برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1281 100 1

evolving

واژه evolving در جمله های نمونه

1. Language is constantly and gradually evolving.
[ترجمه ترگمان]زبان به طور مداوم و به تدریج در حال تحول است
[ترجمه گوگل]زبان دائما و به تدریج تکامل یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Bacteria are evolving resistance to antibiotics.
[ترجمه ترگمان]باکتری‌ها در حال رشد مقاومت در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها هستند
[ترجمه گوگل]باکتری ها در حال رشد مقاومت به آنتی بیوتیک ها هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They have been applied to evolving software, hardware designs, chemical structures, music, pictures and video.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها برای توسعه نرم‌افزار، طراحی سخت‌افزار، ساختار شیمیایی، موسیقی، تصاویر و ویدیو اعمال شده‌اند
[ترجمه گوگل]آنها به نرم افزارهای در حال توسعه، ساختارهای سخت افزاری، ساختارهای شیمیایی، موسیقی، تصاویر و ویدیو اعمال شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It is also evolving rapidly to meet modern requirements.
[ترجمه ترگمان]هم چنین به سرعت در حال تکامل برای برآورده کردن نیازهای مدرن است
[ترجمه گوگل] ...

معنی evolving در دیکشنری تخصصی

evolving
[آمار] گسترشی
[آمار] مطالعه طولی گسترشی

معنی کلمه evolving به انگلیسی

evolving
• developing, gradually changing or maturing over time

evolving را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عبدالحامد
در حال تحول
Yazdan
در حال گسترش
در حال پیشرفت
باسم موالی زاده
رو به رشد
anoosh
در حال رشد
مرتضی بزرگیان
روبه تکامل
محمد
پیش رونده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی evolving مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )