برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1357 100 1

Elicit

/əˈlɪsət/ /ɪˈlɪsɪt/

معنی: بیرون کشیدن، استنباط کردن، استخراج کردن
معانی دیگر: موجب شدن، انگیزاندن، باعث شدن، (روان شناسی) فراخواندن، (از کسی) در کشیدن، موجب آشکار شدن(چیزی) شدن، ظاهر ساختن

بررسی کلمه Elicit

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: elicits, eliciting, elicited
مشتقات: elicitable (adj.), elicitation (n.), elicitor (n.)
(1) تعریف: to draw or bring out.
مترادف: educe
مشابه: draw, evoke, extract, pull

- I hoped to elicit her ideas on the matter.
[ترجمه حسن] امیدوار بودم از نظرات او درباره موضوع سر دربیارم (نظرات اون رو درباره موضوع بیرون بکشم)
|
[ترجمه Neg] امیدوار بودم تا نظرات اون رو درباره ی موضوع بفهمم(استنباط کنم. بیرون بکشم)
|
[ترجمه ترگمان] امیدوار بودم که از این موضوع سر در بیاورم
[ترجمه گوگل] من امیدوار بودم که ایده هایم را در مورد این موضوع مطرح کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to call forth; evoke.
مترادف: draw, evoke
مشابه: occasion

- His remark elicited several boos from the ...

واژه Elicit در جمله های نمونه

1. Have you managed to elicit a response from them yet?
[ترجمه امیر مهندس] آیا تا حالا موفق شدی جواب ازشون بگیری؟
|
[ترجمه مطهره] تا حالا موفق شدی پاسخی ازشون بگیری
|
[ترجمه hassan.r] هنوز موفق نشده ایداز آن ها پاسخی دریافت کنید
|
[ترجمه ترگمان]هنوز موفق شده‌اید از آن‌ها پاسخی دریافت کنید؟
[ترجمه گوگل]آیا شما موفق به کشف پاسخ از آنها هنوز؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I could elicit no response from him.
[ترجمه ترگمان]نتوانستم جوابی از او پیدا کنم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم پاسخی از او بگیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Elicit

بیرون کشیدن (فعل)
extract , evoke , solicit , draw , aspirate , elicit
استنباط کردن (فعل)
induct , elicit , divine , construe , deduce , infer , educe
استخراج کردن (فعل)
exploit , extract , elicit , pan , educe , draw out

معنی کلمه Elicit به انگلیسی

elicit
• extract from, bring out, draw out
• if you elicit a response or a reaction, you do something which makes other people respond or react; a formal word.
• if you elicit a piece of information, you get it by asking careful questions; a formal word.
elicit demands
• draw out demands
elicit images
• produce images

Elicit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا ایوبی صانع
چهره در هم کشیدن
شهریار
به توافق رسیدن مثلا" در کلمه eliciting agreement
فاطمه خدابنده
کشف کردن
مقداد
احصاء کردن
فرزاد
1) تحریک یا سبب برای به یاد آوردن یا بیرون کشیدن یا ظاهر ساختن (واکنش، پاسخ یا واقعیت) از کسی.
"I tried to elicit a smile from Joanna" سعی کردم موجب لبخندی از جوانا بشم.

2)رو کردن یا آشکار کردن یا موجودیت دادن به چیزی پنهان شده یا بالقوه draw forth (something that is latent or potential) into existence.
"a corrupt heart elicits in an hour all that is bad in us"
Soheil_msc
استخراج کردن استنباط کردن
Eliciting an idea
استنباط یه ایده یا نظر
سعید محمدزاده
راه اندازی
رسول مجدمی
بیرون کشیدن اطلاعات
علیرضا عسکری
به معرض گذاشتن (بیرون کشیدن)
محمد
بیرون کشیدن. بدست آوردن . گرفتن
سبب شدن. موجب شدن
Ham.
منجر شدن ،باعث شدن ،فراهم کردن زمینه ،سبب شدن ،نتیجه دادن ،ناشی شدن از .
Elham
برانگیختن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی elicit
کلمه : elicit
املای فارسی : الیکیت
اشتباه تایپی : ثمهزهف
عکس elicit : در گوگل

آیا معنی Elicit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )