انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1016 100 1

endorsement

تلفظ endorsement
تلفظ endorsement به آمریکایی/enˈdɔːrsmənt/ تلفظ endorsement به انگلیسی/ɪnˈdɔːsmənt/

معنی: ستایش، تایید، ظهر نویسی، امضا
معانی دیگر: (چک بانک و غیره) پشت نویسی، امضای پشت چک یا سند، (تایید نامزد انتخابات و غیره) اعلام پشتیبانی، (تعریف و تایید خدمات و کالا در آگهی تجارتی و غیره) شناسانگری، (انگلیس - نوشتن خلاصه ی تخلف رانندگی معمولا در پشت گواهی نامه ی رانندگی) ثبت تخلف، موافقت

بررسی کلمه endorsement

اسم ( noun )
(1) تعریف: a statement given in support of a person or product, as in an advertisement or political campaign.
مشابه: plug, testimonial

- The actor's endorsement of their product boosted the company's sales.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] حمایت بازیگر از محصول آن‌ها فروش شرکت را افزایش داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تایید بازیگر از محصولاتشان باعث افزایش فروش این شرکت شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the act of endorsing, as by signing the back of a check, or the signature so added.

(3) تعریف: an alteration to the original terms of an insurance policy or other contract.

واژه endorsement در جمله های نمونه

1. his endorsement of the labour party candidate was unexpected
ترجمه اعلام پشتیبانی او از نامزد حزب کارگر غیر منتظره بود.

2. the endorsement of a check
ترجمه امضای پشت چک،پشت نویسی چک

3. a blanket endorsement
ترجمه تایید بدون قید و شرط،تایید کلی

4. His presidential campaign won endorsement from several celebrities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مبارزات انتخاباتی وی از چندین فرد مشهور پشتیبانی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری از چندین شخصیت برجسته حمایت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The new design only received a lukewarm endorsement from head office.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طرح جدید فقط یک تایید ولرم از دفتر سر دریافت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طراحی جدید فقط یک تأیید گرم و نرم از دفتر مرکزی دریافت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. This is a powerful endorsement for his softer style of government.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک تایید قدرتمند برای سبک softer دولت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک اعتبار قوی برای سبک نرم تر حکومت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. They are now seeking endorsement for their ideas.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها اکنون به دنبال حمایت از ایده‌های خود هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها اکنون به دنبال ایده های خود هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Without this continuing endorsement Gloucester could not have maintained so wide a hegemony.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدون این حمایت مستمر، Gloucester نمی‌توانست این همه برتری را حفظ کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون این حمایت مستمر، گلاستر نمیتوانست هژمونی بسیار گسترده ای داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. But despite their endorsement in the municipal elections last October, it is not the moderates who hold the balance of power.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما با وجود حمایت آن‌ها در انتخابات شهرداری در اکتبر گذشته، این میانه‌رو نیست که توازن قدرت را حفظ کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما با وجود حمایت خود در انتخابات شهرداری در ماه اکتبر گذشته، این افراد معتاد نیستند که توازن قدرت را حفظ کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Bradley, despite his 1735 endorsement of the sea clock, felt little affinity for anything outside astronomy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بردلی، با وجود حمایت his از ساعت دریا، نسبت به هر چیزی خارج از ستاره‌شناسی احساس نزدیکی می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برادلی، با وجود تاییدیه ساعت دریایی او در سال 1735، احساسات کمی برای چیزی غیر از نجوم داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. As he expected, his endorsement got wide press coverage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همان طور که انتظار داشت، امضای او تحت پوشش مطبوعاتی وسیع قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که او انتظار داشت، تأیید او پوشش خبری گسترده ای داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. As expected, Annan got a generous endorsement from President Clinton, with whom he met for about a half hour.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همانطور که انتظار می‌رفت، عنان تایید بزرگی از رئیس‌جمهور کلینتون دریافت کرد که با او حدود نیم ساعت ملاقات کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که انتظار می رفت، آنان از رئیس جمهور کلینتون حمایت بسیار سخاوتمندانه داشت که حدود نیم ساعت آن را دید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The trust's endorsement also enabled her to secure match funding from Barclays Bank.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تایید این اعتماد او را قادر ساخت تا با سرمایه‌گذاری از بانک بارکلیز تامین مالی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تایید اعتماد نیز او را قادر به تامین بودجه مسابقات از Barclays بانک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. On April 14 Clinton also secured the unanimous endorsement of the leadership of the AFL-CIO, the country's main labour confederation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در روز ۱۴ آوریل، کلینتون به اتفاق آرا ریاست اتحادیه ملی اتحادیه کارگری، کنفدراسیون کار اصلی این کشور را به دست آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در روز 14 آوریل، کلینتون نیز تأیید مصمم رهبری AFL-CIO، کنفدراسیون کارگری کشور را تأمین کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف endorsement

ستایش (اسم)
eulogy , praise , accolade , adoration , worship , veneration , approbation , endorsement , commendation , laud , approval , backing , doxology , laudation , encomium
تایید (اسم)
support , validity , verification , confirmation , grace , allegation , endorsement , validation
ظهر نویسی (اسم)
endorsement , blank endorsement , writing on the back
امضا (اسم)
endorsement , signature

معنی عبارات مرتبط با endorsement به فارسی

چک در وجه حامل، حواله سفید مهر که مقدار وجه ان قیدنشده وقابل پرداخت به دارنده است، برات سفید مهر
پشت نویسى مجدد قانون ـ فقه : ظهرنویسى مجدد

معنی endorsement در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] پشت نویسی
[حقوق] ظهرنویسی، تصدیق، تأیید، امضاء
[حقوق] امضاء یا ظهرنویسی برات بدون قید نام براتگیر
[حسابداری] بیمه به نفع دیگران
[حقوق] ظهرنویسی مشروط

معنی کلمه endorsement به انگلیسی

endorsement
• act of endorsing; signature on a document (as in a check or bill); approval, sanction, confirmation (also indorsement)
• an endorsement is a formal or public statement that you support or approve of something or someone.
• an endorsement on someone's driving licence is a note saying that they have been found guilty of a driving offence.
• if you make an endorsement of a document or cheque, you write a note on the document or write your name on the back of the cheque.
bank endorsement
• transfer of rights to a bill which has been given to a bank according to a signature on its back
blank endorsement
• signature (on a check, note, etc.) which makes it payable to anyone who possesses it
delay endorsement
• postpone or hold up approval
rabbinate endorsement
• official approval of the council of rabbis
reject endorsement
• reject a transfer; refuse an endorsement

endorsement را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی endorsement

حامد نیازی ٢٠:٥٢ - ١٣٩٦/١٠/١٥
پشت نویسی
|

میترا ١٦:٠٠ - ١٣٩٧/٠٣/٢٨
توقیع
|

aliii ١٥:٠٥ - ١٣٩٧/٠٦/٢٧
حمایت -تایید
|

مقداد سلمانپور ٢٠:٤٢ - ١٣٩٧/١٢/١٨
تایید
|

پیشنهاد شما درباره معنی endorsement



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سارا > چیپ
محمد عرب > Creepin
عباس زارعی > came in
مم > croissant
Mohammadreza Akbarian > moisturising
Mohammadreza Akbarian > geographical
hamid > brushstrokes
اسی > شیشه مخدر

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی endorsement
کلمه : endorsement
املای فارسی : اندرسمنت
اشتباه تایپی : ثدیخقسثئثدف
عکس endorsement : در گوگل


آیا معنی endorsement مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )