برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1287 100 1

drop in

/ˈdrɑːpɪn/ /drɒpɪn/

معنی: سر زدن، خدمت کسی رسیدن، سر کشیدن، اتفاقا دیدن کردن، انداختن در
معانی دیگر: سرزده به جایی رفتن، بی خبر رفتن به منزل کسی، درج تصادفی درج تصادفی

واژه drop in در جمله های نمونه

1. The restaurant has suffered a big drop in trade.
[ترجمه ترگمان]این رستوران متحمل افت بزرگی در تجارت شده‌است
[ترجمه گوگل]رستوران در معرض افت شدید تجارت قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Do drop in if you happen to be passing!
[ترجمه افشین فلاح] به ما سر میزنی اگه اتفاقی از اینجا رد شدی ؟
|
[ترجمه ترگمان]اگر از اینجا رد شوید، وارد شوید!
[ترجمه گوگل]در صورتی که اتفاق می افتد عبور می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Many people experienced a drop in their cholesterol levels when they consumed oat bran.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از مردم هنگامی که برن را مصرف می‌کنند، یک قطره در سطح کلسترول خود را تجربه می‌کنند
[ترجمه گوگل]بسیاری از مردم هنگام مصرف سبوس های یولاف، میزان کلسترول خود را کاهش دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف drop in

سر زدن (فعل)
appear , drift in , be committed , drop in , originate , visit , call on
خدمت کسی رسیدن (فعل)
drop in , visit , call on , serve out
سر کشیدن (فعل)
guzzle , drift in , drop in , crane the neck , quaff , stretch one's neck
اتفاقا دیدن کردن (فعل)
drop in
انداختن در (فعل)
drop in

معنی drop in در دیکشنری تخصصی

drop in
[کامپیوتر] درج تصادفی
[برق و الکترونیک] درج تصادقی م.یسخ ، رقک ، یت بیتی که تصادفاً روی سطح مغناطیسی ثبت می شود .
[عمران و معماری] کاهش دما

معنی کلمه drop in به انگلیسی

drop in
• visit informally or uninvited, briefly visit to say hello
drop in earning
• salary reduction
drop in for coffee
• visit me and have coffee, come to my house to drink coffee
drop in humidity
• lowering of the humidity level
drop in prices
• decrease in costs
drop in temperatures
• lowering of the temperature
drop in the bucket
• small insignificant amount, something that is extremely small
drop in the ocean
• small piece of a very large thing, tiny part of something

drop in را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mona
=look in on (someone)
Masoud
ملاقات کوتاه و اتفاقی
mojtaba
سر راه بکسی یا چیزی سر زدن
گلی افجه
بی دعوت رفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی drop in
کلمه : drop in
املای فارسی : دراپ این
اشتباه تایپی : یقخح هد
عکس drop in : در گوگل

آیا معنی drop in مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )