برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1288 100 1

engaged in

واژه engaged in در جمله های نمونه

1. He is engaged in the ruthless pursuit of wealth.
[ترجمه ترگمان]او در تعقیب بی‌رحمانه ثروت شرکت می‌کند
[ترجمه گوگل]او در جستجوی ثروت بی رحمانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The company is engaged in the eternal search for a product that will lead the market.
[ترجمه ترگمان]شرکت در جستجوی ابدی برای محصولی است که بازار را هدایت می‌کند
[ترجمه گوگل]این شرکت در جستجوی ابدی برای محصولی است که بازار را هدایت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I have never engaged in the drug trade.
[ترجمه ترگمان]من هیچ وقت درگیر تجارت مواد نبودم
[ترجمه گوگل]من هرگز در تجارت مواد مخدر مشغول نیستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Troops are engaged in the expulsion of enemy forces from the area.
[ترجمه ترگمان]نیروهای نظامی درگیر اخراج نیروهای دشمن از این منطقه هستند
[ترجمه گوگل]نیروهای درگیر در اخراج نیروهای دشمن از منطقه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر ر ...

معنی کلمه engaged in به انگلیسی

engaged in
• occupied with; got into, got involved with

engaged in را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمید پرهام
مشغول در/به

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی engaged in مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )