برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1289 100 1

doting

/ˈdoʊtɪŋ/ /ˈdəʊtɪŋ/

(نابخردانه یا زیاده از حد) دوستدار، شیدا، واله، زیادمایل، شیفته ازروی نادانی، خرف، فرسوده

واژه doting در جمله های نمونه

1. doting mothers end up spoiling their children
مادرهای بسیار واله بچه‌های خود را لوس می‌کنند.

2. he is only 75, but he is already doting
او فقط 75 سال دارد ولی از حالا خرف شده است.

3. We saw photographs of the doting father with the baby on his knee.
[ترجمه ترگمان]عکس‌هایی از پدر doting را که کودک روی زانویش بود دیدیم
[ترجمه گوگل]ما عکس های پدر را با کودک در زانو دیدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The doting husband catered to his wife's every wish.
[ترجمه ترگمان]شوهر عزیزت هر آرزو را با همسرش کرده بود
[ترجمه گوگل]همسر دلسوز به هر آرزوی همسرش احتیاج دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Doting dad Seb is delighted with his beautiful new daughter.
[ترجمه ترگمان]پدر doting از دختر جدیدش خیلی خوشش میاد
[ترجمه گوگل]دختر سبت با دختر زیبای جدیدش خوشحال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Or a weepy Tom Hanks tribute to his doting wife?
...

معنی کلمه doting به انگلیسی

doting
• foolishly loving and indulgent; adoring; exhibiting mental decline due to old age
• doting means showing a lot of love for someone or something.

doting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین رحمانی
پرمحبت، مهربان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی doting
کلمه : doting
املای فارسی : دتینگ
اشتباه تایپی : یخفهدل
عکس doting : در گوگل

آیا معنی doting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )