال دو برابر می کند. هر سیگنال قطبی شدگی مربوط به خود را دارد . یک سیگنال می توند قطبی شدگی عمودی و سیگنال دیگر ، قطبی شدگی افقی داشته باشد ، با کی سیگنال به طور دایروی در جهت ساعتگرد و سیگنال دیگر در جهت پادساعتگرد قطبی شده باشد.
[برق و الکترونیک] چندگانی چهار قطبی ترکیب همزمان چهار سیگنال دریافتی با روشهای دریافت چندگانه فاصله ، بسامد و یا روشهای دیگر .

معنی کلمه diversity به انگلیسی

diversity
• variety; difference, unlikeness
• someone or something's diversity is the state of it being varied or the range of its different conditions, qualities, or types.

diversity را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی diversity

fatemeh ١٥:٤٤ - ١٣٩٦/١١/١٧
تنوع و گوناگونی
|

امیر رستمی ٢٢:١٦ - ١٣٩٧/٠٧/١٨
ناهمسان-چندگانه
|

ebitaheri@gmail.com ١٠:٤٦ - ١٣٩٨/٠١/٢١
گونه‌گونی ، فراوانی ، ناهمسانی
|

پیشنهاد شما درباره معنی diversity



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی diversity
کلمه : diversity
املای فارسی : دایورسیتی
اشتباه تایپی : یهرثقسهفغ
عکس diversity : در گوگل


آیا معنی diversity مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )