برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1329 100 1

emigrate

/ˈeməˌɡret/ /ˈemɪɡreɪt/

معنی: مهاجرت کردن، بکشور دیگر رفتن، میهن گزیدن
معانی دیگر: (از داخل به خارج از کشور مهاجرت کردن نه بالعکس - واروی: درون کوچ کردن immigrate) برون کوچ کردن، برون کوچیدن

بررسی کلمه emigrate

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: emigrates, emigrating, emigrated
مشتقات: emigrative (adj.)
• : تعریف: to leave one country or region, usu. the country of origin, in order to settle in another.

- Her ancestors emigrated from Ireland during the famine and came to the United States.
[ترجمه ترگمان] نیاکان او در دوران قحطی از ایرلند مهاجرت کرده و به آمریکا مهاجرت کرده‌اند
[ترجمه گوگل] اجداد خود را در طول قحطی از ایرلند مهاجرت کرد و به ایالات متحده آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه emigrate در جمله های نمونه

1. they emigrate from many countries but most of them wish to immigrate to north america
آنان از کشورهای متعدد برون کوچ می‌کنند ولی اکثرشان می‌خواهند به امریکای شمالی درون کوچ کنند.

2. job scarcity forces young people to emigrate
فقدان کار جوانان را مجبور به مهاجرت می‌کند.

3. the conditions that induced many young people to emigrate
شرایطی که خیلی از جوانان را ناچار به مهاجرت می‌کرد.

4. Nazi anti-Semitism forced him to emigrate to the USA.
[ترجمه ترگمان]ضد سامی گرایی او را مجبور به مهاجرت به آمریکا کرد
[ترجمه گوگل]ضد یهودی نشین نازی او را مجبور به آمریكا كرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He's decided to emigrate and start a new life in America.
[ترجمه ترگمان]او تصمیم گرفت مهاجرت کند و زندگی جدیدی را در آمریکا آغاز کند
[ترجمه گوگل]او تصمیم گرفته است که مهاجرت کند و زندگی جدیدی را در آمریکا آغاز کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She was inhibited from making the decision to emigrate by the thought of her mother's loneliness.
[ترجمه ترگمان]از این که به خاطر تنهایی مادرش ...

مترادف emigrate

مهاجرت کردن (فعل)
colonize , emigrate , transplant , out-migrate
بکشور دیگر رفتن (فعل)
emigrate
میهن گزیدن (فعل)
emigrate

معنی emigrate در دیکشنری تخصصی

emigrate
[ریاضیات] مهاجرت کردن

معنی کلمه emigrate به انگلیسی

emigrate
• leave one's own country to settle in another
• if you emigrate, you leave your native country to live in another country.

emigrate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

aaa
زموژیدن
zomužidan
Parinaz
رفتن از کشور خودمان به کشوری دیگر (OPP:Immigrate)
مهدی باقری
تفاوت migrate و emigrate رو بدونید:
•Migrate :
برای کوچ حیوانات
مهاجرت انسانها از جایی به جایی دیگر به منظور یافتن شغل
•Emigrate: فقط برای مهاجرت انسان از وطن به کشوری دیگر به منظور زندگی.
#longman

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی emigrate
کلمه : emigrate
املای فارسی : امیگرت
اشتباه تایپی : ثئهلقشفث
عکس emigrate : در گوگل

آیا معنی emigrate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )