برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1284 100 1

exhortation


معنی: تشویق، نصیحت، پند
معانی دیگر: هشدار، اندرز (دهی)، پرهیزاندن، تکلیف کردن، سفارش، ایزانش، نصحیت

بررسی کلمه exhortation

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of urging or advising earnestly.

(2) تعریف: written or spoken advice or urging.
مشابه: admonition

واژه exhortation در جمله های نمونه

1. The book is essentially an exhortation to religious tolerance.
[ترجمه ترگمان]این کتاب اساسا an به تحمل مذهبی است
[ترجمه گوگل]این کتاب اساسا تحریک به تحمل مذهبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The government has moved beyond exhortation to compulsion and thus removed yet another strand of local discretion.
[ترجمه ترگمان]دولت بیش از پیش به اجبار متوسل شده و از این رو رشته دیگری از اختیار ساکنان محلی را از دست داده‌است
[ترجمه گوگل]دولت فراتر از اخطار به اجبار رانده شده است و بنابراین رد دیگری از اختیار محلی را برداشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Warning rather than exhortation to virtue is the style of the fabliau morals.
[ترجمه ترگمان]هشدار به جای نصیحت به فضیلت، سبک اخلاق fabliau است
[ترجمه گوگل]هشدار به جای اخلاق به فضیلت، سبک اخلاق فاخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The planned exhortation died on my lips.
[ترجمه ترگمان]متن نقشه بر لب من نقش بست
[ترجمه گوگل]توصیه های برنامه ریزی شده بر ...

مترادف exhortation

تشویق (اسم)
abetment , encouragement , persuasion , exhortation , inspiration , eulogy , cheer-up
نصیحت (اسم)
exhortation , admonition , advice , protreptic , talking to
پند (اسم)
exhortation , saying , maxim , precept , advice , rede , axiom , motto , aphorism , moral

معنی کلمه exhortation به انگلیسی

exhortation
• admonition, urging, advice, council

exhortation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی exhortation
کلمه : exhortation
املای فارسی : اخهرتتین
اشتباه تایپی : ثطاخقفشفهخد
عکس exhortation : در گوگل

آیا معنی exhortation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )