برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1270 100 1

From time to time

/frʌm taɪm tu taɪm/ /frɒm taɪm tuː taɪm/

گاه و بیگاه، گهگاه، هرچند وقت یکبار

واژه From time to time در جمله های نمونه

1. Remember to look back upon your mistakes from time to time, but never regret them.
[ترجمه ترگمان]به خاطر داشته باش که گاهی به اشتباه خود نگاه کنی، اما هیچ وقت از آن‌ها پشیمان نخواهی شد
[ترجمه گوگل]به یاد داشته باشید که از اشتباهاتتان گله مند هستید، اما هرگز آنها را پشیمان نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I like to buy myself little luxuries from time to time.
[ترجمه ترگمان]من دوست دارم از زمانی به زمان دیگر تجملات را بخرم
[ترجمه گوگل]من دوست دارم خودم را از لحظه های گشت و گذار کمی لذت ببرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Remember to look back at your mistakes from time to time, but never regret them.
[ترجمه ترگمان]به خاطر داشته باش که گاهی به اشتباه خودت نگاه کنی، اما هیچ وقت از آن‌ها پشیمان نخواهی شد
[ترجمه گوگل]به یاد داشته باشید که از اشتباهاتتان گله مند هستید، اما هرگز آنها را پشیمان نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Stress is a fact of life from time to time for all of us.
[ترجمه ترگمان]استرس، ...

معنی کلمه From time to time به انگلیسی

from time to time
• sometimes, occasionally, once in while

From time to time را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احمد فریدنیا
مرتباً
مرجان میری لواسانی
هر از گاهی
گاه به گاه
گهگاه
هر چند وقت یک بار
Amir
Sometimes, but nor regularly or very often
هر از گاهي
مهدی صباغ
Phrase :
بعضی وقتها
گاه گاهی
هر چند وقت یکبار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی from time to time
کلمه : from time to time
املای فارسی : فروم تیم تو
اشتباه تایپی : بقخئ فهئث فخ فهئث
عکس from time to time : در گوگل

آیا معنی From time to time مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )