برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1333 100 1

error

/ˈerər/ /ˈerə/

معنی: ضلالت، غلط، اشتباه، سهو، خطا، خبط، تقصیر، لغزش، عقیدهنادرست
معانی دیگر: رمژک، اشکوخ، گمراهی، انحراف، کژراهی، گناه، خطاکاری، عقیده ی غلط، کژباوری، جهل، (کامپیوتر - تفاوت بین نتیجه ی برآورد شده و نتیجه ی واقعی) خطا، (حقوق) سهو، اشتباه غیر عمدی

بررسی کلمه error

اسم ( noun )
(1) تعریف: a mistake in judgment or action.
مترادف: mistake
مشابه: boner, fault, howler, misapprehension, misconception, misstep, misunderstanding, slip, trip

- I made an error when I counted the cash, so I'll have to re-count it.
[ترجمه ترگمان] وقتی پول‌ها را شمردم، اشتباه کردم، پس باید آن را حساب کنم
[ترجمه گوگل] وقتی پول نقد را شمارش کردم، خطایی کردم، بنابراین مجبورم دوباره آن را حساب کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I called her by a wrong name, but I didn't realize my error till later.
[ترجمه ترگمان] با یک اسم اشتباه او را صدا زدم، اما تا بعد متوجه خطای خودم نشدم
[ترجمه گوگل] من او را با یک نام اشتباه نامیدم، اما خطای من را تا بعد متوجه نشدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a morally wrong act.
مترادف: offense, transgression
مشابه: impropriety, indiscretion, misdeed, sin, trespass

- He apologized for his error, but she was slow to forgive him.
[ترجمه ترگمان] او از خطای او عذر خواست، اما خیلی کند بود که او را ببخشد
[ترجمه گوگل] ...

واژه error در جمله های نمونه

1. an error in judgement
اشتباه در قضاوت

2. the error of those who pontificated about the outcome of the elections became evident
اشتباه آنان که درباره‌ی نتیجه‌ی انتخابات اظهار اطلاع می‌کردند عیان شد.

3. an error of judgement
خطای داوری،اشتباه در قضاوت

4. cumulative error
لغزش فزونگر (اشتباهی که میزان و اهمیت آن در آزمون‌های پی‌درپی مرتبا بیشتر می‌شود)،خطای تراکمی

5. a literal error
لغزش واتی (یا حرفی)

6. a scribal error
خطای نگارشی

7. a typographical error
اشتباه چاپی (تایپی)

8. an egregious error
اشتباه لپی

9. rife with error
پراز غلط

10. through an error
به خاطر اشتباه

11. due to human error and not because of machine malfunction
بخاطر لغزش انسان و نه به واسطه‌ی بد کار کردن ماشین

12. he made an error in adding up the bill
در محاسبه‌ی صورتحساب اشتباه کرد.

13. to be in error
در اشتباه بودن

14. ...

مترادف error

ضلالت (اسم)
deviation , aberration , loss , straying , error , perdition , ruin , doom
غلط (اسم)
aberration , error , mistake , fallacy , illusion , errancy , delusion , inaccuracy , vagrancy , misbelief
اشتباه (اسم)
slip , error , mistake , errancy , blame , wrong , fault , flounder , fumble , gaffe , boo , inaccuracy , snafu , misgiving , mix-up
سهو (اسم)
slip , error , mistake , wrong , blunder , oversight , inadvertence , omission , inadvertency , miscue
خطا (اسم)
slip , error , mistake , transgression , lapse , fault , miss , sin , blunder , miscue , misfeasance
خبط (اسم)
dereliction , error , mistake , rascality , blunder , boner , gaffe
تقصیر (اسم)
error , delinquency , offense , fault , guilt , crime , rap
لغزش (اسم)
slip , error , slide , offense , lapse , flounder , gaffe , trip , stumble , slippage , peccadillo
عقیدهنادرست (اسم)
error

معنی عبارات مرتبط با error به فارسی

قطار خطاها
رمز خطا رس
رمزخطایی
وضعیت خطا
کنترل خطا
رمز خطا یاب
خطا گیری
خطا گیر
رمز خطا گیر
خطا یابی
در روی خطا
بی خطا
در روی خطا نما
انسان جایز الخطاس
سیاهه خطاها
پیغام خطانما
محدوده خطا
error ra ...

معنی error در دیکشنری تخصصی

error
[حسابداری] اشتباه
[عمران و معماری] خطا - اشتباه
[کامپیوتر] اشتباه ، خطا . - خطا اشتباه ، شرایطی که در آن یک کامپیوتر نمی تواند دستورهای خود را دنبال کند . با داده ی ضبط شده نمی تواند به درستی بازیابی شود . در کامپیوتر وجود خطا الزوماً به معنای عملکرد اشتباه انسان نیست . نگاه کنید به hard error , error message , soft error .
[برق و الکترونیک] خطا - خطا 1.اختلاف بین مقدار واقعی و مقدار محاسبه یا مشاهده شده 2. malfunction .
[صنعت] خطا ، اشتباه
[حقوق] اشتباه، سهو، خطا، تقصیر
[ریاضیات] خطا، اشتباه، لغزه، بیراهی، غلط
[آمار] خطا
[برق و الکترونیک] تقویت کننده خطا تقویت کنده ای عملیاتی یا تفاضلی که پسخورد را در یک سیستم یا مدار حلقه - بسته کنترل می کند. در صورتی که خروجی نسبت به ولتاژ خطایی توسط این تقویت کننده تولید می شود . در منابع تغذیه قطع و وصلی نیز ولتاژ خروجی را با تنظیم مدوله ساز پهنای پالس تصحیح می کند .
[حسابداری] تجزیه وتحلیل اشتباه
[کامپیوتر] تجزیه و تحلیل خطا .
[ریاضیات] تحلیل خطا
[آمار] تحلیل خطا
[ریاضیات] آزمایش و خطا
[زمین شناسی] ناحیهای در اطراف یک نقطه یا خط دارای پهنا یا شعاعی دو برابر خطای اپسیلون. locusنقاط اطراف خط گرفته شده که باید خط صحیح را در بر گیرد.
[ریاضیات] کران خطا، کران خطایی
[کامپیوتر] بررسی خطا . - بررسی خطا ، کنترل خطا 1. اشاره به روشهای گوناگونی است که شرایط معتبر داده را آزمایش می کند . 2. فرایندی که به وسیله ی آن ، دو کامپ ...

معنی کلمه error به انگلیسی

error
• mistake, something that is incorrect
• an error is a mistake.
• if something happens in error, it happens by mistake.
• trial and error: see trial.
error amendment
• change made to correct an error
error control
• automatic location of mistakes in the reception of electronic communications
error correcting protocol
• protocol for transferring data without errors through a modem
error correction
• transfer of data which includes a mechanism for correcting transmission errors
error correction code
• code that checks identifies and corrects data errors in a computer (by joining it to each unit of data that is stored in memory and checking the data again on repeat reads), ecc
error handling
• manner in which a program deals with hardware errors or errors by a user
error in judgement
• mistake in assessment, error in appraisal or evaluation, miscalculation
error in persona
• mistaken identity
error message
• printed message informing the user of an error which has occurred
error rate
• ratio of incorrect assignments to categories or classes of a classification (archaeology)
error report
• itemization of the errors found on a computer
error signal
• symbol which shows that an error has occurred (computers)
accidental error
• unintentional mistake
balance error
...

error را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کاربر آبادیس
خطا
اشتباه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی error
کلمه : error
املای فارسی : ارور
اشتباه تایپی : ثققخق
عکس error : در گوگل

آیا معنی error مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )