برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1182 100 1

encouragingly


ازراه تشویق

واژه encouragingly در جمله های نمونه

1. My mother smiled encouragingly at me as I went up on stage.
[ترجمه ترگمان]همان طور که در صحنه بالا می‌رفتم مادرم به من لبخند دلگرم‌کننده‌ای زد
[ترجمه گوگل]وقتی روی صحنه رفتم، مادرم به من دلداری داد لبخندی زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. "You're doing really well," her midwife said encouragingly.
[ترجمه ترگمان]قابله با لحنی دلگرم‌کننده گفت: \" شما واقعا خوب عمل می‌کنید \"
[ترجمه گوگل]ماما گفت: 'شما واقعا خوب کار می کنید '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. " Go on, " he said encouragingly to his student.
[ترجمه ترگمان]او با تشویق به دانشجوی خود گفت: \" ادامه بده \"
[ترجمه گوگل]او گفت: 'برو،' به دانشجوی خود دلگرم کننده گفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But the new West Indies proved encouragingly resilient, repeatedly getting up off the canvas to deliver the final knockout punch.
[ترجمه ترگمان]اما هند غربی جدید، که به طور دلگرم‌کننده‌ای ثابت شده بود، مرتبا از چادر بلند می‌شد تا ضربه نهایی را به پایا ...

معنی کلمه encouragingly به انگلیسی

encouragingly
• in an encouraging manner, in a heartening manner

encouragingly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ساجدی
امیدبخش/ نویددهنده
فرهاد مولایی
با شوق دلگرم کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی encouragingly
کلمه : encouragingly
املای فارسی : انکورگینگلی
اشتباه تایپی : ثدزخعقشلهدلمغ
عکس encouragingly : در گوگل

آیا معنی encouragingly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )