برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1230 100 1

facing

/ˈfeɪsɪŋ/ /ˈfeɪsɪŋ/

معنی: نما، روکش، رویه، متوجه
معانی دیگر: (دوزندگی) سجاف، حاشیه ی زینتی، رویه ی یخه (یقه)، پارچه ای که برای سجاف دوزی یا حاشیه دوزی و یا رویه ی یخه به کار می رود، (معماری) روکار، رخپوش، بیرونه، علائم ریاضی مثل x و +

بررسی کلمه facing

اسم ( noun )
• : تعریف: material applied to a surface as a covering, such as bricks to a cement wall or lining to a coat.
مشابه: veneer

واژه facing در جمله های نمونه

1. facing my bad-tempered teacher was quite a ordeal
رو به رو شدن با معلم بدخلق من کار بسیار شاقی بود.

2. he was facing a revolt even in his own party
حتی در حزب خودش هم با عصیان مواجه بود.

3. they sat facing each other without speech
آنها بدون گفت و شنود در برابر هم نشستند.

4. the court is facing a backlog of cases
دادگاه با دعاوی عقب افتاده‌ی زیادی مواجه است.

5. the western world was facing a shortage of manpower
جهان غرب با کمبود کارگر مواجه شده بود.

6. the girl stood with arms akimbo facing her mother
دختر دست به کمر جلو مادرش ایستاد.

7. She could see a figure sitting immobile, facing the sea.
[ترجمه ترگمان]می‌توانست هیکلی را ببیند که بی‌حرکت نشسته بود و به دریا خیره شده بود
[ترجمه گوگل]او می تواند یک چهره نشسته بی حرکت، رو به دریا را ببینید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Some of the problems schools are facing are a carry-over from the previous government's policies.
[ترجمه ترگمان]برخی از مشکلات مدارس با توجه به سیاست‌های دولت قبلی در حال انجام است
[ترجمه گوگل]برخی از مشکالت مدارس رو به رو هس ...

مترادف facing

نما (اسم)
face , view , facing , index , air , front , exponent , visage , surface , hue , diagram , superficies
روکش (اسم)
slip , facing , coat , coating , plate , blanket , veneer , capote , casing
رویه (اسم)
upper , tack , top , procedure , facing , cover , surface , method , scheme , metier , comportment , vamp , praxis , tenor , instep , ism
متوجه (صفت)
careful , alert , advertent , attentive , mindful , facing , heedful , setting off

معنی عبارات مرتبط با facing به فارسی

معنی facing در دیکشنری تخصصی

facing
[عمران و معماری] رخپوش
[زمین شناسی] رخپوش- روکار ، نما
[نساجی] مدل جلو یقه
[پلیمر] رویه، نما، وجه
[آب و خاک] رویه سازی(سنگفرش)
[عمران و معماری] آجرنما - آجر روکار
[زمین شناسی] آجر نما ، آجر رو کار
[عمران و معماری] بتن نما
[زمین شناسی] بتن نما
[کامپیوتر] صفحات روبرو
[زمین شناسی] صفحات پوشش رینگ های قابل تعویض ویا صفحاتی متعلق به پوشش دماغه (head cover) و رینگ تحتانی توربین که از آنها در مقابل ساییدگی محافظت می نماید .
[عمران و معماری] پرده قیری
[نفت] روکش کردن با فلز سخت
[زمین شناسی] سنگفرش
[عمران و معماری] سنگفرش
[عمران و معماری] پرده بتن مسلح
[عمران و معماری] سنگریز حفاظتی
[زمین شناسی] سنگریز حفاظتی
[ریاضیات] پرداخت سطح
...

معنی کلمه facing به انگلیسی

facing
• coating, covering (ornamental or protective); decorative trim sewn on the edge of clothes or other fabric
• pertaining to coating, covering (ornamental or protective); positioning to face something
• facing is a second layer of material which is stitched inside the cuffs, collar and some other parts of clothes in order to strengthen them and make them look neat.
• the facings of a uniform, jacket, or coat are its collar and cuffs when they are made of a different fabric from the main part.
• a facing on a wall is a layer of stone, concrete, or other material that is spread over its surface in order to make it look attractive.
• see also face.
facing the sea
• looking towards the sea, opposite the sea
stone facing
• stone covering over a cement wall

facing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
مواجه شدن
شهین
مراقبت
مجتبی
در مقابل
مجتبی
در مواجهه با
آرش رضويان
رويكرد
احمد ایمانی
روبرو / مقابل / نمای بیرونی دیوار / سجاف(خیاطی) / نما
sami
پیشِ رو
مهدی صباغ
رویارویی با
مقابله با
مبارزه با
برخورد با
محدثه فرومدی
رودررویی، روبرویی، تقابل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی facing
کلمه : facing
املای فارسی : فیسینگ
اشتباه تایپی : بشزهدل
عکس facing : در گوگل

آیا معنی facing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )