برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1319 100 1

Expenditures


معنی: مصرف
معانی دیگر: هزینه ها بازرگانى : مخارج

واژه Expenditures در جمله های نمونه

1. government expenditures are on the rise
هزینه های دولتی رو به افزایش است.

2. our expenditures are too high in proportion to our income
هزینه‌های ما نسبت به درآمدمان بسیار زیاد است.

3. the curtailment of expenditures
کاهش هزینه‌ها

4. amounts in excess of expenditures
مبالغ اضافه بر هزینه‌ها

5. he keeps count of all expenditures
او حساب همه‌ی مخارج را دارد.

6. to total all of the expenditures
همه‌ی هزینه‌ها را جمع بستن

7. azarpad company will not sanction these expenditures
شرکت آذرپاد این هزینه‌ها را نخواهد پذیرفت.

8. he submitted an account of his expenditures
صورت حساب مخارج خود را ارائه داد.

9. they will be looking to reduce their expenditures
آنان در نظر دارند هزینه‌های خود را کاهش بدهند.

10. the congress has put a cap on the expenditures for this project
کنگره برای هزینه‌ی این طرح حدی معلوم کرده است.

مترادف Expenditures

مصرف (اسم)
expenditure , use , utilization , expense , consumption , waster , expenditures , expenses

معنی Expenditures در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] مخارج
[ریاضیات] هزینه های اداری
[حسابداری] مخارج سرمایه ای
[ریاضیات] هزینه های سرمایه ای
[حسابداری] مخارج یا هزینه های جاری
[حقوق] هزینه های غیر مستمر، هزینه های اتفاقی

Expenditures را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

س فرهیخته
در اقتصاد؛
expenditure = مخارج (خرج)
cost = هزینه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی expenditures
کلمه : expenditures
املای فارسی : اکسپندیتورس
اشتباه تایپی : ثطحثدیهفعقثس
عکس expenditures : در گوگل

آیا معنی Expenditures مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )