برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1290 100 1

ethical

/ˈeθɪkl̩/ /ˈeθɪkl̩/

معنی: وابسته به علم اخلاق، بجی در امور اخلاقی، کتاب اخلاق
معانی دیگر: (وابسته به اخلاقیات و رفتار نیک) اخلاقی، بهخویانه، نیکخویانه، به کردارانه، نیک کردارانه، (فلسفه - وابسته به علم الاخلاق) بهکردار شناسانه، نیک کردارشناسانه، مطابق با اصول و مقررات حرفه ی بخصوص

بررسی کلمه ethical

صفت ( adjective )
مشتقات: ethically (adv.), ethicality (n.), ethicalness (n.)
(1) تعریف: of or concerning ethics.
مشابه: conscientious, moral, religious

- Mercy killing is seen as an ethical dilemma.
[ترجمه ترگمان] کشت کرم به عنوان یک معضل اخلاقی تلقی می‌شود
[ترجمه گوگل] قتل عام به عنوان معضل اخلاقی دیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Advances in medical science often bring up ethical questions.
[ترجمه ترگمان] پیشرفت‌ها در علوم پزشکی اغلب سوالات اخلاقی را مطرح می‌کنند
[ترجمه گوگل] پیشرفت در علوم پزشکی اغلب سوالات اخلاقی را مطرح می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: morally justified; conforming to a set of moral principles, esp. of a profession or other group.
متضاد: immoral, unprincipled, wrong
مشابه: moral, scrupulous, virtuous

- Animal rights groups argue that the use of these animals in experiments is not ethical even though it is legal.
[ترجمه ترگمان] گروه‌های مدافع حقوق حیوانات استدلال می‌کنند که استفاده از این حیوانات در آزمایش‌ها اخلاقی نیست، اگ ...

واژه ethical در جمله های نمونه

1. an ethical decision
تصمیم بهخویانه

2. an ethical doctor
دکتر وظیفه شناس (درستکار)

3. an ethical person
آدم بهخوی (نیک کردار)

4. modern ethical theories
نظریه های نوین در بهکردار شناسی

5. the ethical aspects of this matter are not the same as its economic ones
جنبه‌های اخلاقی این موضوع با جنبه‌های اقتصادی آن یکی نیست.

6. actions contravening ethical principles
کارهایی که با اصول اخلاقی مغایرت دارد.

7. decisions must be made within an ethical framework
تصمیمات بایستی در یک چارچوب اخلاقی اتخاذ گردند.

8. His behaviour has not been strictly ethical.
[ترجمه ترگمان]رفتار او به شدت اخلاقی نبوده است
[ترجمه گوگل]رفتار او به شدت اخلاقی نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Is it ethical to promote cigarettes through advertising?
[ترجمه ترگمان]آیا تبلیغ سیگار از طریق تبلیغات اخلاقی است؟
[ترجمه گوگل]آیا اخلاقی است که سیگار را از طریق تبلیغات تبلیغ کند؟
[ترجمه شما] ...

مترادف ethical

وابسته به علم اخلاق (صفت)
ethic , ethical
بجی در امور اخلاقی (صفت)
ethic , ethical
کتاب اخلاق (صفت)
ethic , ethical

معنی کلمه ethical به انگلیسی

ethical
• moral, pertaining to values and principles
• ethical means influenced by a system of moral beliefs about right and wrong.
ethical code
• moral guidelines, professional standards of acceptable conduct

ethical را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

RAS
اخلاق مدارانه
RAS دوم
اخلاق‌مدار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ethical
کلمه : ethical
املای فارسی : اتهیکل
اشتباه تایپی : ثفاهزشم
عکس ethical : در گوگل

آیا معنی ethical مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )