برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1278 100 1

dyskinesia


(پزشکی ـ روان شناسی) بد حرکتی، جنبش پریشی (از بین رفتن توانایی تحرک)، حرکت پریشی

واژه dyskinesia در جمله های نمونه

1. Three neurological disorders are considered: tremor, dyskinesias and epilepsy.
[ترجمه ترگمان]سه اختلالات عصبی در نظر گرفته می‌شوند: لرزش، تشنج و صرع
[ترجمه گوگل]سه اختلالات عصبی در نظر گرفته شده است: ترشح، دیسكینزی و صرع
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Classical tardive dyskinesia is manifested by the insidious onset of oral-lingual-buccal dyskinesia.
[ترجمه ترگمان]tardive کلاسیک کلاسیک با ظهور موذیانه - زبانی - زبانی - زبانی آشکار می‌شود
[ترجمه گوگل]دیسکینزی ناخوشایند کلاسیک با شروع ناگهانی دیسکینزی دهان و زخم باکال ظاهر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The FDA ordered warnings about tardive dyskinesia to be added to Reglan and metoclopramide in February 200
[ترجمه ترگمان]FDA دستور داد که هشدارها در مورد tardive dyskinesia به Reglan و metoclopramide در فوریه ۲۰۰ اضافه شود
[ترجمه گوگل]FDA دستورات هشدارهایی در مورد دیسکینزی خفیف را برای اضافه شدن به رگلاان و متکللوپرامید در فوریه 200
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You may hae heard the term tardie dyskinesia.
...

معنی عبارات مرتبط با dyskinesia به فارسی

(پزشکی - نوعی نابهنجاری عصبی و عضلانی) دیر جنبایی

معنی dyskinesia در دیکشنری تخصصی

dyskinesia
[روانپزشکی] دیسکینزی

معنی کلمه dyskinesia به انگلیسی

dyskinesia
• motion impairment, inability to perform intentional movements

dyskinesia را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سامان نصیری
فقدان جنبش پذیری - کاهش جنبش پذیری
الیناز احمدی لاریجانی
اختلال حرکات ارادی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dyskinesia
کلمه : dyskinesia
املای فارسی : دیسکینسیا
اشتباه تایپی : یغسنهدثسهش
عکس dyskinesia : در گوگل

آیا معنی dyskinesia مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )