برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1330 100 1

equipped

/ɪˈkwɪp/ /ɪˈkwɪp/

معنی: مجهز
معانی دیگر: اماده، اراسته

واژه equipped در جمله های نمونه

1. equipped in the national dress of scotland
ملبس به جامه‌ی ملی اسکاتلند

2. equipped with all modern conveniences
مجهز به کلیه‌ی تسهیلات مدرن

3. tractors equipped with special blades
تراکتورهایی که به تیغه‌های ویژه‌ای مجهز هستند

4. troops equipped for battle
قشون‌های تجهیز شده برای نبرد

5. a park equipped with three swimming pools
پارکی دارای سه استخر شنا

6. a ship equipped with every modern means of navigation
کشتی دارای همه گونه وسایل ناوبری جدید

7. bushehr is equipped for the receipt of large vessels
بوشهر برای قبول کشتی‌های بزرگ مجهز است.

8. the hotel is equipped with the latest means of comfort
هتل به جدیدترین وسایل راحتی مجهز شده است.

9. the lookout is equipped with searchlights
برج دیده‌بانی به نور افکن مجهز است.

10. this hotel is equipped with every imaginable amenity
این هتل همه گونه وسیله‌ی راحتی قابل تصور را دارد.

11. i was young and not equipped to handle love and marriage
جوان بودم و آمادگی پرداختن به عشق و ازدواج را نداشتم.

...

مترادف equipped

مجهز (صفت)
armed , equipped

معنی عبارات مرتبط با equipped به فارسی

نامجهز، نامهیا، نافراهم، بد ساز و برگ، فاقد تجهیزات لازم

معنی کلمه equipped به انگلیسی

equipped
• supplied, furnished, provided
ill equipped
• lacking the proper equipment
• someone who is ill-equipped to do something does not have the ability, qualities, or equipment necessary to do it.

equipped را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

😊
دارای امکانات
بهاره غفارپور
مجهز كردن
رضا پیروز
آماده
tinabailari
مجهز 🔮🔮
This laboratory is equipped with the latest computers
این آزمایشگاه مجهز به جدیدترین سیستم‌های کامپیوتری است
سجاد صالحی
مهیا، مجهز ، آماده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی equipped
کلمه : equipped
املای فارسی : اقویپپد
اشتباه تایپی : ثضعهححثی
عکس equipped : در گوگل

آیا معنی equipped مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )