برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1282 100 1

enveloping

واژه enveloping در جمله های نمونه

1. We sat suddenly swamped by silence, intense and enveloping.
[ترجمه ترگمان]ناگهان غرق در سکوت و محاصره شدیم
[ترجمه گوگل]ما نشستیم ناگهان با سکوت، شدید و غوطه ور شدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Sound emanating from a pair of speakers seem enveloping, as though it were coming from other locations.
[ترجمه ترگمان]صوتی که از یک جفت سخنران نشات می‌گیرد، به نظر می‌رسد که در حالی است که گویی از مکان‌های دیگر می‌آید
[ترجمه گوگل]صدای خروجی از یک جفت بلندگو به نظر می رسد پیچیده است، همانطور که آن را از دیگر مکان ها آمده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There was a sadness, formless as a skein, enveloping us.
[ترجمه ترگمان]اندوهی بی‌شکل و بی‌شکل به مانند یک کلاف نخ، ما را فرا گرفت
[ترجمه گوگل]غم و اندوه بود، به عنوان یک غرور، که ما را پوشش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He could sense an immense power enveloping the planet, and knew his death was only hours away.
[ترجمه ترگمان]او می‌توانست قدرت عظیمی را که روی زمین احاطه شده بود حس ...

معنی کلمه enveloping به انگلیسی

enveloping
• covering, surrounding

enveloping را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی بزرگیان
پوشاننده، پوششی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی enveloping مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )