انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 985 100 1

during

تلفظ during
تلفظ during به آمریکایی/ˈdʊrɪŋ/ تلفظ during به انگلیسی/ˈdjʊərɪŋ/

معنی: سر، ظرف، فاصله، در طی، طی، هنگام، در مدت
معانی دیگر: (زمان) در، در زمان، در ظرف، در خلال، وقت، موقع، درجریان

واژه during در جمله های نمونه

1. during (the period of) his kingship
ترجمه در دوران پادشاهی او

2. during (the period of) reagan's incumbency
ترجمه در دوران تصدی ریگان

3. during a drought many of the more tender species of animals die out
ترجمه در خشکسالی بسیاری از گونه‌های آسیب‌پذیرتر حیوانات معدوم می‌شوند.

4. during a long stretch of time
ترجمه طی یک دوره‌ی طولانی از زمان

5. during his abode in ghazvin
ترجمه در دوران اقامت او در قزوین

6. during his absence
ترجمه در غیاب او

7. during his lecture, i dozed away
ترجمه طی سخنرانی او چرت می‌زدم.

8. during his ministry in that church
ترجمه طی دوران کشیشی خود در آن کلیسا

9. during his own lifetime, the fame of hafez had even reached india
ترجمه آوازه‌ی حافظ در زمان حیات خودش تا هندوستان هم رسیده بود.

10. during his rule many dissidents were blacklisted
ترجمه در دوران حکومت او نام بسیاری از مخالفین در فهرست سیاه وارد شد.

11. during his tenure (of office)
ترجمه در دوران تصدی او

12. during his ten-year rule
ترجمه طی حکمروایی ده‌ساله‌ی او

13. during his whole life
ترجمه در تمام طول عمرش

14. during holidays i go on shopping expeditions
ترجمه در روزهای تعطیل برای خرید این طرف و آن طرف می‌روم.

15. during horse-and-buggy days traveling was slower
ترجمه در زمان اسب و درشکه مسافرت آهسته‌تر صورت می‌گرفت.

16. during hot afternoons the whole city reposes
ترجمه در بعد از ظهرهای گرم همه‌ی شهر به استراحت می‌پردازد.

17. during mina's teenage years
ترجمه در سال‌های نوجوانی مینا

18. during mourning flags are at half mast
ترجمه در دوران سوگواری پرچم ها نیمه افراشته اند.

19. during my spare time
ترجمه در هنگام فراغت من

20. during negotiations with the germans, we tried to paper over our own internal disagreements
ترجمه طی مذاکرات با آلمان‌ها سعی می‌کردیم اختلافات داخلی خودمان را بروز ندهیم.

21. during nowrooz, the consumption of confectioneries goes up
ترجمه مصرف شیرینی و تنقلات در نوروز بالا می‌رود.

22. during our meeting, repeated telephone calls were a major intrusion
ترجمه طی ملاقات ما تلفن‌های مکرر مزاحمت عمده‌ای بود.

23. during peak traffic hours
ترجمه طی ساعت‌های حداکثر رفت و آمد

24. during pioneer days
ترجمه در ایام مهاجران اولیه

25. during shakespeare's lifetime, a corrupt version of "hamlet" appeared in print
ترجمه در زمان حیات شکسپیر ویرایش تحریف شده و پر غلطی از ((هملت)) به چاپ رسید.

26. during that century persian literature reached its florescence
ترجمه در آن سده ادبیات فارسی به شکوفایی رسید.

27. during the bicentennial celebrations of american independence
ترجمه طی جشن‌های دویست ساله‌ی استقلال امریکا

28. during the boom years after the war
ترجمه در سال‌های پررونق پس از جنگ

29. during the coming weeks
ترجمه طی هفته‌های آینده

30. during the days preceding his death
ترجمه طی روزهای پیش از مرگ او

31. during the entire holiday, the weather was abominable
ترجمه در تمام مدت تعطیلات هوا بسیار بد بود.

32. during the era of the silents
ترجمه در دوران فیلم‌های صامت

33. during the fatefull period when hundreds of people were killed
ترجمه طی دوران مصیبت‌باری که در آن صدها نفر کشته شدند

34. during the first few weeks, the new president had his baptism
ترجمه رئیس جمهور جدید در هفته های اول با امتحانات سختی رو برو شد.

35. during the half time, the coach spoke to the players
ترجمه در تنفس میان دو هافتایم مربی با اعضای تیم صحبت کرد.

36. during the heyday of the silk trade
ترجمه در دوران رونق تجارت ابریشم

37. during the infancy of our country
ترجمه در طول دوران اولیه‌ی کشور ما

38. during the intermission, we went to the lobby
ترجمه در طی میان پرده به سرسرا(ی تالار) رفتیم.

39. during the last two millennia
ترجمه در دو هزار سال گذشته

40. during the last year of her schooling
ترجمه طی آخرین سال تحصیلش

41. during the late middle ages
ترجمه در اواخر قرون وسطی

42. during the life of this insurance policy
ترجمه تاهنگامی که این بیمه‌نامه به قوت خود باقی است

43. during the morning business was quiet
ترجمه در بامداد کاسبی کساد بود.

44. during the movie's premiere
ترجمه در شب اول نمایش فیلم

45. during the next few months
ترجمه در طی چند ماه بعد

46. during the period of his apostolate
ترجمه در دوران رسالت او

47. during the plague year, she ministered to the sick
ترجمه در سال وبایی از بیماران پرستاری کرد.

48. during the previous year
ترجمه طی سال پیش

49. during the rainy season the whole place is awash
ترجمه در فصل بارانی آب همه جا را فرا می‌گیرد.

50. during the reign of anooshirvan
ترجمه در دوران پادشاهی انوشیروان

51. during the second quarter of the first half, our team made four goals
ترجمه در نیمه‌ی دوم هاف‌تایم اول تیم ما چهار گل زد.

52. during the second world war
ترجمه طی جنگ جهانی دوم

53. during the siege of the city, radio was our only channel of communication
ترجمه هنگام محاصره‌ی شهر،رادیو یگانه وسیله‌ی ارتباط ما بود.

54. during the space of only five years
ترجمه در یک مدت زمان فقط پنج سال

55. during the term of an insurance policy
ترجمه طی مدت قرارداد بیمه

56. during the time of his stay in kashan
ترجمه در مدت اقامت او در کاشان

57. during the twentieth year of his reign
ترجمه در بیستمین سال سلطنت او

58. during the war he was stationed in shiraz
ترجمه در زمان جنگ محل ماموریت او در شیراز بود.

59. during the war, turkey remained neutral
ترجمه طی جنگ،ترکیه بی‌طرف باقی ماند.

60. during the war, we used to huddle around the radio every night
ترجمه در زمان جنگ هر شب دور رادیو حلقه می‌زدیم.

61. during the years stretching ahead of us
ترجمه در طی سنواتی که در پیش ما گسترده‌اند

62. during the years when space technology was still in its youth
ترجمه در آن سال‌هایی که فنون فضایی تازه نضج گرفته بود

63. during their absence, he appropriated their share of the money
ترجمه او در غیاب آنها سهم پول آنها را خورد.

64. during those formative childhood years
ترجمه طی آن سال‌های شکل‌دهنده‌ی (دیس‌بخش) کودکی

65. during winter months
ترجمه طی ماه‌های زمستان

66. during winter, our hands would chap and we would rub them with vaseline
ترجمه در زمستان دست‌هایمان ترک می‌خورد و وازلین به آن می‌مالیدیم.

67. come during the fall, when figs are in season
ترجمه پاییز بیا که فصل انجیر است.

68. english poetry during the romantic period
ترجمه شعر انگلیسی در دوران رومانتیک

69. financial security during retirement
ترجمه تامین مالی در دوران بازنشستگی

70. he fainted during the race
ترجمه او هنگام مسابقه غش کرد.

مترادف during

سر (حرف اضافه)
on , at , near , during
ظرف (حرف اضافه)
during
فاصله (حرف اضافه)
during
در طی (حرف اضافه)
during , pending
طی (حرف اضافه)
during
هنگام (حرف اضافه)
in , during
در مدت (حرف اضافه)
within , for , during , pending

معنی عبارات مرتبط با during به فارسی

معنی during در دیکشنری تخصصی

during
[فوتبال] درمدت-درجریان
[حسابداری] در خلال ساخت (شناخت درآمد)
[حسابداری] در خلال تولید (شناخت درآمد) -

معنی کلمه during به انگلیسی

during
• while, throughout
• something that happens during a period of time happens continuously or repeatedly in that period.
• you also use during to say that something happens at some point in a period of time.
during the past week
• throughout last week, in the course of last week

during را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی during

Sara ١٤:٠٢ - ١٣٩٦/٠٦/١٥
در طول
در مدت
|

فاطمه ١١:٤٢ - ١٣٩٦/٠٩/٢٤
در زمان
در مدت
در طول
|

Yasi ١٠:٥٢ - ١٣٩٦/١١/٠٥
موقعی که ، زمانی که
|

محمد علی کریمی ٢٠:٤٩ - ١٣٩٧/٠١/٢٩
در اثنای
|

nasi ٢٠:٣٠ - ١٣٩٧/٠٢/٠٧
در طول
|

Baran ١٤:١٨ - ١٣٩٧/٠٣/٢٤
طی.درطی
|

arges ١٧:١٩ - ١٣٩٧/٠٥/٠٢
در طول
|

Hasty ١٦:٤٤ - ١٣٩٧/٠٥/١٦
All the time that something is happening
|

سانازکریمی ٠٩:١٨ - ١٣٩٧/٠٧/١٥
طی یا درطی
|

aysan_pydrr ١٩:٤٧ - ١٣٩٧/٠٨/٠٤
در طول مدت انجام کاری
|

حسین ١٢:٥٧ - ١٣٩٧/٠٨/٠٦
در طول مدت
|

Allllllli ٢٢:٣٨ - ١٣٩٧/٠٨/٢٩
در طول مدتی
|

Neymarjt ١٢:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/٠٩
All the time that something is happening
|

Setayesh-Arya ١٥:٣٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٥
among
|

etfan ١٢:٤٣ - ١٣٩٧/١٠/٠٨
در طول
|

Yekta ٢٠:٥٤ - ١٣٩٧/١١/٢٢
Recess is free time during the day at school
|

hasti ١١:٢٥ - ١٣٩٧/١١/٢٥
انجام دادن
در طی
|

امین جهانگرد ٠٩:٤٤ - ١٣٩٧/١٢/٢١
در طول
در حین
طی
هنگام
ظرف
|

kim ٢١:٣٧ - ١٣٩٨/٠٢/٢١
در طول
|

fddf ١٦:٠٨ - ١٣٩٨/٠٣/٠٩
در طول
|

Asal ١٥:١٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٥
All the time that some thing is happening
|

امیرحسین نعمت اله ١٥:١٨ - ١٣٩٨/٠٤/٠٩
در مدت در زمان
|

00 ١٤:٢٦ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
در طی
|

پیشنهاد شما درباره معنی during



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ممد > god speed
English woman > Roar
آرش پورسردار > cross border
Sahar azizi > time of day
آژوان > کردی
امید حسینی > Social reason
علیرضا > firm
English woman > Drip

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی during
کلمه : during
املای فارسی : دورینگ
اشتباه تایپی : یعقهدل
عکس during : در گوگل


آیا معنی during مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )