برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1288 100 1

enlighten

/enˈlaɪtn̩/ /ɪnˈlaɪtn̩/

معنی: روشن کردن، تعلیم دادن، روشنفکر کردن
معانی دیگر: (با دادن فهم و دانش و غیره) راهیاب و رستگار کردن، روشن ضمیر کردن، روشندل کردن، وارستن، آزاده کردن، (قدیمی) نورانی کردن، پر نورکردن، شیرفهم کردن، آگاه کردن، (به واقعیات) آشنا کردن، روشنگری کردن

بررسی کلمه enlighten

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: enlightens, enlightening, enlightened
مشتقات: enlightener (n.)
• : تعریف: to provide with previously lacking insight, information, or knowledge.
مترادف: illuminate
متضاد: baffle, confuse
مشابه: acquaint, advise, edify, educate, elucidate, inform, inspire, teach, uplift

- The lecture enlightened me about the power of the mind over the body.
[ترجمه ترگمان] این سخنرانی مرا در مورد قدرت ذهن بر روی بدن روشن کرد
[ترجمه گوگل] این سخنرانی من راجع به قدرت ذهن در مورد بدن روشن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه enlighten در جمله های نمونه

1. radio should enlighten the listener as well as entertain him
رادیو باید علاوه بر سرگرم کردن شنونده وی را ارشاد هم بکند.

2. I hope the results of my research will enlighten my colleagues.
[ترجمه ترگمان]امیدوارم که نتایج تحقیقات من همکارانم را روشن کند
[ترجمه گوگل]امیدوارم نتایج پژوهش من همکاران من را روشن کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Enlighten me about your plans for the future.
[ترجمه ترگمان] واسه آینده برام توضیح بده
[ترجمه گوگل]من را در مورد برنامه های خود برای آینده روشن کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I don't understand this. Could you enlighten me?
[ترجمه ترگمان]من این را نمی‌فهمم میتونی بهم خبر بدی؟
[ترجمه گوگل]من این را درک نمی کنم آیا می توانید مرا روشن کنی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Nobody seemed to be anxious to enlighten me about the events that led up to the dispute.
[ترجمه A.A] به نظررسید ...

مترادف enlighten

روشن کردن (فعل)
light , clear , clarify , explain , lighten , ignite , brighten , turn on , illuminate , elucidate , refresh , enucleate , explicate , enlighten , illume , illumine , upstart , relume
تعلیم دادن (فعل)
educate , train , intuit , drill , guide , instruct , teach , enlighten
روشنفکر کردن (فعل)
enlighten , liberalize

معنی کلمه enlighten به انگلیسی

enlighten
• instruct, provide with intellectual or spiritual understanding
• to enlighten someone means to give them more knowledge about something; a formal word.

enlighten را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرجان میری لواسانی
روشن بینی
به بینش روشن رسیدن
به روشنی رسیدن
دکتر سبحان اسماعیلی
آگاه کردن با دادن دانش و غیره - تعلیم دادن
میثم علیزاده
شیرفهم کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی enlighten
کلمه : enlighten
املای فارسی : انلیقتن
اشتباه تایپی : ثدمهلافثد
عکس enlighten : در گوگل

آیا معنی enlighten مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )