برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1345 100 1

Flash light


نوربرق درعکاسی شب، چراه قوه

واژه Flash light در جمله های نمونه

1. The flashing light means you must stop.
[ترجمه lena] چراغ چشمک زن به این معناست که تو باید بایستی
|
[ترجمه ترگمان]چراغ چشمک‌زن یعنی باید بس کنی
[ترجمه گوگل]نور چشمک زن به این معنی است که شما باید متوقف شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The flashing lights denote dangerous roads ahead.
[ترجمه ترگمان]نوره‌ای درخشان جاده خطرناک را نشان می‌دهند
[ترجمه گوگل]چراغ های چشمک زدن مسیرهای خطرناکی را نشان می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The flashing lights mean that the road is blocked.
[ترجمه ترگمان]نوره‌ای چشمک‌زن به این معنی است که جاده مسدود شده‌است
[ترجمه گوگل]چراغ های چشمک زدن به این معنی است که جاده مسدود شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She woke to find her dark room lit by flashing light ...

معنی Flash light در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] چراغ قوه

Flash light را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

karina
چراغ قوه
pony
چراغ قوه
يكتا حبيبي
Torch
a small electeric light that you can carry
English Teacher
a small electric light that you carry in your hand
چراغ قوه
ggg
چراغ قوه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی flash light
کلمه : flash light
املای فارسی : فلش لایت
اشتباه تایپی : بمشسا مهلاف
عکس flash light : در گوگل

آیا معنی Flash light مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )