انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 958 100 1

duly

تلفظ duly
تلفظ duly به آمریکایی/ˈduːli/ تلفظ duly به انگلیسی/ˈdjuːli/

معنی: بموقع خود، بقدر لازم، حسب المقرر، حسب الوظیفه
معانی دیگر: به طور شایسته، به طور معمول، طبق مقررات

واژه duly در جمله های نمونه

1. the new ambassador was duly received
ترجمه سفیر جدید را طبق روال معمول پذیرفتند.

2. Your letter is duly to hand.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نامه شما به موقع است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نامه شما مناسب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He knew he had been wrong, and duly apologized.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌دانست که اشتباه کرده‌است و باید عذرخواهی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او می دانست که اشتباه کرده است و عذرخواهی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She was duly summoned for an interview.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او را برای مصاحبه احضار کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای مصاحبه به درستی احضار شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Here are your travel documents, all duly signed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مدارک سفر شما هستند که همه به موقع امضا شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اینجا اسناد مسافرتی شما، همه به درستی امضا شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Those who had opposed the court were duly punished.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کسانی که مخالف دادگاه بودند به حد کافی تنبیه شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کسانی که در دادگاه مخالفت کردند مجازات شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Your suggestion has been duly noted.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیشنهاد شما به موقع مورد توجه قرار گرفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشنهاد شما به طور کامل ذکر شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The document was duly signed and authorized by the inspector.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سند به طور رسمی امضا شده و توسط بازرس صادر شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این سند به طور کامل امضا شده و توسط بازرس مجاز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The contract is witnessed by others and duly recorded.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این قرارداد توسط افراد دیگر دیده می‌شود و به موقع ثبت می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این قرارداد توسط دیگران شاهد و ضبط شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. They duly attended our meeting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها هم به جلسه ما رسیدگی کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها به طور منظم در جلسه حضور داشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. South Korea duly qualified for the finals when they beat Italy 6?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کره‌جنوبی در زمانی که تیم ایتالیا را ۶ شکست داد، صلاحیت این مسابقات را کسب کرد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کره جنوبی در صورتی که در ضربات پنالتی ایتالیا 6 شکست خورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Having been duly warned that I would get nowhere with my application, I went right ahead and applied anyway.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از این که به دقت به من اخطار داده شد که من به هیچ وجه با درخواست خودم به جایی نخواهم رفت، همین کار را کردم و به هر حال کار را شروع کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با توجه به اینکه به هیچ وجه با درخواست من تماس نگرفتم، به سمت راست رفتم و به هر حال اعمال کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The company duly acknowledged receipt of the letter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به محض این که نامه رسید به امضای آن رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شرکت تأیید نامه را دریافت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. She was ready when the summons duly came.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی که summons به پایان رسید او آماده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی احضار شد، آماده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Adoption papers were duly filed in May 197
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برگه‌های فرزند خواندگی توی شماره ۱۹۷ ثبت‌شده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقررات تصویب در مه 197 به ثبت رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف duly

بموقع خود (قید)
duly
بقدر لازم (قید)
duly
حسب المقرر (قید)
duly
حسب الوظیفه (قید)
duly

معنی duly در دیکشنری تخصصی

duly
[حقوق] به نحو مقتضی، به طور صحیح، با رعایت تشریفات قانونی

معنی کلمه duly به انگلیسی

duly
• at the right time; rightfully, properly
• if something is duly done, it is done in the correct way; a formal word.
duly sworn
• officially declared

duly را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی duly

Sunflower ٢١:٥٠ - ١٣٩٧/٠٥/١٦
به درستی, به طور صحیح، به شکل مناسب، به شکل درست و به جا،
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠٢/٢٣
طبق انتظار
|

پیشنهاد شما درباره معنی duly



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی duly
کلمه : duly
املای فارسی : دولی
اشتباه تایپی : یعمغ
عکس duly : در گوگل


آیا معنی duly مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )