برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1332 100 1

expert

/ˈek.spɜrt/ /ˈek.spɜrt/

معنی: ممیز، متخصص، خبره، کارشناس، ویژهگر، ویژه کار، ماهر
معانی دیگر: کاردان، اهل فن، کارشناسانه

بررسی کلمه expert

اسم ( noun )
• : تعریف: one who is very skilled in or knowledgeable about a particular thing.
مترادف: ace, adept, master, master hand, old hand, whiz
متضاد: amateur, beginner, novice
مشابه: artist, authority, connoisseur, maestro, mastermind, pro, pundit, specialist, veteran, virtuoso, wizard

- He is an expert on the history of the American West.
[ترجمه امیرحسین] او یک متخصص درمورد تاریخ آمریکا است
|
[ترجمه ترگمان] او متخصص تاریخ غرب آمریکا است
[ترجمه گوگل] او متخصص تاریخ غرب آمریکا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- You should call in an expert to help you with your computers.
[ترجمه محمدرضا] شما باید با متخصص تماس بگیرید تا به شما در استفاده از رایانه های شما کمک کند|
[ترجمه ترگمان] شما باید به یک متخصص زنگ بزنید تا با کامپیوتر شما به شما کمک کند
[ترجمه گوگل] شما باید با ...

واژه expert در جمله های نمونه

1. an expert in education
کارشناس آموزش و پرورش

2. an expert in traffic safety
کارشناس ایمنی ترافیک

3. an expert wine taster
شرابچش خبره

4. a diplomatic expert
کارشناس امور سیاسی

5. a known expert
کارشناس معروف

6. a legal expert
کارشناس حقوقی

7. a self-styled expert
کسی که خودش ادعا می‌کند خبره است

8. a would-be expert
کسی که به گمان خود خبره است.

9. he was an expert both in manipulating the dialectic processes and in applying them to theology
او در پردازش فرآیندهای دیالکتیکی و همچنین در به کار زدن آنها در الهیات استاد بود.

10. she presented her expert opinion to the panel
او نظریات کارشناسانه‌ی خود را به گروه ارائه داد.

11. he is something of an expert
او نسبتا خبره است.

12. an illuminated man who is an expert in economic matters
مردی روشنفکر و خبره در امور اقتصادی

13. a beginner's work can not compare with that of an expert
...

مترادف expert

ممیز (اسم)
point , expert , auditor , decimal point , radix point , scrutineer , verifier
متخصص (اسم)
expert , proficient , authority , specialist
خبره (اسم)
expert , connoisseur , taster
کارشناس (اسم)
expert , judge , critic
ویژهگر (اسم)
expert , specialist
ویژه کار (اسم)
expert , specialist
ماهر (صفت)
capable , slick , great , handy , understanding , industrious , cunning , adept , skilled , expert , skillful , proficient , skilful , dexterous , adroit , deft , dextrous , light-footed , light-handed , ingenious , workmanlike , workmanly , natty , sciential , wieldy

معنی expert در دیکشنری تخصصی

expert
[برق و الکترونیک] متخصص ، خبره
[مهندسی گاز] متخصص ، کارشناس ، خبره
[صنعت] ماهر ، خبره ، متخصص، کارشناس
[حقوق] کارشناس، متخصص
[نساجی] متخصص - شخص خبره
[حقوق] کارشناسی، نظر کارشناسی، نظر تخصصی
[حقوق] توافق صریح
[حقوق] داور کارشناسی
[حقوق] شهادت کارشناس
[کامپیوتر] مجموعه ی خبره - نوعی فونت که شامل مجموعه ی کاملی از حروف صدادار ؛ حروف بزرگ با اندازه ی کوچک و کاراکترهای مخصوص دیگری است.
[کامپیوتر] سیسم خبره .
[کامپیوتر] سیستم هوشمند ، سیستم خبره . - سیستم خبره ، سیستم متخصص - نوعی برنامه ی کامیپوتری که با استفاده از اطلاعات ذخیره شده ، دستاورهای را در مورد خاصی به ارمغان می اورد . این برنامه با یک پایگاه داده که اطلاعات را بدون تغییر در اختیار کاربر قرار می دهد ، تفاوت دارد. سیستمهای خبره به شکلی گسترده برای عیب یابی ماشینها و به طور موفقیت آمیزی در تشخیص بیماریها به کار می روند. هر سیستم خبره سه قسمت دارد: (1) رابط کاربری که از طریق آن با کاربر ارتباط برقرار می شود. این رابط ممکن است فهرستها فرمانها یا پرسشهایی با پاسخ کوتاه باشد . نگاه کنید به user interface . (2) پایگاه دانش که دارای تخصص ذخیره شده است . (3) موتور استنتاجی که به وسیله ی انجام عملیات منطقی ساده بر روی پایگاه دانش و اطلاعات تهیه شده توسط کاربر ، نتایج را بیرون می کشد. نگاه کنید به prolog ; fuzzy ...

معنی کلمه expert به انگلیسی

expert
• person skilled in a particular area, specialist
• skilled, knowledgeable
• an expert is a person who is very skilled at doing something or who knows a lot about a particular subject.
• someone who is expert at doing something is very skilled at it.
expert authorities
• those who have expert knowledge in a particular field
expert in
• versed in, specialist on, knowledgeable in
expert on
• very skillful in the field of, much informed with regards to the matter of
expert opinion
• assessment of an authority on an issue, opinion of a specialist, estimation of one experienced in a particular field
expert system
• program which simulates the thought process of an expert in a certain field (using algorithms of artificial intelligence)
expert witness
• professional person who gives relevant testimony from the field of his expertise (law)
atomic expert
• one who specializes in atomic energy (energy obtained from nuclear fission)
beat the expert
• defeat a person who knows a great deal about a particular thing
police bomb disposal expert
• police officer that is an expert at disabling bombs and other explosives
salvage expert
• one who is very knowledgeable about salvage operations

expert را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Aida
a person who has special skills or knowledge of a subject
حجت مظفری پور
برگزیده، گزیده
sania
محقق ، پژوهشگر
cloud
a person who knows a lot about something
Anis.es
کارشناس
tinabailari
she is a computer expert
علی
خبره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی expert
کلمه : expert
املای فارسی : اکسپرت
اشتباه تایپی : ثطحثقف
عکس expert : در گوگل

آیا معنی expert مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )