برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1326 100 1

extremely

/ɪkˈstriːmli/ /ɪkˈstriːmli/

معنی: خیلی، بشدت، بافراط

بررسی کلمه extremely

قید ( adverb )
• : تعریف: in a great degree; very.
متضاد: barely, moderately, slightly, slightly
مشابه: awful, damn, exceedingly, immensely, plenty, precious, pretty, stark, very

- an extremely hot day
[ترجمه ترجمه نگین] یک روز بشدت گرم
|
[ترجمه مصطفی] یک روز خیلی گرم
|
[ترجمه Mobina] یک روز بشدت گرم
|
[ترجمه ترگمان] یک روز فوق‌العاده گرم
[ترجمه گوگل] یک روز بسیار گرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه extremely در جمله های نمونه

1. an extremely tender situation
یک وضعیت بسیار حساس

2. the extremely successful and the middling successful
بسیار موفق‌ها و نسبتا موفق‌ها

3. i am extremely happy to have met you
از ملاقات شما بی‌نهایت خوشوقتم.

4. limestone is extremely permeable to water
سنگ آهک نسبت به آب بسیار تراوا است.

5. the weather was extremely hot
هوا به شدت گرم بود.

6. Most schools are extremely unwilling to cut down on staff in order to cut costs.
[ترجمه ترگمان]اغلب مدارس به شدت مایل به کاهش هزینه‌های کارکنان به منظور کاهش هزینه‌ها نیستند
[ترجمه گوگل]اکثر مدارس به شدت مایل به کاهش کارمندان نیستند تا هزینه ها را کاهش دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The hostages are being held in extremely harsh conditions .
[ترجمه ترگمان]گروگان‌ها در شرایط بسیار سختی نگهداری می‌شوند
[ترجمه گوگل]گروگان ها در شرایط بسیار سخت قرار دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I found his manner extremely unpleas ...

مترادف extremely

خیلی (قید)
a great deal , very , many , much , extremely , far , extra , lot , crazy , ghastly , appreciably , jolly , considerably , damnably , highly , much more
بشدت (قید)
extremely , acutely , sorely , hardly
بافراط (قید)
extremely

معنی عبارات مرتبط با extremely به فارسی

(رادیو) بسامد بسیار زیاد (بین 30000 و 300000 مگا هرتز)

معنی extremely در دیکشنری تخصصی

extremely
[ریاضیات] خیلی زیاد، بغایت، بشدت، نهایتا، بی نهایت
[برق و الکترونیک] بسامد نهایت بالا ( ای اچ اف ) نام داده شده از سوی کمیسیون ارتباطات فدرال به بسامدی که در باند 30 تا 300 گیگاهرتز ، متناظر با امواج میلیمتری بین 1 و 10 میلیمتر قرار داشته باشد .
[برق و الکترونیک] بسامد نهایت - پایین ( ای ال اف ) بامد کمتر از 300 هرتز در طیف رادیویی که متناظر با طول موج بالای 100 کیلومتر است .

معنی کلمه extremely به انگلیسی

extremely
• very, highly, very much; in a radical manner
extremely low frequency
• emission of low-frequency electromagnetic radiation from electrical appliances
extremely weird
• very strange, extremely odd
enjoyed himself extremely
• had fun, had a good time, had a ball

extremely را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Zohre😻
بی نهایت
zahra
بی نهایت.فوق العاده
hosein
به شدت
افشین
فوق العاده
زهرا موسوی
خیلی زیاد، بسیار
Zohre
Very very.lots of
خیلی خیلی.بسیار زیاد
احمد فریدنیا
تا حد نهایت
علی هادی
به شدت،خیلی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی extremely
کلمه : extremely
املای فارسی : اخترملی
اشتباه تایپی : ثطفقثئثمغ
عکس extremely : در گوگل

آیا معنی extremely مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )