انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 896 100 1

واژه dramatic در جمله های نمونه

1. a dramatic critic
ترجمه هنرسنج تئاتر

2. a dramatic performance
ترجمه ایفای نقش دراماتیک،اجرای دراماتیک

3. his dramatic attempt to escape from jail
ترجمه تلاش پرشور او برای فرار از زندان

4. a difficult dramatic part which few actors can encompass
ترجمه نقش نمایشی دشوار که بازیگران معدودی قادر به ایفای آن می‌باشند.

5. the most dramatic event of the first world war
ترجمه شگرف‌ترین رویداد جنگ جهانی اول

6. a ballerina who essayed a dramatic role on television
ترجمه رقاصه‌ی باله که بازی در یک نقش دراماتیک در تلویزیون را مورد امتحان قرار داد

7. The businesses showed a dramatic variation in how they treated their staff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کسب و کارها تغییرات چشمگیری در نحوه برخورد آن‌ها با کارکنان خود نشان دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کسب و کار ها تغییرات قابل توجهی در نحوه برخورد با کارکنان خود نشان دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Environmentalists are alarmed by the dramatic increase in pollution.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متخصصان محیط‌زیست از افزایش چشمگیر آلودگی هراس دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محیط زیست از افزایش چشمگیر آلودگی جلوگیری می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Really it's a workmanlike conference rather than a dramatic one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واقعا این یک کنفرانس دوستانه است تا یک کنفرانس مهیج
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]واقعا این یک کنفرانس کارگرانه است، نه یک نمایشگر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Computers have brought dramatic changes to the workplace.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کامپیوترها تغییراتی نمایشی را در محل کار به ارمغان آورده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کامپیوترها تغییرات قابل توجهی در محل کار ایجاد کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. We're studying dramatic texts by sixteenth century playwrights.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما متن‌های نمایشی را تا قرن شانزدهم نمایش می‌دهیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در حال مطالعه متون دراماتیک از نمایشنامه نویسان قرن شانزدهم هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The mountains form a dramatic backdrop to the little village.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کوه‌ها یک پس‌زمینه دراماتیک را به روستای کوچک تبدیل می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کوه ها به یک روستای کوچک رو به رشد می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Some of the most dramatic events in American history happened here.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از هیجان‌انگیزترین وقایع در تاریخ آمریکا در اینجا اتفاق افتاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از رویدادهای دراماتیک تاریخ آمریکا در اینجا اتفاق می افتد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The nation is gripped by the dramatic story.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ملت تحت‌تاثیر داستان دراماتیک قرار گرفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کشور با داستان دراماتیک روبرو است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The reorganization has led to a dramatic escalation in costs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سازماندهی مجدد منجر به افزایش چشمگیر قیمت‌ها شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سازماندهی مجدد به افزایش چشمگیر هزینه ها منجر شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. What accounts for the dramatic turnabout in Britain's international trading performance?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چه چیزی برای the چشمگیر در عملکرد تجاری بین‌المللی بریتانیا به حساب می‌آید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه چیزی باعث تغییرات چشمگیر در عملکرد تجاری بین المللی بریتانیا می شود؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف dramatic

نمایشی (صفت)
expositive , scenic , demonstrative , dramatic , exhibitive , expository , flashy , stagy
درهم (صفت)
tangled , garbled , mixed , shaggy , indistinct , dramatic

معنی عبارات مرتبط با dramatic به فارسی

(شعر و داستان) تک گویی نمایشی، نوعی داستان نمایشی که دران یکنفر بتنهایی ظاهرمیشود وبا متکلم وحده است

معنی dramatic در دیکشنری تخصصی

[سینما] نمایشی - دراماتیک
[سینما] اعمال دراماتیک
[سینما] فیلم مستند داستانی
[سینما] تجربه دراماتیک
[سینما] نورپردازی دراماتیک
[سینما] موقعیت دراماتیک صحنه
[سینما] ساختمان دراماتیک - ساختمان نمایشی - عناصر کیفی نمایش
[سینما] تنش نمایشی
[سینما] نیروی نمایشی
[سینما] زمان نمایشی

معنی کلمه dramatic به انگلیسی

dramatic
• written as a drama, having the base of drama; emotional, surprising, containing conflict
• dramatic change is sudden and noticeable.
• you describe something as dramatic when it is very exciting.
• if you say or do something dramatic, you are trying to surprise and impress people.
• dramatic art or writing is connected with plays and the theatre.
• dramatics is the performing of plays.
dramatic art
• dramaturgy, art of writing and producing plays
dramatic development
• vivid development, striking occurrence
dramatic turn
• extreme turning point, striking change of events

dramatic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی dramatic

سارا فرهنگ ٠٠:٥١ - ١٣٩٦/٠٥/٠٢
تماشایی
|

مژگان ٠٠:٥٨ - ١٣٩٦/٠٩/١٠
چشم گیر
|

فواد بهشتی ١٧:٥١ - ١٣٩٧/٠٤/١٦
قابل توجه، قابل ملاحظه
|

فواد بهشتی ٠١:١٧ - ١٣٩٧/٠٤/٢٠
هیجانی (در گیر کننده احساسات)، احساسی، عاطفی
|

م ١٧:٥٩ - ١٣٩٧/٠٤/٢٠
غم انگیز
|

mahsa ١٢:٥٤ - ١٣٩٧/٠٤/٣٠
تو دیکشنری زده دراماتیک
great or exciting
|

فرزاد ١٦:٢٢ - ١٣٩٧/١٠/٠٨
(of an event or circumstance) sudden and striking.(یک رویداد یا پیشآمد یا شرایط) ناگهانی و قابل توجه یا موثر است.
"a dramatic increase in recorded crime"
"افزایش چشمگیر جرایم ثبت شده"
|

Moridi ٢٠:٥٨ - ١٣٩٧/١٠/١١
شدید
|

Yasi ١٥:٢٨ - ١٣٩٨/٠١/٢٤
Sudden and surprising
|

فرهاد سليمان‌نژاد ٢١:٥٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٧
حزن‌انگيز
|

پیشنهاد شما درباره معنی dramatic



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dramatic
کلمه : dramatic
املای فارسی : دراماتیک
اشتباه تایپی : یقشئشفهز
عکس dramatic : در گوگل


آیا معنی dramatic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )