انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 892 100 1

واژه dumping در جمله های نمونه

1. he accused the japanese of dumping their watches on the french market
ترجمه ژاپنی‌ها را متهم کرد که ساعت‌های خود را زیر قیمت تمام شده به بازار فرانسه ریخته‌اند.

2. Rivers have always been a dumping ground for man's unwanted waste.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رودخانه‌ها همواره زمینی پر از زباله برای زباله‌های ناخواسته بشر بوده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رودخانه ها همواره زمین لرزه ای برای زباله های ناخواسته انسان بوده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. She keeps phoning me and dumping all her problems on me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همش بهم زنگ می زنه و همه مشکلاتش رو بهم میریزه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به من تلفن می کند و تمام مشکلاتش را بر روی من انداخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Local communities are campaigning against the dumping of toxic waste.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جوامع محلی علیه کاهش زباله‌های سمی مبارزه می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جوامع محلی علیه تخریب زباله های سمی مبارزه می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The city's canals are used as a dumping ground for a range of toxic pollutants.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کانال‌های شهر به عنوان محل دفن زباله برای گستره‌ای از آلاینده‌های سمی استفاده می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کانال های شهر به عنوان یک محدوده تخلیه برای طیف وسیعی از آلودگی های سمی استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The rivers are used as dumping grounds for industrial waste.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رودخانه‌ها به عنوان محل‌های دفن زباله صنعتی مورد استفاده قرار می‌گیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رودخانه ها به عنوان محل دفن زباله های صنعتی استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. They have promised to limit the dumping of sewage sludge in the sea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها قول داده‌اند که رسوب فاضلاب فاضلاب در دریا را محدود کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها قول داده اند که تخلیه لجن فاضلاب در دریا را محدود کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The prison has been the dumping ground for difficult prisoners for years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این زندان سال‌ها است که برای زندانیان دشوار حفاری شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زندان زندان های دشوار زندانیان سال هاست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Quit dumping on me, I'm trying my best.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دست ازسر من بردار، من دارم سعی می‌کنم بهترین باشم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من را ترک نکنید، من بهترین کار را انجام می دهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. You never come to see me without dumping on me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو هیچ وقت نیومدی که منو ببینی بدون اینکه ترکم کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما هرگز برای دیدن من بدون غرق شدن در من نیستید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Farmers were dumping or burying the diseased animals/carcasses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشاورزان حیوانات یا لاشه بیمار را دفن می‌کردند یا دفن می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشاورزان تخریب و یا دفن حیوانات / لاشه بیمار بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Limits on the dumping of waste will at least prevent further environmental deterioration in the region.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محدودیت‌های مربوط به دفن زباله منجر به تخریب بیشتر محیط‌زیست در منطقه خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محدودیت ها در تخلیه زباله حداقل از پیشگیری بیشتر زیست محیطی در منطقه جلوگیری می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. German law forbids the dumping of hazardous waste on German soil.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قانون آلمان تخلیه زباله‌های خطرناک در خاک آلمان را ممنوع می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قانون آلمان ممنوعیت دفع زباله های خطرناک در خاک آلمان را ممنوع کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The dumping of foreign cotton blocked outlets for locally grown cotton.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فروش پنبه خارجی مانع از پنبه به صورت محلی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خروج از پنبه خارجی مسدود شده برای پنبه های محلی رشد کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The legislature passed a law to prohibit the dumping of nuclear waste.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مجلس قانون گذاری قانونی را تصویب کرد تا ممنوعیت زباله هسته‌ای را ممنوع کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مجلس قانون گذار یک قانون را برای ممنوعیت تخلیه زباله های هسته ای تصویب کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف dumping

روبرداری (اسم)
dumping

معنی عبارات مرتبط با dumping به فارسی

(اقتصاد) ضد بازار شکنی، ضد قیمت شکنی، ضد رقابت ناروا، ضد دامپینگ

معنی dumping در دیکشنری تخصصی

dumping
[حسابداری] دامپینگ ؛ فروش کالا در بازار خارجی با قیمتی کمتر
[کامپیوتر] روبرداری
[زمین شناسی] برگرداندن واگن یکی از روشهای تخلیه واگنها استفاده ازدستگاههای واگن برگردان است.هنگامی که واگن روی این دستگاه قرارگیرد،دوفک قوی واگن رااز طرفین می گیردوآنرایک دورکامل می گرداندوبدین ترتیب مواددرون واگن تخلیهمی شود .
[معدن] ارتفاع تخلیه (ترابری)

معنی کلمه dumping به انگلیسی

dumping
• selling of large quantities of goods at low prices
dumping ground
• dump; garbage dumping site; place where unwanted persons or things are sent
• a dumping ground is a place where unwanted waste matter is left.
• if you refer to a place as a dumping ground for a particular thing, you mean that that thing is left there, usually in large quantities.
dumping price
• unloading price, pricing of a product at a loss rather than a profit due to a surplus of that product on the market

dumping را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی dumping

ebitaheri@gmail.com ١٨:٢١ - ١٣٩٦/٠٨/١٨
ارزان فروشی(مکارانه) ، زیر قیمت فروشی
|

علی اکبر منصوری ١٠:٣٩ - ١٣٩٦/١١/٠٢
نرخ شکنی
|

پورمنصور ١١:٠٣ - ١٣٩٧/٠٤/٠٦
تبعیض قیمت کالادرتجارت بین الملل
|

پورمنصور ١١:٠٤ - ١٣٩٧/٠٤/٠٦
رقابت مکارانه
|

پورمنصور ١١:٢٠ - ١٣٩٧/٠٤/٠٦
تخلیه
|

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٥٠ - ١٣٩٧/٠٤/٠٩
بازارشکنی
ارزان‌فروشی(مکارانه)
زیرِ قیمت فروشی
|

یاسمین ١٨:١٤ - ١٣٩٧/٠٤/١٨
خلاص شدن
|

Moridi ٢٠:٢٦ - ١٣٩٧/١٠/١١
انباشتن
|

پیشنهاد شما درباره معنی dumping



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

A... > were
رضا خرم > relies
مریم > مریم
مهرسا > claim
Karim > ژینوس
علی سهام > biomolecular
فاطمه شعبانی > چیکال
فافا > رونا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی dumping
کلمه : dumping
املای فارسی : دومپینگ
اشتباه تایپی : یعئحهدل
عکس dumping : در گوگل


آیا معنی dumping مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )