انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 950 100 1

fatherhood

تلفظ fatherhood
تلفظ fatherhood به آمریکایی/ˈfɑːðərˌhʊd/ تلفظ fatherhood به انگلیسی/ˈfɑːðəhʊd/

معنی: پدری، اصل، اصلیت
معانی دیگر: منشاء

بررسی کلمه fatherhood

اسم ( noun )
(1) تعریف: the state or fact of being a father.

(2) تعریف: the qualities of a father.

واژه fatherhood در جمله های نمونه

1. Fatherhood had been thrust on him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پدرانه به او حمله کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدر و مادر به او حمله کرده بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I see fatherhood as a chance to turn over a new leaf.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من پدر بودن رو به عنوان یه شانس برای تبدیل شدن به یه برگ جدید می‌بینم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من پدر و مادر را به عنوان فرصتی برای تبدیل شدن به یک برگ جدید می بینم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. They both have learnt that ambition and successful fatherhood can be mutually exclusive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دوی آن‌ها فهمیده‌اند که جاه‌طلبی و پدری موفق می‌تواند متقابلا انحصاری باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها هر دو آموخته اند که جاه طلبی و پدر و مادر موفق می تواند متقابلا منحصر به فرد باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Fatherhood doesn't immediately spring to mind when you think of James.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی فکر می‌کنی به جیمز فکر می‌کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی که از جیمز فکر می کنید، پدر به سرعت به ذهن نمی آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Fatherhood seems to have brought out the caring side of him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بنظر میاد که
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدر به نظر می رسد که طرف مراقب او را آورده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He took to fatherhood like a duck to water.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او را مثل اردک به سوی آب برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان یک اردک به آب به پدر و مادر احتیاج داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Geoff has launched himself into fatherhood with great enthusiasm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جف خود را با شور و شوق بسیار به سمت پدری سوق داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جفح با شور و شوق زیادی به پدر و مادرش راه یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The idea of fatherhood frightens me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فکر پدر بودن مرا می‌ترساند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایده پدرش مرا ترساند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The responsibilites of fatherhood are many.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The پدری، افراد زیادی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسئولیت پدر و مادر بسیار زیاد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Martin was so delighted at the idea of fatherhood that he became lovely and loving again, even drank less.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مارتین به این نتیجه رسید که او دوباره دوست‌داشتنی و دوست‌داشتنی شده‌است و حتی کم‌تر مشروب می‌خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مارتین از ایده پدرش لذت برده بود که او دوباره دوست داشتنی و دوست داشتنی بود، حتی کمتر نوشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Fatherhood has been the greatest challenge of my life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پدرانه بهترین چالش زندگی من بوده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدر بزرگترین چالش زندگی من بوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Jerry doesn't take the responsibilities of fatherhood very seriously.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جری مسئولیت پدری را بسیار جدی نمی‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جری مسئولیت های پدر و مادر را بسیار جدی نمی گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He drew the line at fatherhood.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او خط را به طرف پدر شدن کشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خط را در پدر و مادر ترسیم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The psychoanalyst Sam Osherson theorizes that fatherhood threatens the very structure of male psychology.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تحلیلگر، \"سام Osherson theorizes\" می‌گوید که \"پدری\" ساختار روانشناسی مرد را تهدید می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سم اهرسون، روانکاو، نظریه اینست که پدرش ساختار روانشناسی نر را تهدید می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Fatherhood is a lifelong responsibility.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Fatherhood یک مسئولیت مادام العمر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدر و مادر مسئولیت تمام طول عمر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف fatherhood

پدری (اسم)
fatherhood , patronymic , parenthood
اصل (اسم)
point , quintessence , inception , principle , real , maxim , axiom , germ , origin , root , stem , radical , element , strain , authorship , provenance , fatherhood , paternity , mother , motif , principium , rootstock
اصلیت (اسم)
identity , reality , inherence , inherency , fatherhood , paternity

معنی عبارات مرتبط با fatherhood به فارسی

معنی کلمه fatherhood به انگلیسی

fatherhood
• position or duties of a father
• fatherhood is the state of being a father.

fatherhood را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی fatherhood

سونیا تبریزی ١٩:١٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
You do not have a fatherhood
پدر کشی ندارین که
|

پیشنهاد شما درباره معنی fatherhood



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fatherhood
کلمه : fatherhood
املای فارسی : فتهرهود
اشتباه تایپی : بشفاثقاخخی
عکس fatherhood : در گوگل


آیا معنی fatherhood مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )