برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1276 100 1

Environment

/ənˈvaɪrənmənt/ /ɪnˈvaɪərənmənt/

معنی: محیط، احاطه، اطراف، پرگیر، دوروبر
معانی دیگر: بوم، زیست بوم، محیط زیست، زیست پرگیر

بررسی کلمه Environment

اسم ( noun )
مشتقات: environmental (adj.), environmentally (adv.)
(1) تعریف: the sum of things, circumstances, and conditions that surround one and may have an effect on one; surroundings.
مترادف: milieu, setting, surroundings
مشابه: ambiance, atmosphere, background, circumstances, climate, element, medium, situation

- With the warm light, the soft curtains, and the comfortable chairs, they tried to make the doctor's waiting room a pleasant environment.
[ترجمه ترگمان] با نور گرم، پرده‌ها و صندلی‌های راحت، سعی کردند اتاق انتظار دکتر را یک محیط خوشایند بسازند
[ترجمه گوگل] با نور گرم، پرده های نرم و صندلی های راحت، آنها سعی کردند محیط اتاق را به اتاق انتظار دکتر منتقل کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The hostile environment of the prison plunged him into depression.
[ترجمه ترگمان] محیط خصمانه زندان او را افسرده کرد
[ترجمه گوگل] محیط خصمانه زندان او را به افسردگی فرو برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Every attempt has been made to make the mine a safe environment for workers.
[ترجمه ترگمان] هر تلاشی برای ایجاد محیطی امن برای کارگران ساخته شده‌است
[ترجمه ...

واژه Environment در جمله های نمونه

1. a noisome environment
پرگیر (محیط) ناسالم

2. protection of the environment
حفاظت از محیط زیست،پاسداشت پرگیر

3. some animals mimic their environment
برخی حیوانات با محیط خود همگون می‌شوند.

4. the conservation of the environment is one of the most important duties of the present generation
نیکداشت محیط زیست (زیست بوم) یکی از بزرگترین وظایف نسل حاضر است.

5. we must respect the environment
باید برای محیط زیست احترام قائل باشیم.

6. we must safeguard the environment
می‌بایستی زیست بوم را نیک‌داری کنیم.

7. the desert is a uniquely fragile environment
صحرا پرگیری است که فوق‌العاده آسیب‌پذیر است.

8. the harmony of humans and the environment
سازگاری انسان با محیط

9. the ocean is a rather steadfast environment
اقیانوس محیط نسبتا تغییر ناپذیری است.

10. going from a farm to a city environment had scared her
رفتن از روستا به محیط شهری او را دچار ترس کرده بود.

11. gradually he became inured to that stifling environment
کم‌کم به آن محیط خفقان‌آور خو گرفت ...

مترادف Environment

محیط (اسم)
ambiance , environment , surroundings , setting , perimeter , circumference , ambience , sphere , periphery , entourage , circuit , milieu
احاطه (اسم)
environment , envelopment , surround , cincture , siege
اطراف (اسم)
environment , environs , milieu
پرگیر (اسم)
environment
دوروبر (اسم)
environment , environs , milieu

معنی Environment در دیکشنری تخصصی

environment
[علوم دامی] محیط ؛ شرایط خارجی که حیوان در معرض آنها قرار داشته و زندگی و وظایفش را تحت تاثیر قرار می دهد.
[عمران و معماری] محیط زیست - محیط - فراگیر
[کامپیوتر] محیط . - محیط پیرامون ، منطقه 1. نمایش و ارتباط بشری که توسط نرم افزار ارائه می شود . در یک کامپیوتر محیط ف تعریف کننده ی زمنیه ای است که می توانید در آن با کامپیوتر کاری را انجام دهید . مثلا یک سیستم عامل ، واژه پرداز و صفحه گسترده ، حد اقل سه محیط مختلف ایجاد می کنند که به فرمانهای گوناگونی پاسخ می دهند . مثلاً اگر در محیط سیستم عامل باشید . و فرمان واژه پردازی را بنویسید . پاسخی نخواهید گرفت و بر عکس . 2 . ) در MS-DOS ، ویندوز 98 ، ویندوز NT، UNIX ) ناحیه ای که در آن می توانید اطلاعات را برای استفاده برنامه ها ذخیره کنید . برای قرار دادن اطلاعات در آن ناحیه ، فرمان SET را به کار ببرید . مثلا با MS- DOS یا OS/2 فران set prompt = $pg به کامپیوتر می گوید که هنگام فرمان گیری ، دیسک و دایرکتوری جاری ( مانند c:/mydir ) را نشان دهد . برای دیدن محتویات این ناحیه بنویسید . set .
[مهندسی گاز] محیط ، اطراف
[ریاضیات] فراگیر، محیط برنامه نویسی، محیط، دور و بر
[خاک شناسی] محیط
[پلیمر] محیط زیست، محیط
[آب و خاک] محیط زیست، زیست محیط
[کامپیوتر] یکی از چهار قسمت اصلی یک برنامه CoBol
[حسابداری] محیط حسابداری
[آب و خاک] محیط هوافضا
[نفت] گرفتگی منطقه ی اطراف چاه
[زمین شناسی] محیطهای قارهای
...

معنی کلمه Environment به انگلیسی

environment
• surroundings; conditions in which someone or something lives
• your environment is everything around you that affects your daily life, for example where you live and the people and things that affect you.
• the environment is the natural world of land, sea, air, plants, and animals.
environment friendly
• does not harm the environment
environment minister
• government secretary in charge of national environmental affairs
environment variable
• data which is stored in a dos environment under a unique name and which determines details about a work environment
develop environment
• collection of functions and commands that provide convenient programming tools
distributed computing environment
• suite of technologies and software which enables networked computers of various types to share data and applications that are located elsewhere on the network, dce (computers)
dos environment
• computer work environment which is run by the dos operating system
ecological environment
• living organism's natural surroundings
homelike environment
• warm loving environment, comfortable surroundings
pc environment
• computer environment running on ibm-compatible computers
psychological environment
• everything throughout the years that is relevant to a person from a psychological perspective
supporting environment
• psychological environment which provides an individual with a feeling of love and warmth ...

Environment را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
محیط
fatem
محیط زیست
hesam
زمینه
اکرم
Environments=ترکیبات
پرنیان
محیط زیست، بوم
BAHAR
The nutural world ,e.g.land,air,water,etc in wich animals and plants live
محیط زیست
وحید
محیط زیست
sanaz
محیط زیست

وانیا سفلایی
محیط زیست
Arefeh
The natural things around us
میثم علیزاده
زیست بوم، طبیعت
Mohammad
The natural eg lands
ووو
محیط زیست
MOHAMMAD
ambiance, environment, surroundings, setting, perimeter, circumference, ambience, sphere, periphery, entourage محیط زیست
هستی
محیط زیست-محیط زندگی
B
The natural world
کاربر آبادیس
محیط زیست، محیط

software environment محیط نرم افزاری
mahdy
a some place
mohammad
منظره ‌. محیط . طبیعت
زینب زرمسلک
بستر، محیط
Anita
محیط زیست
Raha
the people and things that are around you in your life, for example the buildings you use

محیط،اطراف،دور و بر
S

The natural world that in which people, animals, and plants live
tinabailari
My family and I went to a pleasant environment in the nature day
من و خانواده‌ام در روز طبیعت به یک محیط باصفا رفتیم 🐽🐽

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی environment
کلمه : environment
املای فارسی : انویرنمنت
اشتباه تایپی : ثدرهقخدئثدف
عکس environment : در گوگل

آیا معنی Environment مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )