انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 949 100 1

docility

تلفظ docility
تلفظ docility به آمریکایی تلفظ docility به انگلیسی

معنی: تمکین، خشوع
معانی دیگر: سربراهی، تعلیم پذیری

واژه docility در جمله های نمونه

1. Her docility had surprised him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]docility او را متعجب کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افتخار او او را شگفت زده کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. At theological college, near Oxford, the docility of most of the wives of other students irritated Anna.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در کالج الاهیات، نزدیک آکسفرد، اطاعت بیشتر زنان سایر دانشجویان آنا را خشمگین ساخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در کالج الهیاتی، نزدیک آکسفورد، تسلیم بیشتر از همسران دیگر دانش آموزان آنا تحریک شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Camel - Docility, patience and indefatigable perseverance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گردان شترسواران، صبر و پشت‌کار خستگی‌ناپذیری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شتر - دلسوزی، صبر و استقامت ماندگار
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. But his docility did make him well suited to be a genial family man and good husband to a strong-willed woman.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما docility او را به خوبی می‌شناخت که از یک زن و شوهر خوب و با اراده‌ای قوی برخوردار شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما افتخار او باعث شد که او به خوبی یک مرد خانواده و یک شوهر خوب را به یک زن قدرتمند تبدیل کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. With unusual docility, Nancy stood up and followed him as he left the newsroom.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همراه با اطاعت غیر معمول، نانسی بلند شد و او را تعقیب کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نانسی با دلسردی غیرمعمول ایستاد و بعد از خروج از اتاق خبر، به دنبال او رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. If you value docility over ingenuity, shout it from the rooftops.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر به خاطر ingenuity، به ingenuity توجه داشته باشید، از روی بام آن را صدا کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر ارزش قیاسی را بر ابتکار عمل ارزش گذاری کنید، آن را از پشت بام ها فریاد می زنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Gandhi applied a technique of combat which turned the traditional docility of the gentle Hindu into heroism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گاندی تکنیکی را برای مبارزه به کار برد که سبک سنتی هندوها را به قهرمانی تبدیل کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاندی یک تکنیک مبارزه را اجرا کرد که متوسلانه سنتی هندو ملایم به قهرمانی تبدیل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Unlike his other duplicates, this clone would not undergo growth acceleration or docility tampering.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخلاف تکرارهای دیگر، این کلون، هیچ شتاب رشد یا کم کردن دستکاری را نخواهد داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بر خلاف تکرارهای دیگرش، این کلون تحت تأثیر تسریع رشد و یا تسخیر رشد قرار نخواهد گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. And they are expected to defer to men's'will with great docility and simplicity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و انتظار می‌رود که آن‌ها با اطاعت زیاد و سادگی خود را تسلیم مردان کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و انتظار میرود که با اراده و سادگی بزرگ به مردان برسند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The general, a man by no means notable for docility and long - suffering, flew into a rage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ژنرال، مردی که به هیچ‌وجه به خاطر اطاعت طولانی و رنج طولانی نبود، به خشم آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور کلی، یک مرد به هیچ وجه قابل توجه برای آرامش و رنج طولانی، به خشم تبدیل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He was trying to plant the seed of revolt, arouse that placid peasant docility.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سعی می‌کرد بذر شورش را بکاری، و آن peasant آرام و آرام را بیدار کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سعی داشت بذر شورش را بپا کند و باعث تحقیر صلح دهقانان شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف docility

تمکین (اسم)
obedience , amenability , deference , docility , calmness
خشوع (اسم)
humbleness , obedience , docility , humility , servility

معنی کلمه docility به انگلیسی

docility
• agreeableness, manageability; compliance, submissiveness, obedience

docility را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی docility

فرهاد سليمان‌نژاد ١٩:٣٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٤
اطاعت، اطاعت‌پذيري، مطيع شدن
|

پیشنهاد شما درباره معنی docility



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی docility
کلمه : docility
املای فارسی : دکیلیتی
اشتباه تایپی : یخزهمهفغ
عکس docility : در گوگل


آیا معنی docility مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )