برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1353 100 1

dole out

واژه dole out در جمله های نمونه

1. I got out my wallet and began to dole out the money.
[ترجمه علی] کیف پولم را بیرون آوردم و شروع به تقسیم پول هایم کردم.
|
[ترجمه مصیب] کیف پولم را بیرون آوردم و شروع به تخصیص پول هایم کردم.
|
[ترجمه ترگمان]کیف پولم را بیرون آوردم و شروع به پول پرداخت پول کردم
[ترجمه گوگل]من کیف پولم را بیرون کردم و پول را شروع کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It is not a good idea to dole out concession tickets automatically.
[ترجمه ترگمان]این یک ایده خوب برای توزیع خودکار بلیط‌های امتیازی نیست
[ترجمه گوگل]ایده خوبی نیست که بلیط های کنفرانس را به صورت خودکار بپوشانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It must also dole out a level of punishment so severe that it precludes any further response.
...

معنی کلمه dole out به انگلیسی

dole out
• distribute in small amounts (esp. money); give out freely, dish out

dole out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
توزیع کردن، ارائه کردن
مجید
توزیع کردن در ابعاد کوچک
سام دوانی
فریب دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی dole out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )